نگاهى نو به روایات نزول قرآن بر هفت‏حرف  چاپ
تاریخ : 1387/03/31

                              نگاهى نو به روایات نزول قرآن بر هفت‏حرف

غلامحسین اعرابى

چکیده

درباره نزول قرآن بر هفت‏حرف بحثهاى فراوانى در طول تاریخ اسلامى‏صورت گرفته است، نکته مهم آن است که گمان رفته، همه روایات مربوطدر مقام بیان یک موضوع است; از این رو در تبیین مفاد این روایات‏اختلافات فراوانى پدید آمده است. در این مقاله ابتدا روایات مربوطبراساس مفادشان دسته بندى و آنگاه هر کدام از اقوال مهم مورد بررسى قرارگرفته و در پایان نتیجه گرفته شده است که آن روایات ناظر به موضوعات‏متعددى است. پاره‏اى از آنها دلالت دارد بر اینکه قرائات ناصحیح افرادى که‏قادر به قرائت صحیح نیستند، در خور گذشت است.

کلید واژه‏ها: نزول قرآن بر هفت‏حرف، اختلاف قرائات، بطون قرآن،تعدد مضامین قرآن .

1) مقدمه

قبل از ورود به بحث، یادآورى چند نکته، ضرورى به نظر مى‏رسد:

الف) این موضوع از دیر باز مورد تحقیق و گفتگوى صاحب نظران علوم قرآن قرارگرفته‏است و ارتباطى وثیق با بحث قرائات قرآن دارد; لذا اغلب مؤلفان در کتابهاى‏قرائات به بحث درباره نزول قرآن بر هفت‏حرف نیز پرداخته‏اند. نزول قرآن بر هفت‏حرف <معرکة‏الاراء»، بین صاحب نظران علوم قرآن است; تا آنجا که سیوطى گفته است:<در معناى حدیث نزول قرآن بر هفت‏حرف تا چهل قول نقل شده است‏» [1].

ب) روایات نزول قرآن بر هفت‏حرف از طریق فریقین نقل شده است. برخى از آنهادر صحیح بخارى و مسلم آمده; ولى در هیچ کدام از کتابهاى اربعه شیعه نیامده است;فقط در بصائرالدرجات و خصال و بعدها در بحارالانوار مشاهده مى‏شود. طبرسى(ره)گفته است: <شایع در اخبار آنان[شیعه] این است که قرآن بر یک حرف نازل شده است وآنچه که عامه از پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم نقل کرده‏اند، این است که قرآن بر هفت‏حرف نازل شده‏است...»[3]. همو افزوده است: <معروف و شایع در مذهب و اخبار اصحاب ما [شیعه]این است که قرآن بر یک حرف نازل شده است و مخالفین ما از پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم روایت‏کرده‏اند که قرآن بر هفت‏حرف نازل شده است [4] و فیض کاشانى گفته است: [این‏مضمون ] <از طریق عامه شهرت یافته که پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم فرموده است: قرآن بر هفت‏حرف‏نازل شده است‏»[5]. همچنین آیت‏الله خویى (ره) گفته است: <در روایات اهل سنت‏آمده است که قرآن بر هفت‏حرف نازل شده است‏»[6].

ج) به نظر مى‏رسد اختلاف نظر فراوان در مورد روایات نزول قرآن بر هفت‏حرف‏ناشى از چند امراست: اول آنکه ظاهر روایات مذکور با یکدیگر مغایرت بسیار دارد، به‏طورى که قابل جمع نیستند; دوم آنکه همان طور که ابن عربى گفته است، هیچ نص واثرى وجود ندارد که معناى احرف سبعه را روشن سازد[7]; سوم آنکه گمان رفته است‏که همه روایات احرف سبعه ناظر به یک معنى و موضوع است; از این رو در راهیابى به‏مفادى که بتوان آن را مدلول همه روایات احرف سبعه دانست، بسیار دچار مشکل وتشتت آراء شده‏اند تا آنجا که برخى قایل به اجمال روایات مربوطه گشته و معناى‏صحیحى براى آنها متصور ندیده‏اند [8].

2) روایات احرف سبعه در کتابهاى روایى اهل سنت

گرچه برخى از این روایات در صحیح بخارى و مسلم آمده است، ولى از آن جا که‏تمامى آنها را طبرى در تفسیر خود نقل کرده[9] و در کتاب علوم القرآن عندالمفسرین باشماره‏گذارى آمده است [10] و دسته‏بندى این روایات بر اساس مفادشان در نتیجه‏گیرى‏و سهولت مراجعه مؤثر است، براساس این دو منبع به نقل و دسته‏بندى آنها مى‏پردازیم:

الف) روایاتى که مفاد آنها بر نزول قرآن بر هفت‏حرف دلالت دارد; اما مراد از هفت‏حرف را بیان نکرده است; مانند: <قال رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم: انزل القرآن على سبعة‏احرف‏»; (1) (رسولخداصلى الله علیه وآله وسلم فرمود: قرآن بر هفت‏حرف نازل شده است).

ب) روایاتى که ضمن بیان نزول قرآن بر هفت‏حرف به این معنا اشاره دارد که قارى‏قرآن مجاز است، کلمات مترادف را جایگزین کلمات قرآنى کند; مانند: <قال رسول‏الله‏صلى الله علیه وآله وسلم: انزل القرآن على سبعة احرف: علیم حکیم، غفور رحیم‏»; (رسولخداصلى الله علیه وآله وسلم‏فرمود: قرآن بر هفت‏حرف نازل شده است; [مثل] علیم حکیم و غفور رحیم ... و یا:<...مالم یختم آیة عذاب برحمة او آیة رحمة بعذاب کقولک هلم و تعال‏»; (2) (مادامى که آیه‏عذاب به رحمت‏یا آیه رحمت‏به عذاب ختم نشود; مانند هلم و تعال).

ج) روایاتى که از آنها استفاده مى‏شود، مراد از سبعة احرف، ظاهر و باطن قرآن‏است; مانند: <قال رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم: <انزل القرآن على سبعة احرف، لکل منها ظهر و بطن‏و لکل حرف حد و مطلع‏»; (3) (رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم فرمود: قرآن بر هفت‏حرف نازل شده‏است: هر یک ظاهر و باطنى و هر کدام حد و مطلعى دارد).

د) روایاتى که دلالت‏بر وجود اختلاف برخى از اصحاب پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم در قرائت قرآن‏دارد; بدون آنکه موارد اختلاف را ذکر کند; (4) مانند: اختلاف عمربن خطاب و هشام بن‏حکیم در قرائت‏سوره فرقان که پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم قرائت هر دو را صحیح دانست و درباره‏قرائت هر دو فرمود: <کذلک انزلت. ان هذا القرآن انزل على سبعة احرف‏»[11]; (این چنین‏نازل شده است. این قرآن بر هفت‏حرف نازل شده است).

ه) روایاتى که دلالت دارد بر اینکه مراد از احرف سبعه، اختلاف در قرائت و الفاظقرآن است; نه مفاهیم آن (5) ; مانند این روایت: <... عن ام ایوب، انها سمعت النبى‏صلى الله علیه وآله وسلم‏یقول : نزل القرآن على سبعة احرف ، فما قرات اصبت‏»; (از ام ایوب آورده‏اند که ازپیامبرصلى الله علیه وآله وسلم شنید، مى‏فرمود: قرآن بر هفت‏حرف نازل شده است; به هر کدام قرائت‏کنى، درست است).

و) روایاتى که مراد از احرف سبعه را تنوع مفاهیم و پیامهاى قرآنى مى‏داند و نه‏اختلاف قراءات و نه اختلاف در الفاظ; (6) مانند: <عن النبى صلى الله علیه وآله وسلم: نزل القرآن على سبعة‏ابواب و على سبعة احرف : زاجر و آمر و حلال و حرام و محکم و متشابه و امثال‏»; (ازپیامبر روایت‏شده است که قرآن بر هفت‏باب و بر هفت‏حرف نازل شد: نهى کننده،امرکننده، حلال، حرام، محکم، متشابه و امثال).

3) روایات احرف سبعه در برخى از کتابهاى روایى شیعه

روایاتى که در این زمینه دربرخى از کتب روایى شیعه آمده، به قرار ذیل است:

الف) <... عن حمادبن عثمان قال: قلت لابى عبدالله علیه السلام: ان الاحادیث تختلف عنکم.قال: فقال: ان القرآن نزل على سبعة احرف و ادنى ما للامام ان یفتى على سبعة وجوه‏»[12];(حمادبن عثمان گوید: به امام صادق‏علیه السلام عرض کردم: [چرا] احادیث از شما گوناگون نقل‏مى‏شود؟ فرمود: قرآن بر هفت‏حرف نازل شده است و کمترین حقى که براى امام است، این است که بر هفت وجه فتوا دهد).

ب) <عن عیسى بن عبدالله الهاشمى عن ابیه عن آبائه علیهم السلام قال: قال رسول الله‏صلى الله علیه وآله وسلم:اتانى‏آت من الله فقال: ان الله عز و جل یامرک ان تقرا القرآن على حرف واحد فقلت: یارب وسع على امتى فقال: ان الله عز و جل یامرک ان تقرا القرآن على سبعة احرف‏»[13];(عیسى بن‏عبدالله هاشمى از پدرش و او از پدرانش آورده است که رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم‏فرمود: فرستاده‏اى از جانب خدا به نزدم آمد و گفت: خداى عزوجل تو را فرمان مى‏دهدکه قرآن را بر یک حرف قرائت کنى. گفتم: پروردگارا بر امتم گشایش ده! گفت: خداى‏عزوجل تو را فرمان مى‏دهد که قرآن را بر هفت‏حرف قرائت کنى).

ج) <عن على علیه السلام قال: <ان الله تبارک و تعالى انزل القرآن على سبعة اقسام. کل منهاشاف کاف و هى امر و زجر و ترغیب و ترهیب و جدل و مثل و قصص‏»[14]; (از على‏علیه السلام‏نقل شده است که فرمود: خداى تبارک و تعالى قرآن را بر هفت قسم نازل کرد. هر یک ازآنها شفابخش و کفایت‏کننده است و آنها عبارتند از: امر، نهى، امیدوار ساختن، بیم دادن، جدل، مثل و قصه‏ها).

د) <عن ابى جعفر علیه السلام قال: <تفسیر القرآن على سبعة احرف. منه کان و منه مالم یکن‏بعد، ذلک تعرفه الائمه‏»[15] ; (از امام باقرعلیه السلام روایت‏شده است که فرمود: تفسیر قرآن برهفت‏حرف است. برخى از آنها بوجود آمده و برخى دیگر هنوز بوجود نیامده است. آن‏را امامان مى‏دانند).

ه) نیز از ابن عباس نقل شده است: <جل ما تعلمت من التفسیر من على بن ابى‏طالب وابن مسعود. ان القرآن انزل على سبعة احرف. ما منها الاوله ظهر و بطن و ان على بن‏ابى‏طالب علیه السلام علم الظاهر و الباطن‏»[16]; (بیشتر تفسیر را از على‏بن‏ابى‏طالب و ابن‏مسعودآموختم. قرآن بر هفت‏حرف نازل شده است. هیچیک از آنها نیست مگر آنکه ظاهر وباطنى دارد و على‏بن ابى طالب ظاهر و باطن را دانست).

از این روایات دو مطلب استفاده مى‏شود: یکى آنکه مفاهیم و پیامهاى قرآنى متعدداست و دیگر آنکه قرآن داراى ظاهر و باطن است.

این مضامین در بسیارى از روایات اهل سنت نیز آمده است، با مقایسه بین روایات‏فریقین درباره <احرف سبعه‏» روشن مى‏شود که:

اولا، روایات شیعه در این مورد از تلائم و هماهنگى بیشترى برخوردار است،برخلاف روایات اهل سنت که این ویژگى را ندارد;

ثانیا، تعداد این روایات در کتابهاى روایى شیعه به مراتب کمتر از تعداد آنها در منابع‏روایى اهل سنت است;

ثالثا، این روایات در صحیح مسلم و بخارى نقل شده و حال آن که در هیچ یک از کتب‏اربعه شیعه نقل نشده است.

4) نقل و نقد اقوال درباره سبعة احرف

گرچه برخى از علماى اهل سنت مانند ابو عبیده به تواتر روایات سبعة احرف قایل‏شده‏اند[17]، لیکن در مورد معناى آن بسیار دچار تشتت آراء گردیده‏اند و همین کثرت وتعارض نظریات، کار را براى محقق دشوار و مشکل مى‏کند. البته بطلان برخى از آراءواضح و روشن است و نیازى به مطرح کردن آنها نیست; از این رو در اینجا تنها به نقل ونقد اهم اقوال اکتفا مى‏شود.

الف) برخى گفته‏اند: مراد این احادیث را نمى‏فهمیم و معناى صحیحى براى آنهانمى‏توان یافت. ابوجعفر محمدبن سعدان نحوى گفته است: <فهم این احادیث دشواراست. معنایش معلوم نیست; زیرا حرف به معانى فراوانى به کار مى‏رود»[18].

شایان ذکر است که <حرف‏» به معانى حروف هجا، کلمه، معنى و جهت آمده‏است[19]. آیت الله خویى (ره) بر این نظر است که نزول قرآن برهفت‏حرف به معناى‏درستى بازگشت ندارد; از این رو روایات دال بر آن را باید دور افکند[20].

در مورد این نظر باید گفت: اولا، تعدد معانى <حرف‏» باعث نمى‏شود که دست از این‏روایات برداریم; زیرا با توجه به قراین و شواهدى مى‏توان به معناى مقصود دست‏یافت‏و در هر دسته از روایات مذکور، با توجه به مضامین آنها معناى <حرف‏» را روشن‏ساخت. براى مثال با توجه به متن روایات دسته دوم مى‏توان گفت که مراد از <حرف‏» دراین دسته <کلمه‏» است; گرچه این روایات را به لحاظ دلایل و شواهد دیگر نمى توان‏پذیرفت.

ثانیا، طرح تمامى روایات مذکور و عدم بازگشت همه آنها به معناى صحیح، قابل‏پذیرش نیست; زیرا بسیارى از این روایات داراى معانى صحیحى است و با روایات‏شیعه نیز قابل تایید است و آنها با تعابیر دیگرى در روایات شیعه آمده است.

ب) بعضى بر این نظرند که مراد از هفت‏حرف هفت وجه از الفاظى است که معناى‏آنها به هم نزدیک است; مثل اقبل، تعال و هلم .

طبرى، طحاوى، سفیان بن عیینه و از علماى شیعه، زنجانى این نظر را پذیرفته‏اند.زنجانى گفته است: <این وجه را عقل بعید نمى‏یابد» [21].

استدلال این گروه، به روایات دسته دوم است. مفاد این دسته از روایات جواز قرائت‏قرآن به الفاظ مختلف قریب المعنى است.

قطعا این نظر و این دسته از روایات را نمى‏توان پذیرفت، زیرا اولا مستلزم تحریف‏قرآن است و حال آن که به اتفاق امت اسلامى قرآن مصون از تحریف است و خودفرموده: <انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون‏» (7) [حجر 9] و اگر گفته شود تغییر کلمات قرآنى‏به کلمات مترادف و قریب المعنى در حد محدودى در زمان خود حضرت رسول‏صلى الله علیه وآله وسلم‏مجاز بوده است; ادعایى بدون دلیل است; زیرا مقتضاى روایات دسته دوم که مستند این‏نظراست، اطلاق دارد و محدود به قیدى نشده است. پس اگر هرکس در هر زمان مجاز به‏این تغییر باشد، چنین چیزى موجب بازى با قرآن مى‏شود. وقتى به مقتضاى آیه <قل‏مایکون لى ان ابدله من تلقاء نفسى ان اتبع الا ما یوحى الى انى اخاف ان عصیت ربى عذاب‏یوم عظیم‏» (8) [یونس 15]، خود پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم نیز حق تغییر و تبدیل قرآن را ندارد، چگونه‏دیگران مجاز مى‏شوند که به تغییر و تبدیل کلمات قرآنى بپردازند.

ثانیا، این نظر با مفاد برخى از خود روایات احرف سبعه در تعارض است. در این‏روایات آمده است که پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم از اختلاف اصحاب در قرائت قرآن بسیار اندوهگین‏مى‏شدند ومى‏فرمودند: <اقرءوا کماعلمتم‏» (9) [22]. مفاد این روایت آن است که قرآن را آن‏گونه که تعلیم داده شده‏اید قرائت کنید و خود در آن تصرف نکنید.

ثالثا، اگر اصحاب در تغییر دادن کلمات قرآنى مجاز بودند، معنى نداشت که خلفا ازاختلاف قرائت اصحاب برآشوبند و به فکر چاره جویى بیفتند; زیرا در پاسخ کسانى که‏خطر اختلاف در قرائت را گوشزد مى‏کردند; مى‏توانستند بگویند: پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم به آنان‏اجازه داده است.

رابعا، این نظر باعث مى‏شود که به فصاحت و بلاغت و حتى اعجاز قرآن خلل واردشود; زیرا اگر هرکس در تغییر کلمات قرآنى مجاز باشد، در فصاحت و بلاغت قرآن‏اعجازى نخواهد بود و قرآن قابل تحدى خواهد شد.

ج) گروه دیگرى از علما بر این نظرند که مراد از نزول قرآن بر هفت‏حرف، نزول‏قرآن به لهجه‏هاى فصیح قریش، هذیل، تمیم، ازد، ربیعه، هوازن و سعدبن بکر است.ابوحاتم سجستانى این نظر را برگزیده است[23]; لیکن استدلالى از وى نقل نگردیده‏است.

این نظر را نیز به چند دلیل نمى‏توان پذیرفت. اولا، از هیچکدام از احادیث مذکورنمى‏توان استفاده کرد که مراد از احرف سبعه لهجه‏هاى فصیح قبایل یاد شده است.

ثانیا این نظر با روایاتى که از اصحاب پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نقل شده و دلالت‏بر نزول قرآن به‏لسان قریش دارد در تعارض است. عثمان، خلیفه سوم گفته است: <هرگاه شما با زیدبن‏ثابت درباره اعراب کلمه‏اى از قرآن با یکدیگر اختلاف پیدا کردید، آن را به زبان قریش‏بنویسید; زیرا قرآن به زبان آنان نازل شده است‏»[24]. همچنین خلیفه دوم به ابن مسعودنوشت: <خدا قرآن را به لهجه قبیله قریش نازل کرده است; از این رو براى مردم به لهجه‏قریش قرآن را قرائت کن; نه به لهجه هذیل و این زمانى بود که او <حتى‏» را <عتى‏» قرائت‏کرده بود»[25].

د) برخى بر این نظرند که مراد از احرف سبعه، تنوع مضامین قرآن است. نظیر امر،نهى، حلال، حرام، محکم، متشابه و امثال. علامه طباطبایى (ره) این نظر را پذیرفته‏است. مستند این نظر روایات دسته ششم است.

در مورد این نظر باید گفت: اولا، اگر مرادشان این است که روایات دسته ششم چنین‏مفادى دارد، این مطلب صحیح است و در روایات فریقین نیز قرآن از جهت معانى به‏اقسامى تقسیم شده است. مثلا در روایات شیعه آمده است: امیر مؤمنان فرمود: <قرآن‏برسه بخش نازل شد: بخشى درباره ما و دشمن ماست و بخشى سنتها و مثل‏ها و بخشى‏واجبات و احکام است‏»[26] و امام صادق علیه السلام فرمود: <قرآن بر چهار بخش نزول یافت:بخشى حلال و بخشى حرام و بخشى سنتها و احکام و بخشى خبر پیشینیان و پسینیان وداور میان شماست‏»[27].

مراد از <سبعه‏» کثرت و تعدد است و نه رقم هفت; از این رو نمى‏توان این روایات راکه حاکى از تعدد و تنوع مطالب قرآنى است، با یکدیگر متعارض دانست; بلکه باید هرکدام را از جهتى دال بر تنوع معانى قرآن تلقى کرد.

ثانیا، اگر مراد قائلین این نظر آن است که باید روایات دیگر را هم حمل بر این دسته ازروایات کرد[28]، این را نمى‏توان پذیرفت; زیرا روایات دسته دوم بر جواز استفاده ازکلمات قریب المعنى به جاى کلمات قرآنى دلالت دارد و روایات دسته سوم دلالت داردبر اینکه قرآن داراى ظاهر و باطن است و روایات دسته چهارم از وجود اختلاف اصحاب‏درباره قرائت قرآن حکایت دارد و روایات دسته پنجم دلالت‏بر این دارد که مراد ازاحرف سبعه اختلاف در قرائت و الفاظ قرآن است. البته امکان حمل روایات دسته اول‏بر این نظر وجود دارد.

ه) برخى عقیده دارند که احرف سبعه به بطون و تاویلات قرآن اشاره دارد. فیض‏کاشانى با استناد به روایات دسته سوم گفته است: <بسا بتوان از این روایات استفاده کردکه حروف به بطون و تاویلات قرآن اشاره دارد»[29].

البته علماى فریقین در مورد اینکه قرآن داراى ظاهر و باطن است، به روایات مختلفى‏تمسک جسته‏اند[30]; لیکن حمل همه روایات احرف سبعه بر ظهر و بطن قرآن امکان‏پذیر نیست; زیرا چنانکه گذشت، برخى از آنها بر چیزهاى دیگرى مثل اختلاف قرائت وتنوع بیانات قرآن دلالت دارد.

5) نظر نگارنده

به نظر مى‏رسد روایات <احرف سبعه‏» ناظر به یک موضوع نیست و این همه اختلاف‏نظر نیز از این جا ناشى شده که گمان رفته است تمام این روایات ناظر به یک موضوع ودر صدد بیان یک حقیقت است.

دقت در مفاد روایات مذکور و دسته‏بندى دقیق آنها در شش دسته‏اى که گذشت، مارا به این واقعیت راهنمایى مى‏کند که این روایات در مقام بیان حقایق متعددى است.

توضیح این که برخى از این روایات بیانگر جواز اختلاف لهجه‏ها و تفاوت اداى‏کلمات و حروف براى مردمى است که قادر به قرائت صحیح قرآن نبودند. مؤید آن‏روایاتى است که در پى مى‏آید .

پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: <انى بعثت الى امة امیین، منهم الغلام و الخادم والشیخ الفانى‏والعجوز فقال جبرئیل : فلیقراوا القرآن على سبعة احرف‏» [30]; (من به سوى امتى‏بى‏سواد مبعوث شدم. برخى از آنان نوجوان، خدمتگذار، پیرمرد بى‏حال و پیرزن‏ناتوان‏اند. جبرئیل گفت: قرآن را بر هفت‏حرف قرائت کن).

آورده‏اند که بلال، مؤذن پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم بر اداى حرف <ش‏» قادر نبود و <اشهد» را اسهدباحرف <س‏» قرائت مى‏کرد. او قهرا در قرآن هم چنین قرائتى داشته است. رفتارپیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نسبت‏به این نحوه از قرائت‏سخت‏گیرانه نبود; لذا درباره او فرمود: <ان سین‏بلال عندالله شین‏»[31] ; (سین بلال پیش خدا شین است).

پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم در مورد همه کسانى که در اداى صحیح حروف و کلمات قرآن مشکل‏داشتند، بر چنان نظرى بود. امام صادق‏علیه السلام از پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم نقل کرده‏اند که فرمود: <ان‏الرجل الاعجمى من امتى لیقرا القرآن بعجمیته فترفعه الملائکة على عربیته‏»[32]; (شخص‏عجمى امتم قرآن را با [زبان] عجمى‏اش قرائت مى‏کند; اما فرشتگان آن را به[صورت ]عربى‏اش بالا مى‏برند).

اما پاره‏اى دیگر از روایات احرف سبعه بیانگر تنوع مفاهیم قرآن و دسته دیگرى ناظربه ظهر و بطن آن است و ربطى به ترخیص و تسهیل در قرائت قرآن ندارد. دسته دوم‏روایات نیز قابل‏پذیرش نیست و باید طرح شود.

کوتاه سخن اینکه وقتى روایات احرف سبعه ناظر به یک موضوع نباشد، دیگرتعارضى که برخى ادعا کرده‏اند، در بین آنها متصور نیست و نیز دقت در مفاد آنها و دسته‏بندى آنها براساس مفادى که دارند اجمال آنها رفع مى‏کند.

6) پاسخ به یک سؤال

آیا روایات شیعه مبنى بر اینکه قرآن یکى است و از سوى یک نفر نازل شده است،در تعارض با روایات احرف سبعه نیست؟ روایات شیعه چنین است:

- عن ابى جعفر علیه السلام قال: <ان القرآن واحد نزل من عند واحد و لکن الاختلاف یجى‏ءمن قبل الرواة‏»[33]; (امام باقر علیه السلام فرمود: قرآن یکى است. از نزد یکى نازل شده است:اما اختلاف [قرائات] از سوى قاریان پدید آمده است).

- عن الفضیل‏بن یسار قال: قلت لابى عبدالله علیه السلام: ان الناس یقولون: <ان القرآن نزل‏على سبعة احرف فقال: کذبوا اعداء الله و لکنه نزل على حرف واحد من عندالواحد»[34];(فضیل بن یسار گوید: به امام صادق علیهما السلام عرض کردم: مردم مى‏گویند : قرآن بر هفت‏حرف نازل شده است. فرمود: دشمنان خدا دروغ گفتند: قرآن بر یک حرف و از سوى‏یک فرد نازل شده است).

مفاد این دو روایت نزول قرآن بر یک حرف است; از این رو برخى از علماى شیعه‏مانند بلاغى (ره) و خوئى (ره) این روایات را معارض روایات احرف سبعه دانسته و ازروایات احرف سبعه اعراض کرده‏اند[35]. لیکن همانطور که آمد اولا، این دو روایت درمقام تکذیب روایات احرف سبعه نیست; زیرا این روایات در مقام بیان یک موضوع‏نیست و برداشت صحیح از اکثر آن روایات با این دو روایت تعارضى ندارد.

ثانیا، به نظر مى‏رسد در زمان امام باقر و امام صادق علیهما السلام ، اختلاف قرائت رو به‏گسترش بوده و مردم خیال مى‏کردند همه قرائات مختلف و متعارض، صحیح‏اند; از این‏رو آن دو امام این برداشت را ناصحیح دانسته و روشن ساختند که آن قرائتهاى گوناگون ورو به تزاید، مستند وحیانى ندارند. در روایت دوم نیز برداشت مردم مورد سؤال قرارگرفته است. مؤید آن عبارت: <ان‏الناس‏یقولون...» است.

مرحوم فیض کاشانى به درستى به این حقیقت تفطن پیدا کرده و در مقام تبیین مفهوم‏دو حدیث مذکور گفته است: <ومقصود آن دو حدیث‏یک چیز است و آن این است که‏قرائت صحیح یکى است; اما چون آن حضرت دانست که آنان از حدیثى که روایت‏کرده‏اند صحت همه قرائات را با اختلافى که دارند، فهمیده بودند، آن را دروغ شمرد; به‏همین روى منافاتى میان این دو حدیث و دیگر احادیث‏سبعه احرف وجود ندارد»[36].

منابع

1) سیوطى، الاتقان فى علوم القرآن، منشورات رضى - بیدار - عزیزى، ج 1، ص‏164.

2) قسطلانى، شهاب‏الدین احمدبن محمد، ارشادالسارى لشرح صحیح البخارى، داراحیاءالتراث العربى، بیروت، ج 7، ص 452.

3) طبرسى، مجمع البیان، داراحیاء التراث العربى، بیروت، ج‏1 ، ص 79.

4) طوسى، التبیان، داراحیاءالتراث العربى، بیروت، ج‏1 ، ص 7.

5) فیض کاشانى، تفسیرالصافى، چاپ سوم، مکتبة الصدر، تهران، ج‏1 ، ص 59.

6) خوئى، البیان فى تفسیرالقرآن، چاپخانه فروردین، انوارالهدى، ص 171.

7) قسطلانى، پیشین، ج 7، ص 452.

8) خوئى، پیشین، ص 193.

9) طبرى، جامع البیان فى تفسیر القرآن، دارالمعرفه، بیروت، ج‏1، ص 9 - 25.

10) مرکز الثقافه والمعارف القرآنیه، علوم القرآن عندالمفسرین، مطبعة مکتب الاعلام الاسلامى، چاپ اول، 1375، ج 2، ص 129- 156.

11) بخارى، صحیح‏بخارى، دارالفکر،بیروت،ج‏3،باب‏342،حدیث‏4890،ص 320.

12) صدوق،الخصال،چاپ جامعه‏مدرسین‏قم، باب‏السبعة،حدیث‏43،ج‏2،ص 358.

13) همان، حدیث 44.

14) مجلسى، بحارالانوار، چاپ دوم، مؤسسه الوفا، بیروت، ج 89، ص 4 و 97 وج 90 باب 128.

15) همان، ج 89، ص 98. نیز فیض کاشانى، علم الیقین، انتشارات بیدار، قم، ج 1، ص 551.

16) همان، ص 93.

17) رک : سیوطى، پیشین، ج 1، ص 163.

18) قسطلانى، پیشین، ج 7، ص 452.

19) سیوطى، پیشین، ج 1، ص 165.

20) خوئى، پیشین، ص 193.

21) ابوعبدالله زنجانى، تاریخ القرآن، چاپ سازمان تبلیغات اسلامى، تهران، ص 45.

22) مرکز الثقافه و المعارف القرآنیه، پیشین، ج‏2، ص 130، حدیث 6 و 7.

23) احمد مختارعمر- عبدالعال سالم مکرم، معجم القراءات القرآنیه، انتشارات اسوه، ایران، ج‏1، ص 70

24) بخارى، پیشین، ج 3، باب 339، ص 318.

25) احمد مختار عمر - عبدالعال سالم مکرم، پیشین، ج 1، ص 70.

26) کلینى،اصول کافى;کتاب‏فضل‏القرآن،ترجمه‏کمره‏اى،نشراسوه،ج 6، ص 464.

27) همان.

28) طباطبایى، المیزان فى تفسیرالقرآن،ج 3، ص 75، ذیل آیات 7- 9 سوره آل عمران

29) فیض کاشانى، تفسیرالصافى، پیشین، ج‏1 ، ص 59 مقدمه.

30) طبرى، پیشین، ج‏1، ص 12.

31) همان.

32) احمدبن فهد حلى، عدة‏الداعى، دارالکتاب الاسلامى، ایران، ص 27.

33) کلینى، اصول کافى، باب ان القرآن یرفع کما انزل، منشورات المکتبة الاسلامیه، تهران، ج 2، ص 453.

34) همان، ص 461.

35) خوئى; پیشین و ص 193 و صدر بلاغى ، آلاء الرحمن، مطبعة العرفان، بیروت 1933 م، ج 1، ص 32.

36) فیض کاشانى، تفسیر الصافى، پیشین، ج 1 ص 61.

________________________________________

1) روایات 1، 13، 21، 22، 25، 36 و 37.

2) روایات 2، 3،42، 45، 51، 41 ،34، 39.

3) روایات 4 و 5.

4) روایات 9، 24، 26، 35، 33، 32، 19 و 20.

5) روایات 12، 14، 15، 16، 18، 38، 34 و 41.

6) روایات 61، 62 و 64.

7) ما قرآن را نازل کردیم و ما آن را حفظ مى‏کنیم.

8) بگو: بر من روا نیست که از پیش خود قرآن را تغییر دهم. من جز از آنچه که به من وحى مى‏شود،پیروى نمى‏کنم. من اگر از پروردگارم نافرمانى کنم، از عذاب روزى بزرگ بیم دارم.

9) همانگونه که [از من] آموختید، قرائت کنید.

صحیفه مبین ، شماره 19

درآمدى بر اعجاز صوتى قرآن‌  چاپ
تاریخ : 1387/03/23

                      درآمدى بر اعجاز صوتى قرآن‌

احسان زرانی

چکیده :

به غیر از اعجاز بیانی، علمی، تشریعى و عددى که دربارة ‌آنها سخن بسیار گفته شده است با گذر زمان سرچشمه‌هاى شگفت انگیز و اعجازهاى جدید قرآن کریم بر بشر هویدا می‌شود که همه‌اینها بیانگر لایتناهى بودن آن است و هر زمان و دوره‌اى احتمال کشف بُعد و حقیقتى تازه از قرآن می‌رود.

یکی از جنبه‌هاى اعجاز قرآن که مورد توجه قرار نگرفته است در اصوات و آواى قرآن نهفته است. مقاله حاضربه وجود تاثیرات شگفت انگیز موسیقى و صوت حاصله از قرائت آیات و سور قرآن که در خواننده و شنوندگان آن بدون در نظر گرفتن معانى و محتواى ارزشمند آن ایجاد می‌شود ، پرداخته است این موسیقى در تار و پود الفاظ و ترکیب درون جمله‌ها نهفته است که با احساس نا پیدا و قدرت متعال ادراک می‌شود.

قرآن کریم، بزرگ معجزة حضرت ختمی‌مرتبت، گنجى است بی‌پایان که با ظهور اسلام بر ایشان نازل شد. با گذر زمان، پیاپى سرچشمه‌هاى شگفت و تازه‌اى از این کتاب آسمانى کشف می‌شود تا بشر تشنة رشد و تعالى از آنها بنوشد. همواره آیه‌ها و نشانه‌هاى جدیدى که گواه وجهه آسمانى قرآن و تأکید کنندة لایتناهى بودن این سروش خداوندى است، رخ می‌نماید.

اگر این آیات و نشانه‌ها را اعجاز قرآن بخوانیم تاکنون ابعاد مختلفى از اعجاز قرآن کشف شده است که اغلب کتاب‌هاى علوم قرآنى بخشى از صفحات خود را به بیان این اعجاز اختصاص داده‌اند.

مهمترین ابعاد اعجاز قرآن را به شرح زیر می‌توان برشمرد:

1ـ اعجاز بیانى

الف - گزینش کلمات

ب - سبک و شیوه بیان

ج - نظم آهنگ قرآن

د - وحدت موضوعى یا تناسب معنوى آیات

و - نکته‌ها و ظرافتها

2ـ اعجاز علمى

الف - چگونگى گردش آسمانها و زمین

ب - نقش کوهها و استوارى زمین

ج - دشوارى تنفس با افزایش ارتفاع

د - آب؛ منشاء حیات

و - پوشش هوایى حافظ زمین

3ـ اعجاز تشریعى

الف - معارف احکام

ب - صفات جمال و جلال الهى

ج - قدرت مقام انبیاء

د - جامعیت احکام اسلامی1

4ـ اعجاز عددى

الف - تساوى در تکرار کلمات دنیا و آخرت

(هر کدام 115 بار)

ب - تساوى در تکرار کلمات حیات و موت

(هر کدام 71 بار)

ج - تکرار کلمه یوم 365 بار (به تعداد روزهاى شمسی)

د - تکرار کلمه سجده و مشتقات آن 34 بار (برابر ربا مجموع سجده‌هاى 17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نماز مستحب شبانه روزی)2.

پر واضح است که معجزات کشف شده به صورت یک جا به دست نیامده و گذر زمان، لطف خداوند، نکته سنجى و دقت جمعى از گذشتگان بوده که موجبات استخراج و ارائه‌این رموز را فراهم نموده که البته در احادیث و روایات بزرگان اسلام نیز به کرات بر لایتناهی بودن این کتاب آسمانى و دامنه‌هاى شگفتى آن و عدم تعلق آن به دوره و زمانى خاص اشاره گردید.

امیرالمؤمنین على علیه‌السلام می‌فرمایند:  قرآن داراى ظاهرى زیبا و باطنى ژرف و عمیق است، شگفتی‌هاى آن جاودانه است و پرده‌هاى ظلمت جز با آن کنار نمی‌رود 3

همچنین امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند:  خداوند قرآن را براى زمان خاص و افراد مخصوص قرار نداده است و لذا در هر زمانى این قرآن جدید و تازه خواهد بود .4

حال با استناد به‌این احادیث و داشته‌ها این نتیجه به دست می‌آید که در هر زمان و دوره‌ای احتمال برداشته شدن پرده‌اى دیگر از رموز شگفت‌آور و انسان‌ساز این کتاب آسمانى و به بیان دیگر کشف بُعد تازه‌اى از اعجاز آن وجود دارد.

به نظر می‌رسد یکى از ابعاد اعجاز قرآن که تاکنون مورد توجه بایسته قرار نگرفته است، اعجاز نهفته در اصوات و آواى قرآن است. یعنى احتمال وجود تأثیرات پیچیده و شگفت‌آور ناشى از موسیقى و صوت حاصله از قرائت آیات و سور قرآن که در خوانندگان و شنوندگان ایجاد می‌شود؛ تأثیراتى که از پس صوت و کلام حاصله از تلاوت آیات قرآن و موسیقی دلنشین حاصل از آن پدید می‌آید و نه از پس معانى و محتواى ارزشمند گنجانیده در آن؛ تأثیراتى از پس ساختار، و نه محتوا.

یک نوع موسیقى درونى در کلام قرآن وجود دارد که احساس شدنى است، اما تن به تشریح نمی‌دهد. این موسیقى در تار و پود الفاظ و در ترکیب درون جمله‌ها نهفته است و فقط با احساس ناپیدا و با قدرت متعال ادراک می‌شود.5

به طور کلى صوت و موسیقى داراى تأثیراتى ظریف در عین حال عمیق و شگفت آور بر انسان‌هاست. اصوات داراى تأثیراتى بر روح و روان و حتى جسم همة مخلوقات از انسان‌ها گرفته تا حیوانات و گیاهان می‌باشند و اگر آدمی‌عالِم به‌این تأثیرات باشد با به کارگیری درست اصوات و موسیقى در زندگى خود، آرامش، سلامت روح و جسم، رشد و تعالى خود را از این سرچشمه بر می‌گیرد.

تأثیرات موسیقى نه تنها بر موسیقی‌دانان و افراد تحصیل کرده در این زمینه، بلکه بر تمامی‌افرادی که در معرض شنیدن آن قرار بگیرند و به آن گوش فرا دهند، ایجاد می‌شود.

طبیعت آدمی‌به طور کلی، مسیر آهنگین زندگى را می‌پیماید و موسیقى به نوعى در دل زندگی مستتر است.6

شکسپیر می‌گوید:

طلسم نغمه‌ها، حتى سینه‌هاى وحشى و دور از احساس را سحر می‌کند و به آرامش می‌کشد7

امروزه، تأثیرات روانى موسیقى در ایجاد تغییر حالت، بالا بردن میزان دقت، هماهنگى بخشیدن به رفتار و کردار و تکامل سطح فکر و فرهنگ، ثابت شده است.8

موسیقی آنقدر مؤثر است که می‌تواند سلامت را به خطر بیاندازد و یا موجب بهبود آن شود، موسیقى باعث تمرکز حواس و اندیشه می‌شود و براى برقرارى ارتباط زمینى و آسمانی بسیار مورد استفاده قرار گرفته و می‌گیرد. 9

انسانها با شنیدن صداى وزش باد که از لا به لاى درختان می‌وزد، شنیدن طنین امواج عظیم دریا، شنیدن صداى جریان آبشارها یا صداى چک چک باران، در اعماق وجود خویش احساس لطیفى را تجربه می‌کنند. این صداها اصوات هستى هستند که در دل طبیعت نغمه‌هاى پاک ربانى را زمزمه می‌کنند و از این رو است که در جان انسان چنین نواى روح بخشی دارند. هنگامی‌که آواى طبیعت در گوشها طنین می‌افکند، در دل سرور عمیق همراه با آرامش پدیدار می‌گردد.10

یک موسیقى درست و روح نواز در خدمت عرفان و کمال آدمی‌است و او را داناتر می‌نماید و بسیارى از سؤالات ناخودآگاه او را حل می‌کند.11 استفاده از موسیقى براى ایجاد تأثیرات روحى و روانى در جهت تعالى در بسیارى از فرقه‌هاى مختلف یافت می‌شود که از جملة آنان به موبدان چینی، بودائیان هند و قبایل مختلف آفریقایى و... می‌توان اشاره نمود.

همچنین فرقه‌هاى دیگر نیز از جمله صوفیان، دراویش در خانقاه‌ها و منازل و معابد و موبدان زرتشتى معتقد بودند، از طریق موسیقى و نغمات موزون می‌توان سریع‌تر به خالق رسید و روح را به آرامش رساند و در این طریق نیز تا حد زیادى موفق بودند و دراویش و صوفیان در فصول و زمانهاى خاصى به اجراى مراسم و ادعیه می‌پرداختند که‌این ادعیه و مناجات با ریتم و آهنگ و صوت و لحن خاصى همراه بود12. سخن در درستى و نادرستى بهره‌گیری از موسیقى نیست، بلکه ذکر این نمونه‌ها نشان دهنده توان تأثیرگذارى موسیقى بر روان آدمی‌است.

صوت زیبا و لحن نیکو به خودى خود محرک است و از این حربه در طول تاریخ، به عناوین مختلف انسانها سود جسته‌اند چه در جهت حسن امور و چه اعمال مقبوح و ناپسند. حتی انسانها از طریق اصوات و آوازهاى خود حیوانات اهلى را به حرکت و یا خوردن و آشامیدن وا می‌داشتند و این یک واقعیت انکار ناپذیر در تأثیر صوت و آواز بر مستمع است. 13

اصوات انرژی‌دار غالباً در ترکیب با حروف یا کلام تجلى می‌یابند و به اوج قدرت می‌رسند و در جهت اهداف مد نظر مورد استفاده قرار می‌گیرند. همانطور که در بسیارى از فرقه‌ها، از گذشته‌هاى دور تاکنون این صوت کلامهاى ویژه که به شکلى آهنگین قرائت می‌شدند حامل انرژی‌هاى قدرتمند و شگفت‌آورى براى آنان بودند. این در حالى است که موسیقی تنها و بدون کلام کمتر ظرفیت گنجاندن انرژی‌ها را در خود داراست و این تلفیق صوت و کلام است که به صورتى جادویى تأثیرات مافوق حواس پنجگانه بشر را ایجاد می‌کند، و قابلیت ایجاد انرژی‌هاى شگفت‌آور را داراست. نمونه‌هایى از تلفیق صوت و کلام و بهره‌گیرى از انرژی‌هاى قدرتمند آن را در اذکار قبایل آفریقایی، طریقت تاى چى چوان (از چین)، یوگایی‌ها، زرتشتیان و ذکر آمین مسیحیان و مسلمین و حتى در زندگى روزمره امروزى مثل آرامش ناشى از نغمة لالایى براى کودکان و... می‌توان یافت.

برای نمونه، در مطالعاتى که اخیراً انجام شده و در مجلة پیشگیرى (prevention magazine) آمده است، تأثیرات نواى موسیقى را در بهتر شدن آهنگ موسیقى تنفسی نوزادان زودرس نشان داده است. بنابراین تحقیق محققان در بخش مراقبتهاى ویژه نوزادان (ICU)، دو گروه از این نوزادان زودرس را انتخاب کرده و در گوش‌ها‌ى یک گروه از این نوزادان گوشی‌هاى کوچکى گذاشتند و از آن زمزمه موسیقیایى لالایى پخش می‌کردند. محققان مشاهده کردند که وقتى موسیقى پخش می‌شد. نوزادان میزان بیشترى از اکسیژن در خونشان داشتند و همین طور ضربان قلب و سرعت تنفسشان به نسبت گروه دوم که فقط وزوز دائم دستگاههاى کنترل پزشکى را به همراه صداى زمینه‌اى دیگر که در بخش وجود داشت می‌شنیدند به حد طبیعى نزدیک‌تر بود14.

از مثالهایى که در تأیید تأثیرات شگرف صوت و کلام بر آدمی‌قابل بیان است بکارگیرى آن در تاى چى چوان (یک طریقت چینی) است. آنها معتقدند براى نورانى شدن ابتدا باید جسم را متعادل (بالانس) نمود تا گردش انرژى به درستى در آن صورت بگیرد و یکى از راه‌های متعادل نمودن میزان انرژى بدن استفاده از صوت است.15 آنها براى متعادل نمودن بدن از نرمش‌ها و تمرین‌هاى مختلف و خاصى استفاده می‌کنند و در مواردى براى سلامت بخشیدن و بهبود عملکرد اعضایى از بدن از تلفیق صوت و کلام و تکرار و قرائت آن استفاده می‌نمایند.

بعضی از انواع صوتهاى خارج شده از دهان شخص می‌تواند بر جریان انرژى تأثیر بگذارد. به طور کلى انسان در حالت ناراحتى یا بیمارى و شرایط استرس از خود صداهایى خارج می‌سازد.

این اصوات باعث می‌شوند که فشارهاى وارده بر اندام داخلى از طریق شش‌ها کاهش یابند. در بررسی‌هاى به عمل آمده مشخص شده که اصوات مختلف بر روى ارگان‌هاى مختلف بدن تأثیر می‌گذارند و نیز بلندى و کوتاهى صوت، اثرات مختلفى روى ارگان مربوطه دارد. شش صوتی که در جدول زیر ارائه شده، اثرات مخصوص به خود را روى ارگان‌هاى مربوطه دارند. هر کدام از این شش صوت باید با یک بازدم ممتد از حنجره خارج شوند 16

صوت He Hu Si Xu Chui

ارگان قلب طحال شش کبد کلیه

آنها معتقدند با قرائت اصوات بالا با تمرکز و آرامش، با هر صوتى می‌توان قسمت حساس به‌ آن صوت را در بدن (که در بالا اشاره شده) تحریک نمود و بر آن تاثیر سلامتى گذاشت.

مثال بالا بکارگیرى صوت و کلام براى سلامتى جسم و کسب آرامش بود در حالى که در فرقه‌های مختلف دیگر از صوت و کلام در جهت تعالى بخشیدن به روح نیز استفاده‌هاى فراوانى می‌شود و از صوت و کلام در جهت کسب کمالات و انرژی‌هاى مثبت بیشتر استفاده می‌شود.

به عنوان نمونه از جمله فرقه‌هایى که از صوت و کلام در جهت رشد و تعالى روح استفاده می‌کنند به یوگا اشاره می‌کنیم. تأکید می‌شود ذکر این نمونه‌ها به منزله داشتن نگاهى همدلانه به همة جوانب مکتب‌ها و ورزش‌هایى مانند یوگا نیست، بلکه مراد این است که فضائى مناسب براى نشان دادن توجه بیشتر به تأثیر اصوات موسیقیایى بر کمال نفس فراهم آید تا بتوانیم به محور اصلى بحث یعنى اعجاز صوتى قرآن بپردازیم. در یوگا اعتقاد بر این است که عشق پروردگار به سوى مخلوقات به وسیلة صوت (Nada) جریان می‌یابد. آنها می‌گویند صوت آسمانى ابتدا به اصوات حاوى انرژى تبدیل شده سپس این اصوات انرژی‌دار به شکل ترکیب حروف عینى کلام تجلى قابل شنیدن براى همگان می‌یابند. این کلامهاى ویژه حامل آگاهى و انرژى خاصى هستند که نزد عارفان هندى به نام مانترا (صوت مقدس) شناخته می‌شوند.

در کتاب‌هاى باستانى ودا (سرودهاى الهی) به هجاى مقدس "اوم" به عنوان اولین و بالاترین مانترا اشاره شده است. آنها معتقدند این آوا که مادر همة اصوات است در باطن همة مخلوقات به صورت پنهان مستقر می‌شود. به دلیل ویژگی‌هاى منحصر به فرد ذکر اوم، ذکر دائمی‌و هموارة این آواى مقدس به رشد آگاهى و فراهم ساختن شرایط اداراکی مناسب براى شناخت ذات الهى می‌انجامد.

این ذکر عظیم از ترکیب سه صداى آ (A)، او (ع) و میم (M) تشکیل شده است و نمایانگر سه حوزة فعالیت ربانی: ایجاد، حفظ و فنا می‌باشد. در عرفان یوگا به ‌این نکته اشاره شده است که طنین قرائت صحیح ذکر اوم بسیار بسیار مهم است. فلسفه یوگا حالت هوشیارى انسان را به چهار سطح آگاهی تقسیم می‌نماید:

1ـ سطح آگاهى در هوشیارى (حواس پنج‌گانه یا خود آگاهی).

2ـ سطح آگاهى در رویا (هوشیارى نسبى حواس یا نیم آگاهی).

3ـ خواب عمیق یا عدم هوشیارى (حواس ظاهرى یا ناخود آگاهی).

4ـ آگاهى فرا حِسى (هوشیارى برتر).

در میان چهار حالت بالا تنها آخرین حالت است که قرار گرفتن در آن درک ذات مقدس خداوندى را براى افراد امکان پذیر می‌سازد. هنگام قرائت آواى اوم، هر چهار سطح آگاهى در ذهن انسان فعال می‌شود. طنین آ (A) با سطح اول آگاهی، او (ع) با سطح دوم آگاهی، طنین میم (M) با سطح سوم آگاهى و سکوت ایجاد شده در انتهاى قرائت ذکر اوم با سطح چهارم آگاهی ارتباط دارد. در شیوه درست خواندن مجموعة اصوات این ذکر مقدس، باید صوت آ (A) از نظر زمانى طولانی‌تر از صوت او (ع) و طنین صداى میم (M) از هر دوى آنها کشیده‌تر تولید شود. اگر ذکر اوم به درستى خوانده شود در پایان قرائت صوت میم، هیچگونه توان باز دم در ریه‌ها باقى نمی‌ماند، و این امر باعث ایجاد نوعی سکوت یا حبس بازدم خواهد شد. در رسوم عرفان یوگا، هدف از تکرار این ذکر دستیابى به آگاهى و رهایى از جهالت و نادانى است. ذکر اوم از نظر یوگایی‌ها تنها به گذشته تعلق ندارد، علم امروزى نیز به تازگى کشف کرده است که ذکر اوم میزان تمرکز فکر و آرامش عمومی‌روان را به صورت چشمگیرى بهبود می‌بخشد و تداوم گفتار این ذکر ظرفیت شش‌ها را نیز افزایش می‌دهد.17

همان طور که اشاره گردید در یوگا با بکارگیرى صوت و کلام تاثیرات فراوانى در جهت کسب انرژی‌هاى مثبت کائنات و کمالات انسانها ایجاد می‌شود. آنها به جز واژه‌هایى تکی از عبارات بلندترى که به زبان هندى سروده شده نیز استفاده می‌کنند که از آنها به عنوان سرودهاى الهى یاد می‌کنند. آن سرودها با وجود طولانى بودن توسط یوگی‌ها قرائت و تکرار می‌شود و از تکرار آنها در جهت کسب فضایل، انرژی‌هاى مثبت و رشد و تعالى استفاده می‌شود. نمونه‌اى از آن سرودهاى الهى عبارتست از:

- Aum Bhur Bhuva: Swaha tat Savitun VarenYama Bhargo Devashya Dimahi Diya Yonah PrachoDayat.

معنی عبارت بالا عبارتست از:

آن نورى که باعث درخشش آگاهى ما می‌شود آن را ستایش می‌کنیم و آن نور در زمین، برزخ و بهشت نیز مطرح است و همراه ماست.

قرائت این سرود کاملاً قانونمند است و یوگایی‌ها براى فراگیرى چگونه صحیح خواندن آن بارها در کلاس‌هاى خود از زبان استاد و یا روى نوارهاى پر شده به شیوه قرائت درست آن گوش داده و تکرار می‌کنند تا فرا گیرند. قرائت صحیح این سرود با کشش‌ها و مکث‌هایی همراه است که رعایت کردن آن قواعد براى بهره‌مندى از تاثیرات ارزنده‌ان سرود در اثر تکرار جداً لازم است. فوایدى که از طرف اساتید بزرگ یوگا براى تکرار کنندگان این ذکر به صورت صحیح مطرح گردیده بدین شرح است که ‌این سرود مولد ارتعاشى است که به پاک‌سازى تمام انرژی‌هاى مزاحم ذهن و جسم خوانندگان و شنوندگان می‌انجامد و جالب این که بجز پاکسازى درون فردى به پاکسازى محیطى نیز می‌پردازد. یعنى محیطى که در آن این سرود قابل شنیدن باشد (به صورت زنده یا از روى نوار پر شده) در اثر تکرار از انرژی‌هاى منفى تهى و سرشار از انرژی‌هاى مثبت می‌گردد. قرائت صحیح آن در محیط براى بیماران نیز بسیار مناسب است. شایان ذکر است که به فرمودة بزرگان یوگا این تاثیرات ناشى از تکرار صحیح صوت و کلام آنهاست نه معناى آنها. بدیهى است که اگر کسى حتى معناى این سرودها و عبارات را نداند ولى به صورت صحیح به قرائت یا گوش فرا دادن به ‌آن بپردازد متاثر از قدرت‌هاى آن خواهد شد، و اگر فردى هم معناى آن را درک کند ولى به قرائت عینى و صحیح عبارت نپردازد و معناى آن را به زبان‌های دیگر بخواند از این تاثیرات بهرمند نمی‌شود.18

تلفیق صوت و کلام مقوله‌اى اسرارآمیز و پیچیده است که در جهان اسلام و ایران کمتر شاهد تحقیقات بنیانى راجع به‌ آن بوده‌ایم و این در حالى است که احتمال وجود آیات و سور بسیارى در قرآن قابل پیش‌بینى است که در صورت قرائت صحیح، ایجاد ارتعاشات صوتى و در نهایت حصول انرژی‌هاى مثبت قابل کسب براى انسانها را دارا باشد که فراتر از حواس قابل درک و فهم می‌باشد. البته فضائل و فوائد قرائت برخى آیات و سور قرآن مورد توجه مسلمانان می‌باشد که از جمله آانان می‌توان به: آیة‌الکرسى (آیات 257-255سوره مبارکه بقره)- آیة: وجعلنا من بین ایهدیهم.... (آیة 9 سوره یس)- آیة: امن یجیب المضطر اذا... (بخشى از آیة 62 سوره نمل) اشاره کرد ـ همچنین ذکر نمونه‌ای زیر خالى از لطف نیست:

ـ قدرت شفابخشى تکرار سوره حمد19: دورى از فقر، قدرت بخشى به حافظه، بهره‌مندى از توفیقات الهى و فزونى روزى در نتیجة قرائت سوره واقعه20، توصیه به قرائت سوره ماعون با صداى بلند در نماز عشاء براى در پناه خداوند بودن تا صبح21.

اما هنوز توجهى بایسته به تأثیرات بر زبان جارى ساختن الفاظ قرآن نشده است گر چه در تحقیقات اندک به جنبة اعجازى شنیدن آیات قرآن پرداخته شده است.

گروهی از پژوهشگران و پزشکان کشورمان در سال 1382 اقدام به آزمایشات و تحقیقات جالبی نمودند. آنان طى این آزمایش 40 بیمار همسان که نیاز به عمل جراحى داشتند را به دو دسته مساوى تقسیم نمودند. در روز عمل براى یک گروه از آنها از صبح زود تا لحظة عمل که بعد از ظهر همان روز بود به پخش تلاوت آیات قرآن در اتاقشان پرداختند و برای گروه دوم این کار را صورت ندادند و صداى عادى محیط بیمارستان در اتاق آنها به گوش می‌رسید.

سپس در هنگام عمل نتایج متفاوت و جالبى براى پزشکان و پژوهشگران حاصل آمد. گروهى که از صبح در معرض شنیدن قرائت آیات قرآن در اتاق خود بودند از آرامشى بالاتر،‌ضربان قلب طبیعی‌تر و اضطراب و دغدغة کمترى برخوردار بودند.22

آیا این احساسات و تاثیرات تنها ناشى از شنیدن مطالب و مفاهیم اشاره شده در این کتاب آسمانى است؟

اگر این چنین است آن بیماران که معانى آیات شنیده شده را نمی‌دانستند!.

این جنبه از اعجاز قرآن در درجه نخست به احساسات مبهمی‌بر می‌گردد که در قلب خواننده یا شنونده بر می‌انگیزد.23

اما به نظر می‌رسد علاوه بر فوائد معجزه آساى شنیدن آیات وحی، خواندن این آیات نیز داراى تأثیرى معجزه آسا باشد.

در قرآن و همین طور احادیث فراوانى به درست قرائت شدن آیات عربى براى ایجاد تاثیرات نهفته در قرآن توصیه شده و حتى گفته شده که اگر سواد عربى هم ندارید و مفاهیم عمیق مطرح شده در این کتاب آسمانى را متوجه نمی‌شوید با این حال باز هم به قرائت آیات به زبان عربى و به‌طور کاملاً صحیح بپردازید و یا به قرائت آنها گوش فرا دهید. حال به بیان تعدادى از این آیات قرآن یا احادیث که به درست قرائت کردن آیات قرآن توصیه نموده‌اند می‌پردازیم :

ـ قرآن ذکرى با برکت است.

ـ قرآن را به ترتیل بخوانید (مزمل آیة 4).

ترتیل (که خواندن آیات قرآن به‌ آن شیوه توصیه شده) ادا نمودن حروف و رعایت موارد وقف می‌باشد. همچنین در معنى آیة شریفة "ورتل القرآن ترتیلا" در حدیثى به نقل از امام صادق علیه السلام آمده است که: قرآن را با مکث و تأنى بخوانى و صدایت را به تلاوت آن زیبا کنی24

حضرت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

ـ قرآن را نیکو ادا کنید و شگفتیهاى آن را پی‌‌جویى کنید25

قرآن را با لحن عربى و لهجة آن بخوانید 26.

ـ قرآن را با عربى آن فرا گیرید و از قرائت حرف با کلمه زائد در آن بپرهیزید.27

ـ قرآن را به عربى صحیح بخوانید و عجایب آن را استخراج کنید28.

امام على (علیه السلام) می‌فرمایند: بهترین ذکرها قرآن است که با آن فراخى سینه و قلب میسر است و باطن و نهان انسان بدان وسیله نورانى می‌شود29.

ـ در تلاوت قرآن، آن را بخوبى بیان کن و همانند شعر آن را به تندى مخوان و مانند ریگ آن را پراکنده مساز30

امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند:

ـ کلمات قرآن را صحیح ادا کنید31.

شاید واجب بودن قرائت حمد و سوره با صداى بلند در نمازهاى صبح و مغرب و عشاء برای مردان، وسیله‌اى براى بهره‌مندى از انرژی‌هاى خداوندى در آن اوقات شبانه‌روزی باشد. حال با توجه به توصیه‌هایى که از جانب خداوند متعال، پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) و تعدادى از امامان بزرگوارمان مطرح شد و با استناد به فرمایشات آنان و کل مطالب مطرح شده در اینجا، احتمال بر این نکته می‌رود که بجز معانى ارزشمند و نکات انسان‌ساز آیه‌ها، در قرآن رموز و شگفتی‌هایى صوتى و کلامی‌در حدى بسیار فراتر از آنچه در فرقه‌ها و طریقت‌هاى دیگر و تاثیرات ناشى از کنار هم قرارگیرى و تلفیق صوت و کلام در این آیات بزرگ نهفته باشد، که در پس قرائت صحیح آیات قرآن، ‌هاله‌هایی از انرژی‌هاى مافوق درک آدمی‌را در پیرامون او ایجاد نماید.

ممکن است تشابهات بعضى از حروف متقاطع که بیشتر هم در قرآن تکرار گردیده (الم- 6 مرتبه تکرار/ الر- 5 مرتبه تکرار/ حم، 7 مرتبه تکرار و...) با ذکر "اوم" در یوگا و یا ذکر "آمین" که به قصد بر آورده شدن دعاها خوانده می‌شود و امثالهم جاى تفکر بیشترى داشته باشند، و درجاتى والا از تاثیرات صوت و کلام را در درون داشته باشند و با ایجاد این تاثیرات شناخته نشده در صورت قرائت صحیح، کلیدی براى تاثیرگذاری‌هاى صوت و کلامی‌آیه‌هاى بعدى آن سوره‌ها در قرآن باشند و شاید این هم یکى از رموز این حروف متقاطع باشد.

در فرقه‌هاى دیگر تکرار ذکر است (در حد نیاز) که اثربخشى ذکر را قوت می‌بخشد و در قرآن نیز، هم آهنگ بودن انتهاى بعضى آیات شاید به نوعى عمل تکرار در جهت تاثیرگذارى بهتر قدرتهاى مستتر در آن سوره را داشته باشد که البته‌این تکرار در مواردى به شکل عینى و به کرات اتفاق افتاده که به عنوان مثال به سورة الرحمن، آیة شریفه "فباى الآء ربکما تکذبان" که 31 مرتبه تکرار شده می‌توان اشاره نمود.

همین طور در روایات نیز براى گرفتن تاثیرات مد نظر گنجانده شده در ذکر، آیه و یا سوره‌های قرآن، شاهد سفارش به تکرار آن (به 70 بار،100 بار یا 1000 بار و یا....)هستیم و این تأکید بر تکرار شاید با بعضى از فرقه‌هاى دیگر که با تکرار صوت و کلام ذکرشان سعى بر ایجاد تاثیرات نهفته در آن اذکار دارند هم‌سو باشد و شگفتی‌هاى صوت و کلامی‌موجود در قرآن نیز براى تاثیرگذارى نیاز به تکرار داشته باشند.

با توجه به مفاد روایات مربوط به قرائت درست قرآن، می‌توان گفت، صحیح قرائت نمودن کلمات و حروف و رعایت کامل قواعد تلاوت آن، باعث می‌شود که سمفونى اصوات کنار هم شکل گیرد و توان تاثیرگذاری‌هاى شگرف و پیچیده و زندگی‌ساز را براى انسان ایجاد نماید. تأکید بر قرائت قرآن به همان زبان عربى با در نظر گرفتن اصول آن به صورت شمرده و یا صوت زیبا تصدیقى بر این ادعاست و گرنه به جاى توصیه بر آن به ترجمه و گسترش در جریان محتواى آن قرار گرفتن را شاهد می‌بودیم، گمان بر این است با مطالعه معانى آیات شناخته شده در تاثیرگذارى و قرائت معناى آن تاثیرى عاید نخواهد گردید و این تلفیق صوت و کلام است که با قرائت درست ایجاد می‌کند. شاید حروف متقاطع مطلع تعدادى از سوره‌هاى قرآن که قابل ترجمه و معادل سازى قابل درک به زبانهاى دیگر نیستند و معناى قابل فهمی‌از نظر محتوایى در زبان عربى هم ندارد به طور مستقیم کلیدى براى تاثیرگذاری‌هاى صوت و کلام ناشى از قرائت آنهاست و می‌توان آنها را به عنوان نشانه‌هایى مستقیم در تائید تاثیرات صوت و کلام دانست چون در آنجاست که در ابتداى سوره، دیگر محتواى پندآموزى یافت نمی‌شود و فقط صوت و کلام است وبس.

آنچه گذشت، گامی‌کوتاه، شتابان و ابتدائى بود به سوى جنبه‌اى دیگر از اعجاز معجزة جاویدان پیامبر خاتم محمد مصطفى صلى الله علیه و آله و سلم. با توجه به‌این که منابع مربوط به اعجاز قرآن ـ در حد مطالعة نگارنده ـ تاکنون به‌این جنبه از قرآن توجه نکرده‌اند، می‌توان اعجاز صوتى این کلام آسمانى را پرده‌اى جدید از معجزات قرآن دانست که اگر به درستى شناخته و شناسانده شود بشر را به خضوع و فروتنى در برابر آن فراخواهد خواند. روشن است که‌این موضوع نیازمند تأمل، تحقیق و بررسی بیشتر است و امید است صاحب نظران علوم قرآنى و دیگر اندیشمندان ضمن بررسى انتقادی مفاد مقالة حاضر، نگاهى ژرف‌تر به‌این جنبة ناشناختة اعجاز قرآن معطوف دارند تا در آیندة نزدیک اعجاز صوتى قرآن نیز در کنار دیگر جنبه‌هاى اعجاز آن در منابع علوم قرآنى مورد توجه قرار گیرد.

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقی‌ها:

1- علوم قرآنى ـ محمدهادى معرفت ـ صفحات 374 الى 438

2- دایرة المعارف قرآن شناسى ـ على حاجى وند ـ صفحة 206

3- (تفسیر مجمع‌البیان- جلد1-صفحه 75).

4- (بحارالانوار ـ جلد 92 ـ صفحه 15).

5- (علوم قرآنی- محمد‌هادى معرفت- صفحه 385)

6- (مجلة یوگا ـ شماره 3- مقاله موسیقى و سلامتی).

7- (مجلة یوگا، شماره 3 مقاله موسیقى و سلامتی)

8- (از سخنرانى دکتر الهى قمشه‌اى 4 اردیبهشت 83. شبکه 4 سیما)

9- (مجله یوگا- جلد 3 صفحه 19)

10- (مجله یوگا- شمارة 15- صفحه 13).

11- (از سخنرانى دکتر الهى قمشه‌ای- شبکه 4 سیما. 11/ اردیبهشت/ 83)

12- (مبانى موسیقیایى الحان و نغمات قرآن کریم/ حسن سلطان نیا./ صفحه 126)

13- (مبانى موسیقیایى الحان و نغمات قرآن کریم/ حسن سلطان نیا/ صفحه 127).

14- (Prevention magazine، مطرح شده در مجلة یوگا- شمارة 3. صفحه 18)

15- (استاد شرمین رضایی/ استاد تاى چى چوان)

16- (chi kung:health & martialarts) پرورش انرژی حیاتى از طریق چى کونگ- نویسنده- Yang ، Jwing-Ming صفحه 189 و 190)

17- مجلة یوگا - شمارة 15 صفحة 19 و 20 - استاد مایا

18- از کتاب Rig-Veda (”Knowledge of Praise”) مطرح شده در کلاس استاد مایا

19- (حضرت محمد(صلى الله علیه و آله و سلم)- نورالثقلین، جلد 1- صفحه 44)

20- (حضرت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم)- نورالثقلین)

21- (حضرت محمد (صلى الله علیه و آله و سلم)، ثواب الاعمال)

22- (اخبار علمی‌فرهنگى و هنری- شبکه دوم سیما- 1382).

23- (علوم قرآنی، نویسنده: محمد‌هادى معرفت، صفحه 387).

24- (بحارالانوار- جلد 89- صفحه 191).

25- (مجمع‌البیان- جلد 1- صفحه 81).

26- (الکافی- جلد 2- صفحه 614)

27- (وسایل الشیعه- جلد 4- صفحه 865).

28- (قرآن در احادیث اسلامی)

29- . (غررالحکم)

30- (کافی- جلد 2- صفحه 614).

31- (بحارالانوار- جلد 92- صفحه 215)

--------------------------------------------------------------------------------

منبع: نشریه اندیشه صادق، شماره 15 خبرگزارى فارس