حفظ قرآن  چاپ
تاریخ : 1385/07/25

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخچه ى حفظ قرآن

خـداونـدا, مـن در کتاب تورات امتى مى بینم که انجیل شان در سینه هایشان جاى دارد و آن را از حفظمى خوانند .
مناجات حضرت موسى

پیدایش حفظ قرآن

پـیـامـبـر اسـلام در چهل سالگى به مقام شامخ نبوت برگزیده شد وقرآن در بیست و سه سال به مـنـاسـبـت رویدادهاى مختلف بر قلب مبارک وى فرود آمد .
در این مدت , صحابه به سفارش آن حـضرت درنگهدارى آیات الاهى مى کوشیدند . آن ها آیات الاهى را بر پوست واستخوان هاى شانه و دنده ى حیوانات , چوب هاى درخت خرما,سنگ هاى سفید پهن , کاغذ و پارچه مى نگاشتند
(5) .و بـراى بـرخـوردارى از پـاداش معنوى به خاطر مى سپردند .
حفظ آیات الاهى نخستین گام در راه نـگاهبانى از قرآن به شمار مى آمد, زیرا از یک سوخط آن روز کوفى بود و به سبب نداشتن نقطه و اعـراب بـه شـکـل هـاى مختلف خوانده مى شد, و از سوى دیگر, تقریبا همه ى مردم بى سوادبودند وتنهاباحفظقرآن مى توانستندعشق خودبه کتاب خداوندراآشکارسازند .
هنگامى که پیامبر اکرم (ص ) در غار [حرا] به سر مى برد,فرشته یى در برابرش حضور یافت و گفت : بـخـوان . پیامبر فرمود:خواندن نمى دانم . آن گاه بى هوش شد . وقتى حضرت به هوش آمد,فرشته گفت : [اقراء باسم ربک الذى خلق ....[
(6) امـام صـادق (ع ) فـرمـود: بـسـم اللّه الرحمن الرحیم . اقراء باسم ربک ...
اولین آیاتى است که بر نبى اکرم (ص ) نازل شد .
اولـیـن مـرحـلـه , مـرحـلـه ى قـرائت و به خاطر سپارى است ومرحله ى کتابت بعد از آن تحقق یـافـت .

از ایـن رو, آیـه هاى آغازین قرآن از [اقراء] سخن مى گوید و مراد از آن حفظ آیات در سینه ها است . اکنون این مسئله را در موارد مختلف زیر مورد بررسى قرار مى دهیم :

اصطلاح حافظ در صدر اسلام

واژه ى [حفظ] در زبان عرب در دو معنا به کار رفته است :
الف ) نگهدارى و نگهبانى  ب )به خاطر سپردن (ضد فراموشى (
(9) در قرآن مجید, این واژه و مشتقاتش تنها در معناى اول به کاررفته است .
] حافظ] اسم فاعل است و در اصـطـلاح عـلـوم قـرآنـى , بـه کـسـى مى گویند که همه ى قرآن را با تجوید و ترتیل و به کار بـردن قـرائت قابل قبول قرآن شناسان به خاطر سپرده باشد .
همچنین به کسى که بر سنن رسول اکـرم (ص ) احـاطـه داشـتـه , موارد اتفاق واختلاف آن را بداند و به احوال راویان و طبقات مشایخ آگاهى کامل داشته باشد, حافظ مى گویند .
برخى تعداد آن را نیز معین کرده اند و گفته اند باید فرد صدهزار حدیث با سند از حفظ باشد تا این واژه بر او اطلاق شود .

در صدر اسلام , به خـاطـر سپارندگان قرآن را [حافظ] نمى خواندند و با واژه هایى چون [جماع القرآن ], [قراءالقرآن ], [حملة القرآن ] و [الماهر فى القرآن ] از آنان یاد مى کردند .

واژه ى حافظ پس از قرن اول یا نیمه ى دوم قرن هجرى
(13)   دراین معنا به کار گرفته شد .
البته واژه ها و ترکیب هاى یاد شده در سراسر روزگار پیامبراسلام (ص ) به معناى کسى که همه ى مـتـن قـرآن را بـه خاطر سپرده , نبوده و پس از رحلت رسول اکرم (ص )چنین معنایى یافته است . درزمان آن حضرت , از حافظ بخشى از کتاب خدا نیز با این عبارت ها یادمى کردند .

اولین حافظ قرآن

حفظ آیات الاهى , از نخستین روزهاى نزول وحى آغاز شد . پیامبر اسلام (ص ( نخستین حافظ قرآن بـه شـمـار مـى رفـت و بـراى فـراگـرفـتن و حفظ آن بسیار مى کوشید .
آن حضرت همراه پیک وحى زبانش را حرکت مى داد و شتاب مى کرد تا آنچه مى شنود فراموش نکند . مرحوم طبرسى در شان نزول آیه ى [لاتحرک به لسانک لتعجل به . ان علیناجمعه و قرءانه [.
(15)  ] اى رسـول ما ] در حال وحى , شتابان زبان به قرائت قرآن بگشاى که ما خود آن را جمع کرده   [ در سـیـنـه ات ]نگاه مى داریم و بر تو مى خوانیم .
از ابن عباس چنین نقل مى کند:پیامبر اکرم (ص ) به سـبـب عـشـق شـدیـدى کـه بـه دریافت و حفظ قرآن داشت هنگامى که پیک وحى آیات را بر او مـى خـوانـد, همراه وى زبانش را حرکت مى داد و شتاب مى ورزید تا آنچه مى شنود فراموش نکند . خـداونـد او را از ایـن کـار بـازداشـت و فرمود: ما آن را برایت جمع مى کنیم .

حضرت براى اطـمـیـنان کامل از محفوظات خویش آن هارا بر فرشته ى وحى عرضه مى کرد .
در روایات متعدد چـنـان مـى خوانیم که پیامبراسلام (ص ) در ماه رمضان هر سال قرآن را, تا آن جا که نازل شده بود, بـاجـبـرئیل مقابله و تکرار مى کرد, و در واپسین سال زندگى اش , بر خلاف گذشته , این مقابله و تکرار را دو بار به انجام رساند .
فقه قرآن  چاپ
تاریخ : 1385/07/20

امر به معروف و نهی از منکر

آیات وارده در این باب

آیه شریفه اول :

) وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( . آل عمران آیه 104

باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى‏، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.

 

آیه شریفه دوم :

) کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَیْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ( . آل عمران آیه 110

شما بهترین امتى بودید که به سود انسانها آفریده شده‏اند؛ [چه اینکه‏] امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب‏، [به چنین برنامه و آیین درخشانى‏،] ایمان آورند، براى آنها بهتر است‏! [ولى تنها] عده کمى از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند، [و خارج از اطاعت پروردگار]

 

آیه شریفه سوم :

) لَیْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّةٌ قَآئِمَةٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ *  یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَأُوْلَـئِکَ مِنَ الصَّالِحِینَ ( . آل عمران آیات 113-114

113- آنها همه یکسان نیستند؛ از اهل کتاب‏، جمعیّتى هستند که [به حق و ایمان‏] قیام مى‏کنند؛ و پیوسته در اوقات شب‏، آیات خدا را مى‏خوانند؛ در حالى که سجده مى‏نمایند.

114- به خدا و روز دیگر ایمان مى‏آورند؛ امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند؛ و در انجام کارهاى نیک‏، پیشى مى‏گیرند؛ و آنها از صالحانند.

 

آیه شریفه چهارم :

) وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ *  وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ( . توبه آیات 71- 72

71- مردان و زنان باایمان‏، ولىّ [و یار و یاور] یکدیگرند؛ امر به معروف‏، و نهى از منکر مى‏کنند؛ نماز را برپا مى‏دارند؛ و زکات را مى‏پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مى‏کنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمى‏دهد؛ خداوند توانا و حکیم است‏!

72- خداوند به مردان و زنان باایمان‏، باغهایى از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جارى است‏؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‏هاى پاکیزه‏اى در بهشتهاى جاودان [نصیب آنها ساخته‏]؛ و [خشنودى و] رضاى خدا، [از همه اینها] برتر است‏؛ و پیروزى بزرگ‏، همین است‏!

 

 

دعوت با حکمت و موعظه نیکو

 

آیه شریفه پنجم  :

) ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ ( . نحل آیه 125

 با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نیکوتر است‏، استدلال و مناظره کن‏! پروردگارت‏، از هر کسى بهتر مى‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است‏؛ و او به هدایت‏یافتگان داناتر است‏.

 

آیه شریفه ششم :

) الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ( . حج آیه 41

همان کسانى که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم‏، نماز را برپا مى‏دارند، و زکات مى‏دهند، و امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند، و پایان همه کارها از آن خداست‏!

 

آیه شریفه هفتم :

) یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَکَ إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ( . لقمان آیه 17

پسرم‏! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منکر کن‏، و در برابر مصایبى که به تو مى‏رسد شکیبا باش که این از کارهاى مهمّ است‏!

پیشینه علوم قرآنى  چاپ
تاریخ : 1385/07/16

بسم الله الرحمن الرحیم


بحث درباره قرآن و شناخت مسایل مختلف آن،از همان دوران نخست مطرح‏بوده و هم واره در طول تاریخ،بزرگان و دانش پژوهان در این زمینه به بحث وگفت و گو نشسته و آثار نفیس و گران‏بهایى از خود به یادگار گذارده‏اند و این‏مطالعات پیوسته ادامه دارد.

 

بر پایه مدارک موجود،اولین کسى که درباره قرآن به بحث نشست و گفت و گو راآغاز نمود،یحیى بن یعمر شاگرد برومند ابو الاسود دؤلى(متوفاى 89)بود.نام برده‏کتابى در فن قرائت قرآن،در روستاى واسط،نگاشت که شامل انواع قرائت‏هاى‏مختلف آن دوره مى‏باشد.سپس حسن بصرى(متوفاى 110)کتابى در عدد آیات‏قرآن نوشت.نویسندگان و آثار دیگر موجود در این زمینه به ترتیب ظهور،عبارتند از: عبد الله بن عامر یحصبى(متوفاى 118)رساله‏اى در اختلاف مصاحف عثمانى ونیز رساله دیگرى در وقف و وصل در قرآن نوشته است و شیبة بن نصاح مدنى(متوفاى 130)کتاب‏«الوقوف‏»را نگاشت.آبان بن تغلب(متوفاى 141)نخستین‏کسى است که پس از یحیى بن یعمر در فن قرائات کتاب نوشت.محمد بن سائب‏کلبى(متوفاى 146)اول کسى است که در«احکام القرآن‏»کتاب نوشت.مقاتل بن‏سلیمان(متوفاى 150)نخستین نویسنده‏اى است که درباره‏«آیات متشابهات‏»

 

کتاب نوشت.ابو عمرو،علاء بن زبان تمیمى(متوفاى 154)کتاب‏«وقف و ابتدا»و«قرائات‏»را نوشت.حمزة بن حبیب یکى از قراء سبعه(متوفاى 156)در فن قرائات‏کتاب نوشت.

 

یحیى بن زیاد فراء(متوفاى 207)کتاب‏«معانى القرآن‏»را در سه مجلد نوشت.

 

این نویسنده هم چنین کتاب‏«اختلاف اهل کوفه و بصره و شام در مصاحف‏»و کتاب‏«جمع و تثنیه در قرآن‏»را به تحریر در آورد. محمد بن عمر واقدى(متوفاى 207)

 

کتاب‏«رغیب‏»در علوم قرآنى و«غلط رجال‏»را نوشت.ابو عبیده معمر بن المثنى(متوفاى 209)کتاب‏«اعجاز القرآن‏»در دو جزء و«معانى القرآن‏»را نوشت.او اول‏کسى است که در اعجاز قرآن کتاب نوشته است.ابو عبید قاسم بن سلام(متوفاى 224)کتاب‏هاى فراوانى در علوم قرآنى نوشته و او اول کسى است که دراین زمینه به طور گسترده کتاب نوشته است.از جمله کتب او«فضائل القرآن‏»،«المقصور و الممدود»در فن قرائات،«غریب القرآن‏»،«ناسخ و منسوخ‏»و«اعجازالقرآن‏»و...،را مى‏توان نام برد.على بن مدینى(متوفاى 234)در«اسباب نزول‏»

 

کتاب نوشت.احمد بن محمد بن عیسى اشعرى قمى(متوفاى حدود 250)کتاب‏«ناسخ و منسوخ‏»را نوشت.ابو زرعه عراقى(متوفاى 264)هزار بیت(الفیه)در«غریب الفاظ قرآنى‏»سرود.ابو عبد الله احمد بن محمد بن سیار(متوفاى 268)

 

«ثواب القرآن‏»و«کتاب القرائة‏»را تالیف کرد.ابو محمد عبد الله بن مسلم(ابن قتیبة)

 

(متوفاى 276)کتاب‏هاى:«تاویل مشکل القرآن‏»و«تفسیر غریب القرآن‏»و«اعراب‏القرآن‏»و«قرائات‏»را نوشت.ابو العباس محمد بن یزید مبرد نحوى(متوفاى 286)

 

کتاب‏«اعراب القرآن‏»را نوشت.ابو عبد الله محمد بن ایوب بن ضریس(متوفاى 294)کتابى در آن چه در مکه و مدینه نازل شده و نیز کتاب‏«فضائل القرآن‏»

 

را نوشت.ابو القاسم سعد بن عبد الله اشعرى قمى(متوفاى 299)رساله‏اى در انواع‏آیات قرآن نوشت.

 

محمد بن زید واسطى متکلم امامى(متوفاى 307)کتابى در«اعجاز قرآن‏»

 

نوشت و آن را در نظم و تالیف آن دانست.محمد بن خلف بن مرزبان(متوفاى 309)

 

کتاب‏«الحاوى‏»در علوم قرآنى در(27)جزء نوشت.ابو محمد حسن بن موسى‏نوبختى(متوفاى 310)کتاب‏«التنزیه و ذکر متشابهات القرآن‏»را نوشت.ابو بکر بن‏ابى داوود عبد الله بن سلیمان سجستانى(متوفاى 316)کتاب معروف‏«المصاحف‏»

 

و«الناسخ و المنسوخ‏»و رساله‏اى در«قرائات‏»نوشت.ابن درید ابو بکر محمد بن‏الحسن ازدى(متوفاى 321)کتابى در«غریب القرآن‏»نوشت.ابن مجاهد ابو بکراحمد بن موسى(متوفاى 324)کتاب‏«السبعة فی القراءات‏»را نگاشت.ابو البرکات‏عبد الرحمان انبارى(متوفاى 328)«البیان فی اعراب القرآن‏»و«عجائب علوم‏القرآن‏»را به نگارش در آورد.ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینى(متوفاى 329)

 

کتاب‏«فضائل القرآن‏»را تالیف کرد.ابو بکر محمد بن عزیز سجستانى(متوفاى 330)کتاب معروف‏«غریب القرآن‏»را نگاشت.ابو جعفر احمد بن محمدنحاس(متوفاى 338)کتب‏«اعراب القرآن‏»،«الناسخ و المنسوخ‏»و«معانى القرآن‏»

 

را تحریر نمود.ابو محمد قصاب محمد بن على کرخى(متوفاى حدود 360)کتاب‏«نکت القرآن‏»را تقریر کرد.ابو بکر احمد بن على رازى جصاص(متوفاى 370)

 

کتاب‏«احکام القرآن‏»را در سه جلد بزرگ تالیف کرد.ابو على فارسى(متوفاى 377)

 

کتاب‏«الحجة فی القراءات‏»را نگاشت.ابو الحسن عباد بن عباس(متوفاى 385)دراحکام القرآن کتابى نوشت.ابو الحسن على بن عیسى رمانى(متوفاى 386)کتاب‏«النکت فی اعجاز القرآن‏»را نگاشت.محمد بن على ادفوئى(متوفاى 388)کتاب‏«الاستغناء»در علوم قرآنى را در 20 مجلد نوشت.ابو سلیمان حمد بن محمد بستى‏خطابى(متوفاى 388)کتاب‏«بیان اعجاز القرآن‏»را تالیف کرد.

 

ابو بکر محمد بن طیب باقلانى(متوفاى 403)کتاب‏«اعجاز القرآن‏»را تقریرنمود.ابو الحسن محمد بن الحسین شریف رضى(متوفاى 404)«تلخیص البیان‏»در مجازات قرآن و«حقائق التاویل‏»در متشابه قرآن را تصنیف کرد.ابو زرعه‏عبد الرحمان بن محمد(متوفاى حدود 410)کتاب‏«حجة القرائات‏»را به رشته‏تحریر در آورد.هبة الله،ابن سلامة(متوفاى 410)کتاب‏«الناسخ و المنسوخ‏»رانوشت.ابو عبد الله محمد بن محمد بن النعمان(شیخ مفید)(متوفاى 413)«اعجازالقرآن‏»و«البیان‏»را در انواع علوم قرآنى نگاشته است.ابو الحسن عماد الدین قاضى‏عبد الجبار(متوفاى 415)«متشابه القرآن‏»و«تنزیه القرآن عن المطاعن‏»را به تحریردر آورده است.ابو القاسم حسین بن على مغربى(متوفاى 418)«خصائص القرآن‏»راتالیف کرد.ابو الحسن على بن ابراهیم حوفى(متوفاى 430) «البرهان فی علوم‏القرآن‏»را نوشت.ابو محمد مکى بن ابى طالب(متوفاى 437)«الکشف عن وجوه‏القراءات السبع‏»را در دو جزء بزرگ تالیف کرد.ابو عمرو دانى(متوفاى 444)

 

«التیسیر»در قرائات سبع و«المحکم‏»در نقطه گذارى مصحف و«المقنع‏»را در رسم‏الخط مصحف تقریر نمود.ابو محمد على بن احمد بن حزم ظاهرى(متوفاى 456)

 

«الناسخ و المنسوخ‏»را نوشت.ابو الحسن على بن احمد واحدى نیشابورى(متوفاى 468)«اسباب النزول‏»و«فضائل القرآن‏»را تالیف کرد.ابو بکر عبد القاهرجرجانى(متوفاى 471)«الرسالة الشافیه‏»در اعجاز قرآن و«دلایل الاعجاز»را تقریرنمود.

 

ابو القاسم حسین بن محمد راغب اصفهانى(متوفاى 502)«المفردات‏»در الفاظ‏غریبه قرآن را به تحریر در آورد.ابو بکر محمد بن عبد الله،ابن عربى(متوفاى 543)

 

«احکام القرآن‏»را در چهار مجلد نوشت.محمد بن حمزة بن نصر کرمانى(متوفاى حدود 550)«اسرار التکرار فى القرآن‏»را تالیف کرد. ابو جعفر محمد بن‏على بن شهر آشوب(متوفاى 588)«متشابهات القرآن و مختلفه‏»را تقریر نمود.

 

ابو محمد قاسم بن فیره شاطبى(متوفاى 590)«حرز الامانى‏»قصیده معروف درقرائات سبع را انشاء نمود.ابو الفرج عبد الرحمان بن على بن جوزى(متوفاى 597)

 

«فنون الافنان فی عجائب علوم القرآن‏»و«المجتبى فی علوم القرآن‏»را تالیف کرد.

 

ابو البقاء عبد الله بن الحسین عکبرى(متوفاى 616)«املاء ما من به الرحمان‏»دراعراب قرآن را نوشت.على بن محمد سخاوى(متوفاى 643)«جمال القراء و کمال الاقراء»در قرائات سبع را تالیف کرد.ابو القاسم محمد بن عبد الله(متوفاى حدود 650) رساله‏اى در لغات قبائل عرب که در قرآن آمده نوشت.ابن‏ابى الاصبع عبد العظیم بن عبد الواحد(متوفاى 654)«بدیع القرآن‏»را به رشته‏تحریر در آورد.ابو محمد عبد العزیز بن عبد السلام(متوفاى 660)«مجاز القرآن‏»راتقریر نمود.ابو شامه شمس الدین عبد الرحمان بن اسماعیل(متوفاى 665)

 

«المرشد الوجیز»را در علوم قرآنى تالیف کرد.محمد بن ابى بکر رازى(متوفاى 666)«اسئلة القرآن المجید و اجوبتها»را نوشت.

 

در قرن هشتم جامع‏ترین کتاب در علوم قرآنى نوشته شد.این مهم بر دست‏تواناى امام بدر الدین محمد بن عبد الله زرکشى(متوفاى 794)انجام گرفت.کتاب او«البرهان فی علوم القرآن‏»نام دارد که در چهل و هفت فن از فنون علوم قرآنى بحث‏کرده و در این باب استقصاء کامل نموده است.و نیز بدر الدین محمد بن ابراهیم بن‏جماعه(متوفاى 733)«کشف المعانى‏»در متشابهات قرآن را تالیف کرد.کمال‏الدین عبد الرحمان بن محمد حلى معروف به ابن العتائقى(متوفاى 770)«الناسخ‏و المنسوخ‏»را نوشت.

 

جلال الدین بلقینى شیخ و استاد جلال الدین سیوطى(متوفاى 824)«مواقع‏العلوم فی مواقع النجوم‏»را در انواع پنجاه‏گانه علوم قرآنى نوشت،که ابتداجلال الدین سیوطى کتاب معروف خود را بر آن پایه گذارى نمود.سپس بر کتاب‏برهان زرکشى دست‏یافت و آن را محور قرار داد.

 

در قرن نهم معروف‏ترین و جامع‏ترین کتاب در علوم قرآنى کتاب‏«الاتقان‏»فی‏علوم القرآن،بر دست‏برومند جلال الدین سیوطى(متوفاى 911)نوشته شد.البته‏این کتاب را باید از شاه کارهاى قرن نهم به حساب آورد،زیرا فراغت از آن درسال(872)بوده است.هم چنین وى کتاب معروف‏«معترک الاقران‏»را در اعجازقرآن در سه مجلد بزرگ نوشته است.در همین قرن ابو الخیر شمس الدین محمد بن‏محمد بن جزرى(متوفاى 833)کتاب‏«النشر فی القراءات العشر»و کتاب‏«غایة النهایة‏»در طبقات قراء و کتاب‏«فضائل القرآن‏»را نوشت.

 

قاضى زکریا بن محمد انصارى(متوفاى 926)«فتح الرحمان‏»در رفع و دفع اشکالات و ابهامات قرآن را تحریر نمود.ابو عبد الله محمد بن احمد مکى(متوفاى 930)«الاحسان‏»را در علوم قرآنى نوشت.محمد بن یحیى حلبى(متوفاى 963)«القول المذهب‏»را در کلمات رومى معرب در قرآن تقریر کرد که ازکتاب‏«المهذب‏»سیوطى گرفته شده است.

 

اضافه بر موارد فوق،کسانى که در مقدمه تفسیر خود به مباحث علوم قرآنى‏پرداخته‏اند بسیارند،از جمله:

 

مقدمه جامع التفاسیر راغب اصفهانى که شیواترین مباحث علوم قرآنى را دارااست.و مقدمتان فی علوم القرآن،که مقدمة کتاب‏«المبانى‏»و مقدمه کتاب تفسیرابن عطیه که به نام‏«المحرر الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز»نوشته است،دو مقدمه‏بسیار نفیس در شؤون قرآن مجید است.مقدمه تفسیر قرطبى و تفسیر ابن کثیر وتفسیر طبرى از مهم‏ترین مقدمه‏ها در این زمینه است. مقدمه تفسیر«آلاء الرحمان‏»

 

شیخ محمد جواد بلاغى،از جامع‏ترین مباحث علوم قرآنى برخوردار است.

 

«البیان‏»حضرت استاد آیت الله خویى،که مقدمه‏اى بر تفسیر است و جامع‏ترین وکامل‏ترین مباحث مهم علوم قرآنى را شامل مى‏شود.مقدمه تفسیر صافى فیض‏کاشانى و مقدمه تفسیر برهان نیز از مهم‏ترین مباحث در جنبه‏هاى نقلى علوم قرآنى‏مى‏باشد. مقدمه مجمع البیان علامه طبرسى از متقن‏ترین مباحث علوم قرآنى‏برخوردار است.

 

از قرن یازدهم به این طرف،کتب فراوانى در تفسیر علوم قرآنى نگاشته شده که‏ذکر آن‏ها موجب تطویل است.براى نمونه نام تعدادى از آن‏ها را در مقدمه‏«التمهید»آورده‏ایم که مى‏توان رجوع نمود.

 

از میان آثار موجود مهم‏ترین کتاب‏ها در زمینه علوم قرآنى اساسا دو کتاب‏البرهان و الاتقان مى‏باشند.

 

البرهان فی علوم القرآن،تالیف امام بدر الدین محمد بن عبد الله بن بهادر زرکشى‏است.ایشان از برجسته‏ترین علما و دانش‏مندان قرن هشتم مى‏باشد.ولادت او درقاهره مصر به سال 745 بوده است.وى در همان دیار بزرگ شده و در رشته‏هاى‏مختلف علوم اسلامى به سر حد استادى رسیده است.وى طبق مذهب شافعى تدریس فقه مى‏کرده و فتوى مى‏داده است.او در سال 794 بدرود حیات گفت.

 

کتاب وى‏«البرهان‏»زبده‏ترین کتاب در مباحث علوم قرآنى است.این کتاب شمول‏و گستردگى را با ایجاز و ایفاء در عبارت به هم آمیخته است.نام برده مباحث علوم‏قرآنى را تا 47 نوع پیش برده و درباره هر یک آن چه لازم بوده گرد آورده است،درعین حال که گوى سبقت از سابقین خود ربوده،براى لا حقین الگوى گران‏بهایى‏به جاى گذاشته است.

 

دومین کتاب،«الاتقان‏»فی علوم القرآن،تالیف جلال الدین عبد الرحمان سیوطى‏است.ولادت او در اسیوط مصر به سال 849 مى‏باشد(متوفاى 911 در قاهره).اودر تمامى علوم حدیث و تفسیر و دیگر علوم اسلامى ید طولایى دارد و تالیفات‏گران‏بهایى از خود باقى گذارده است.او ابتدا کتاب استاد خود جلال الدین بلقینى(متوفاى 824)،«مواقع العلوم..»را محور قرار داده،تحریر و تهذیب نمود و بر اوافزود و به نام‏«التحبیر فی علوم التفسیر»تالیف نمود.وى در این کتاب بالغ بر 202نوع از مباحث علوم قرآنى گرد آورد. سپس بر کتاب استاد استاد خود«البرهان‏»

 

تالیف زرکشى دست‏یافت و آن را بهتر پسند کرد و بناى کتاب خود را بر آن نهاد.آن راتنقیح و تحریر نمود و مطالب بسیارى بر آن اضافه نمود و تا 80 نوع از عناوین علوم‏اسلامى را در آن فراهم کرد.امروزه این منابع از گسترده‏ترین و جامع‏ترین علوم‏قرآنى است که در اختیار محققین و پژوهش گران قرار دارد.

 

کتاب‏«مناهل العرفان‏»فی علوم القرآن،نوشته محمد عبد العظیم زرقانى،موسع‏ترین کتاب در علوم قرآنى در عصر اخیر است و مجلس اعلاى از هر مصر این‏کتاب را براى تدریس در دانش‏گاه‏هاى از هر مقرر نموده است.مقدمه تفسیر«آلاء الرحمان‏»تالیف علامه بزرگ محمد جواد بلاغى(متوفاى 1352)که‏تحقیقى‏ترین نوشته‏ها در مهم‏ترین مسایل علوم قرآنى را شامل مى‏گردد و به جهت‏اهمیت آن،مستقلا در مقدمه تفسیر مختصر شبر در مصر(قاهره)به چاپ‏رسیده است.این اثر بیش‏تر به دفع شبهات و به دفاع از مقام منیع قرآن‏پرداخته است.در مقدمه تفسیر صافى دوازده فصل به عنوان 12 مقدمه در انواع‏مباحث علوم قرآنى سخن رانده شده است.مقدمه تفسیر«مرآت الانوار»که به طور تفصیل از نظر حدیثى به مقدماتى پرداخته و با عنوان مقدمه تفسیر البرهان سیدهاشم بحرانى به چاپ رسیده است.مقدمه مذکور تالیف ابو الحسن عاملى اصفهانى(متوفاى 1138)از شاگردان مرحوم مجلسى است.البیان فی تفسیر القرآن،نوشته‏استاد علامه سید ابو القاسم خویى رحمه الله تعالى مقدمه لطیف و جامعى است دربرخى مباحث علوم قرآنى و از تحقیقات عالیه در این زمینه برخوردار است.

 

مباحث فی علوم القرآن نوشته دکتر صبحى صالح،استاد علوم اسلامى در دانش‏گاه‏لبنان شامل برخى از مباحث علوم قرآنى به صورت فشرده است.

   1      2    >>