کارتون زیبای ناروتو کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان
پخش شده از شبکه فارسی  1
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
1386/01/24
ابعاد ایمان به پیامبر اعظم(ص)در قرآن و روایات
صغری عبدلی
اشاره:
خداوند انسان را آفرید و او را گرامی داشت (1) و نیازهای او را به لطف خویش عطا نمود تا مسیر کمال و عبودیت را بپیماید و به سعادت دنیوی و اخروی نایل گردد. از آنجا که انسان موجودی اجتماعی است و از سوی دیگر شناخت کافی نسبت به جهان پیرامون خود نداشته و مصالح اجتماعی خویش را به طور صحیح نمی شناسد و همچنین عدالت جویی و عدالت خواهی او فطری است، به کسی نیاز دارد که او را در این امور راهنمایی کند. درست به همین دلیل است که خداوند پیامبران را به سوی انسانها فرستاده است.
پیامبران آمده اند تا مردم را ارشاد نموده و نسبت به وظایف انسانی و الهی خویش آگاه سازند و همچنین آنان را در مسیر تزکیه و تعلیم و تربیت یاری نموده، جامعه را به سوی گسترش عدالت که از اهداف مهم بعثت انبیا می باشد، سوق دهند و بدین ترتیب انسانها را به آنچه مطلوب خداوند است نایل گردانند. چنانکه قرآن کریم در آیه 25 سوره حدید می فرماید: «پیامبران خود را با دلایل و بینات فرستادیم تا در میان مردم عدالت را برپا کنند.»
ایمان چیست؟
انسانها باید از نیروی ایمان برخوردار باشند تا هم در امور دنیوی و استقرار عدالت در جهان مادی موفق شوند و هم در امور اخروی به سعادت ابدی نایل گردند. ایمان از ریشه «أمن» به معنای ضد خوف می باشد و در لغت به معنی تصدیق و مخالف تکذیب است(2).
اما در اصطلاح چنانچه از آیات متعدد قرآن استناده می شود، ایمان نور است و به معنای اذعان و تصدیق چیزی و التزام به لوازم آن است. مثلاً ایمان به خدا در واژه های قرآن، به معنای تصدیق یگانگی او و پیغمبرانش و تصدیق به روز جزا و بازگشت به سوی او و تصدیق هر حکمی است که فرستادگان او آورده اند.(3)
البته بین مفهوم لغوی و اصطلاحی ایمان ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. چنانکه گفته شده، ایمان از ریشه «امن» گرفته شده است و مؤمن به واسطه ایمان آوردن از عذاب الهی ایمن شده است.(4)
همچنین انسان مؤمن با ایمان آوردن، اعتقادات خودش را از شک و تردید امنیت می بخشد که همانا تردید، آفت اعتقاد است. به تعبیر دیگر، ایمان، انسان را در اعتقادش استوار می سازد.(5)
لزوم ایمان به پیامبران الهی
لازمه ایمان به خدا، ایمان و تصدیق پیامبران او و همچنین تصدیق کتابهای پیامبران می باشد که البته لازمه این ایمان، اطاعت از دستورات آنها و بلکه عین اطاعت از آنهاست.(6)
چنانکه قرآن در سوره مؤمنون هم ایمان اعتقادی و علمی و هم ایمان عملی و نیروی اطاعت و انقیاد در روان را مد نظر قرار داده است و دو رکن ایمان در مؤمنان را، اعتقاد به اصول توحید و نبوت و معاد و صفات خدای تعالی و دیگری، التزام عملی و جوارحی و قیام به ادای وظایف و پیروی از برنامه مکتب عالی قرآنی می داند.(7)
قرآن می فرماید: «پیامبر به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است (و او به تمام سخنان خود کاملاً مؤمن می باشد) و همه مؤمنان (نیز) به خدا و فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش ایمان آورده اند (و می گویند:) ما بین هیچ یک از پیامبران او تفاوت نمی گذاریم (و به همه ایمان داریم) و (مؤمنان) گفتند: ما شنیدیم و اطاعت کردیم، پروردگارا (انتظار) آمرزش تو را (داریم) و بازگشت (ما) به سوی توست.»(8)
ایمان به وحی بر پیامبر(ص)
در واقع کسی که به خداوند ایمان داشته باشد، به پیامبرانی که از سوی او برای هدایت بشر فرستاده شده اند ایمان آورده، چنانکه پیامبر اکرم(ص) به گواهی قرآن به آن ایمان داشته است.
اما نکته اینجاست که حضرت ختمی مرتبت(ص)، افضل(9) پیامبران الهی است که ایمان به آن حضرت، طبق نص آیات قرآن واجب است.(10) «امنوا با... ورسوله والکتب الذی نزل علی رسوله»(11)
و نیز آیات زیادی از کتاب خدا دستور به ایمان به پیامبر اکرم(ص) داده اند. از جمله آیه 81 سوره آل عمران فرموده: «به خاطر بیاورید هنگامی که خداوند از پیامبران و پیروان آنها پیمان مؤکد گرفت: به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید.»
در نتیجه این آیه بر لزوم ایمان به پیامبر(ص) از سوی جهانیان از آدم تا خاتم دلالت دارد. حضرت علی(ع) در این باره می فرماید: «خدا پیامبری را از آدم و بعد از او نفرستاد، مگر آن که میثاق را در امر حضرت محمد(ص) اخذ فرمود.» (12)
بنابراین آیات و روایات به ایمان نسبت به پیامبر(ص) قبل از ایمان به پیامبران الهی صراحت دارد و بر آن تأکید می نماید.
اما مسأله ایمان به پیامبر(ص) از جنبه های متفاوتی قابل بحث می باشد، ولی آنچه اساسی به نظر می رسد، بررسی مسأله ایمان به آن حضرت در موارد عصمت، اخذ وحی و حقانیت رسالت آن بزرگوار و همچنین ایمان به وعده های پیامبر اکرم(ص) می باشد.
ابعاد ایمان به پیامبر(ص)
الف) ایمان به عصمت پیامبر اکرم(ص)
عصمت یعنی مصونیت از گناه و اشتباه؛ یعنی پیامبران نه تحت تأثیر هواهای نفسانی قرار می گیرند و مرتکب گناه می شوند و نه در کار خود دچار خطا و اشتباه می شوند. عصمت یک حالت راسخ در نفس معصوم و یا یک ملکه نفسانی است که آثار ویژه ای دارد که هرگز از آن جدا نمی شود.(13) معصوم در پرتو حالت کاملی از تقوا و پاکدامنی که در نفس و روان او راسخ و پابرجا می باشد، به پایه ای می رسد که پیوسته عصیان و خلافکاری را از محیط زندگی طرد کرده و ساحت خود را از گناه و لغزش پاک نگه می دارد.(14)
عصمت پیامبر اکرم(ص) و پیراستگی او از خطا و اشتباه در اخذ وحی از مقام ربوبی و یا در ابلاغ رسالتی که بر عهده گرفته است به طور صریح در آیات قرآن مطرح شده است.
خداوند در سوره اعلی می فرماید: «ما بزودی (قرآن) را بر تو می خوانیم و هرگز فراموش نخواهی کرد». همچنین در سوره نجم درباره پیامبرش می فرماید: «او از روی میل نفسانی سخن نمی گوید».
همچنین در آیات بعدی همین سوره می فرماید: «قلب (پاک او) در آنچه دید، هرگز دروغ نگفت. آیا با او درباره آنچه (با چشم خود) دیده مجادله می کنید و... چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد (آنچه دید واقعیت بود).» (15)
گواه دیگر درباره مصونیت پیامبر از خطا و لغزش، آیه تطهیر می باشد. آنجا که می فرماید: «خداوند می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد.»(16)
این آیه از بارزترین دلایل عصمت اهل بیت(ع) بوده و طبق آن، مطلق پلیدی و آلودگی معنوی اعم از صغیره و کبیره از اهل بیت(ع) نفی شده است. چنانکه ابوسعید خدری می گوید: «رسول خدا(ص) درباره این آیه مبارکه فرمود: این آیه درباره من و علی و فاطمه و حسن و حسین فرود آمده است».(17)
بنابراین با دقت در آیات متعددی از قرآن کریم و روایات ائمه(ع) می توان دریافت که بر عصمت پیامبر اکرم(ص) تأکید و تصریح شده است و آن حضرت اول معصوم آن چهارده نور الهی است و این موضوعی است که همه مؤمنان واقعی به رسول ا...(ص) بدون تردید آن را پذیرفته اند و هیچ گاه به خود شک و تردید راه نمی دهند.
نکته قابل توجه در بحث عصمت این است که یکی از اهداف اساسی پیامبران الهی، هدایت و تربیت مردم بوده است و تحقق این هدف در گرو شرایطی است که مهمترین آن، ایمان افراد به صدق گفتار مربی است و بدون تحقق چنین شرطی، سخن و برنامه مربی نیز تحقق نمی یابد. هر گاه عمل مربی با گفتار او مطابق باشد، طبعاً اعتماد شنونده را جلب می کند و گرایش مردم به آن مکتب را سبب می شود و همچنین در صورت تناقض عمل مربی با گفتار او، در عامه باعث ایجاد تنفر می شود و گرایشی هم صورت نمی گیرد. (18)
و سرانجام این که آیات متعددی از قرآن که دستور اطاعت بی قید و شرط از همه دعوتهای پیامبر(ص) را صادر کرده، نشان از گواه قرآن بر عصمت این شخصیت اعظم دارد. بنابراین کسی که پیامبر اکرم(ص) را به عنوان یک فرستاده معصوم از سوی خداوند متعال بداند و این مسأله را باور داشته باشد، در طول حیات خود و در تمام عرصه های زندگی به سخنان و سیره و سنت آن حضرت توجه می کند و آن بزرگوار را به عنوان اسوه خود تلقی کرده، گام در جای پای ایشان می نهد.
ب: ایمان به نزول وحی بر پیامبر(ص)
«وحی» در لغت به معانی اشارت، کتابت، نوشته، رساله، سخن پوشیده، اعلام در خفا، شتاب و هر چه از کلام یا نوشته یا پیغام یا اشاره که به دیگری به دور از توجه دیگران القا و تفهیم شود می باشد (19) و در اصطلاح قرآن به معانی اشاره پنهانی، هدایت غریزی و الهام آمده است که شاخصه نبوت است و در قرآن بیش از هفتاد بار تکرار شده است.
البته وحی رسالی طبق آیات 51 و 52 سوره شوری، سه گونه است؛ یکی القای مستقیم و بلاواسطه بر پیامبر(ص) می باشد، دیگری رسیدن صدای وحی به گوش پیامبر است که جز او کسی نشنود و در نهایت، وحی وسیله فرشته است و جبرئیل پیام الهی را به روان پیامبر فرود می آورد. که هر سه نوع وحی بر پیامبر(ص) نازل شده است.(20)
آیاتی که بر نزول وحی بر پیامبر(ص) ناظر می باشد، عمدتاً مواردی است که آن حضرت را به انجام کاری دستور داده و یا از انجام کاری نهی می کند که از آن جمله، زمانی است که خداوند به پیامبر اکرم(ص) دستور می دهد دعوت خود را در مرحله ای سری و در مرحله دیگر میان خویشاوندان آن حضرت و سرانجام به صورت دعوت همگانی انجام دهد. (21)
آیاتی که با استفاده از آنها نزول وحی بر پیامبر (ص) ثابت می شود، بسیارند؛ از جمله آیه 50 انعام که می فرماید: «من جز از وحی الهی پیروی نمی کنم...» و نیز در سوره تکویر می فرماید: «محققاً قرآن گفتار فرستاده بزرگوار (فرشته وحی) است...». (22)
این آیات به صراحت به موضوع نزول وحی بر حضرت رسول(ص) اشاره دارند.
همچنین در سوره نجم آمده: «آنچه می گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده، نیست... در حالی که در افق اعلی قرار داشت (یعنی جبرئیل بین آسمان و زمین بود)... در اینجا خداوند آنچه را وحی کردنی بود به بنده اش وحی نمود...».(23)
با این همه صراحت، بعضی غرض ورزان و خاورشناسان، نزول وحی بر پیامبر اکرم(ص) را زیر سؤال برده و آن را یک الهام قلبی یا نوعی شعور و یا استعدادی در وجود پیامبر(ص) به عنوان نابغه بشری تلقی می کنند !در حالی که مسأله نزول وحی با همه این موارد متفاوت است. اگر نظر آن دسته را توجه کنید که معتقدند نوعی القائات قلبی است که این در مورد «محدث» یعنی کسانی که با آنها سخن گفته می شود مطابقت می کند؛ در حالی که محدثان پیغمبر نبوده اند؛ مثل علی(ع) که خیلی از معارف غیبی را از ناحیه الهی می گیرد، اما پیامبر نیست و یا مادر مسیح و مادر موسی که با فرشتگان صحبت می کردند، اما پیامبر نبوده اند. و این نوع القائات و مکنونات قلبی یا نوعی استعداد که در درجه ای شکوفا شود و با عالم دیگر ارتباط برقرار کند در مورد پیامبر صادق نیست؛ بلکه هر بشری می تواند این زمینه را در وجودش فراهم کند و چنان در مسیر هدایت پیش برود که با عالم بالا ارتباط برقرار کند؛ چنانکه بسیاری از عالمان و دانشمندان مکاشفه ها داشته و دارند، اما نمی توان آنان را پیامبر خواند.
وحی به پیامبر(ص) اختصاص دارد و اگر انسان باور داشته باشد که هر چه پیامبر آورده حاصل وحی الهی بوده و مورد تأیید و رضایت الهی است، در عمل همواره می کوشد از دستاوردهای وحی تبعیت کند و پیرو واقعی آن بزرگوار باشد.
ج) ایمان به حقانیت رسالت پیامبر(ص)
بسیاری از آیات قرآن بر حقانیت رسالت پیامبر(ص) دلالت دارد. آیه 29 سوره فتح به این مسأله صراحت دارد: «محمد فرستاده خداست»(24)؛ یعنی خدا در قرآن شهادت می دهد که حضرت محمد(ص) فرستاده و رسول خداست. همچنین خداوند در آیه 6 سوره صف می فرماید: «و چون عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل !به درستی که من رسول خدایم... و مژده دهنده ام به پیامبری که بعد از من می آید و نام او احمد است...».
در آیه 119 بقره نیز می فرماید: «ای پیامبر !ما تو را به حق فرستادیم که مردم را مژده دهی به بهشت و بترسانی آنها را از عذاب جهنم...».
قید «به حق» در این آیه برای توجه دادن به حقانیت و درستی رسالت پیامبر اکرم(ص) و مطابق با واقع و موافق با حکمت بودن آن است؛ یعنی پیامبری تو ثابت و محقق است و هیچ بطلانی در آن راه ندارد.(25)
بدون تردید، کسی که حقانیت رسالت پیامبر اعظم(ص) را باور داشته باشد، به خود اجازه نمی دهد غیرمتعهدانه عمل کند، زیرا آنگونه که خدا فرموده است، خدا و پیامبرش همواره بر اعمال انسان ناظرند(26)، این احساس همواره با او خواهد بود و سرچشمه عمل به باور انسان برمی گردد و عمل از باور برمی خیزد.
د) ایمان به وعده های پیامبر(ص)
همه پیامبران الهی علاوه بر دعوت به توحید و یکتاپرستی، امتها را به بهشت بشارت و از دوزخ بیم داده اند. چنانکه در سوره یس می خوانیم: «می گویند: ای وای بر ما !چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت. آری این همان است که خداوند رحمان وعده داده و فرستادگان (او) راست گفتند.» (27)
همچنین در سوره احزاب می فرماید: «هنگامی که مؤمنان لشکر احزاب را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده بود و خدا و رسولش راست گفته اند و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنها نیفزود.» در آیه ای دیگر آمده: «پروردگارا !آنچه را به وسیله پیامبرانت به ما وعده دادی به ما عطا کن و ما را در روز رستاخیز، رسوا مگردان؛ زیرا تو هیچ گاه از وعده خود، تخلف نمی کنی.» (28)
با دقت در این آیات، به دست می آید که وعده های پیامبران دو گونه بوده؛ دسته ای در مورد امور دنیوی مثل خبر پیروزی یا شکست گروه مؤمنان در غزوات و... بوده و دسته دیگر در امور اخروی مثل بشارت به بهشت و ترساندن از جهنم و شمردن نعمتهای اخروی برای اعمال به وسیله پیامبر(ص) می باشد که به شهادت خود قرآن، وعده های پیامبران بویژه پیامبر اعظم(ص) تحقق یافتنی و حتمی است و شکی در آن نیست و بدون تردید، همین وعده هاست که درستکاران را در ادامه کارهایشان، امیدوارانه به پیش می برد و از کجرویها و زشتکاریها بازداشته، خوف از جهنم و عذابهای اخروی را همواره با خود دارند و به این که روزی پس از مرگ به حسابرسی و جزای اعمال خویش دست خواهند یافت و زندگی سعادتمندی را برای خویش رقم خواهند زد، امیدوارند.
بنابراین هرچه انسان در اعتقاد و ایمان به عصمت و حقانیت رسالت و نیز صدق وعده های پیامبر اکرم(ص)راسخ تر باشد، از همت و پشتکار بالایی برخوردار خواهد شد و موفقیتهای زیادی در زندگانی دنیوی و اخروی برای خویش مهیا می سازد.
1- اسراء/
70 2- «کتاب العین»، ج 8، ص 388؛ لسان العرب، ج 13، ص
21 3- «ترجمه تفسیر المیزان»، سید محمدحسین طباطبایی، ج 15، ص
40 4- «تفسیر تبیان»، ابوجعفر محمد بن الحسن بن علی الطوسی، ج 1، ص 54
5-«تفسیر المیزان»، ج 1، ص 43.
6- «تفسیر نمونه»، ناصر مکارم شیرازی، ج 22، ص 208 و 209
7- «تفسیر انوار درخشان در تفسیر قرآن»، سید محمدحسین الهمدانی، ج 11، ص 233
8- بقره/
285 9- «بدایةالمعارف الالهیه»، محسن خرازی، ج 1، ص 282
10- همان، ص 266 و 267
11- نساء/
136 12- «تفسیر مجمع البیان»، شیخ ابوعلی الفضل بن حسن الطبرسی، ج 4، ص 143.
13- «منشور جاوید»، جعفر سبحانی، ج 5، ص 12(به نقل از: «تفسیر المیزان»، ج 2، ص 142)
14- همان
15- نجم/7-11
16- احزاب/
33 17- «منشور جاوید»، ج 5، ص 6 و
7 18- همان، ج 5، ص 37-40
19- «علوم قرآنی»، محمدهادی معرفت، ص 20
20- همان، ص 20-
26 21- «منشور جاوید»، ج 6، ص 112-118
22- تکویر/19
23- نجم/3-10
24- «تفسیر اثنی عشری»، ج 12، ص 170؛ و آیات دیگر نظیر 144 آل عمران و 158 اعراف ناظر بر این موضوع اند. 25- تفسیر «اطیب البیان فی تفسیر القرآن»، سید عبدالحسین طیب، ج 2، ص 170
26- توبه/105
27- یس/52
28- آل عمران/
194