تاریخ : 1384/12/04
بسم الله الرحمن الرحیم
محکم و متشابه .
محکم از احکام به معناى اتقان است .
و مراد از کلمه یا آیه محکمه , آن است که معناى آن واضح است و چند وجهى یا مبهم نیست . و به قول راغب اصفهانى چه از نظر لفظ , چه از نظر معنى , شبهه در آن راه ندارد. مانند اکثر آیات تشریع ( آیات الاحکام ) و مواعظ و آداب و اخلاق قرآن . متشابه از تشابه است یعنى همانندى , و هم ریشه با شبهه و اشتباه است . و عبارت یا آیه متشابه به گفته راغب اصفهانى ظاهرش بیانگر باطنش نیست . شیخ طوسى مى نویسد : محکم آن است که به خاطر وضوحش بدون قرینه یا دلالت [ خارجى ] به صرف توجه به ظاهرش مراد از آن دانسته شود .... و متشابه آن است که با توجه به ظاهرش مراد از آن دانسته نشود , مگر آنکه قرینه اى [ خارجى ] بر آن افزوده شود که معناى مراد را برساند. ( تبیان , ذیل تفسیر آیه 7 سوره آل عمران ). بـه تـعـریـف دیگر متشابه لفظى است محتمل وجوه معانى که در معرض شک و شبهه است و لذا محتاج به تاویل است ; و هم قابل تاویل صحیح است و هم تاویل فاسد. مانند اکثر آیات خلق ( آفرینش انسان و انسانها , و تقدیر و صفات و افعال الهى . ( التمهید , 3/8 ). اکـثریت عظیم آیات قرآنى محکم , و اقلیت آنها ( در حدود دویست آیه ـ التمهید , 3/14 ) متشابه است . بعضى از متکلمان و جدل پیشگان با تمسک به آیاتى چون هذا بیان للناس ( آل عمران , 138 ) و کتاب احکمت آیاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر. ( هود , 2 ) منکر وجود متشابهات در قرآنند. و به عکس با تمسک به آیاتى چون اللّه الذى انزل احسن الحدیث کتابا متشابها. ( زمر , 23 ) برآنند که همه قرآن متشابه یا متشابهات است . اخـبـاریه نیز کمابیش همین حرف را مى زنند و فهم قرآن را جز از طریق اخبار و احادیث معصوم (ع ) جایز نمى دانند ( التمهید , 3/15 ). قـرآن کـریـم خـود بـه فصیح ترین وجهى به وجود محکمات و متشابهات در قرآن تصریح دارد و درباره هر یک توضیح مى دهد : او کسى است که کتاب [ قرآن ] را بر تو نازل کرد که بخشى از آن محکمات است که اساس کتاب است و بخش دیگر متشابهات است . اما کج دلان براى فتنه جویى و در طلب تاویل [ دلخواه خود ] پیگیر متشابهات مى شوند , حال آنکه تـاویـل آن را جز خداوند و راسخان در علم - که مى گویند به آن ایمان آورده ایم , همه از پیشگاه خداوند است - نمى دانند. ( آل عمران , آیه 7 ). بـعضى وجود متشابهات را عیب قرآن مى دانند و مى گویند اگر تمام آیات و عبارات آن روشن و محکم و بدون تشابه بود , برتر بود. در پاسخ باید گفت که قرآن در قالب و بر وفق موازین کلام طبیعى انسانى نازل شده است . و در کلام بشرى از ساده ترین تعبیرات روزمره گرفته تا عالیترین تعبیرات و عبارات ادبى و هنرى , انـواع تـعـبـیرات مجازى و استعارى و تمثیلى و کنایى راه دارد و هر جا که مجاز باشد , لا محاله تشابه و متشابه پیش مى آید. زمـخـشـرى در حکمت وجود متشابهات مى گوید : اگر تمامى آیات قرآن محکمات بود , همه مـردم از روى آسـانـگـیـرى بـه آن اکـتفا مى کردند و از آنچه لازمه بحث و فحص و تامل و نظر و اسـتـدلال اسـت , رویگردان مى شدند ... و هم از آنجا که علما به روشنگرى برمى خیزند , و ذهن و ضمیر خود را در جست و جوى معانى درست و باز بردن متشابهات به محکمات به کار مى اندازند , فـوایـد بـسـیارى حاصل مى شود , و علم به پیش مى رود و کوشندگان در نزد خداوند ارج و اجر افـزونـترى مى یابند ... و نیز آنگاه که [ سرانجام و یا بحث و فحص علمى ] مطابقه محکم و متشابه براى آنان مسلم مى گردد , طمانینه قلبى شان بیشتر و ایمانشان استوارتر مى شود. ( کشاف , ذیل تفسیر آیه 7 سوره آل . عمران ). امـیـرالمؤمنین على (ع ) فرموده اند : ان القرآن حمال ذو وجوه ( قرآن دربردارنده وجوه معانى گوناگون است ). در ایـنکه متشابهات را باید تاویل کرد , بین اکثر قرآن پژوهان مخصوصا معتزله و شیعه اتفاق نظر است . فـقط ظاهرگرایان و بعضى از اشعریان افراطى و حشویه برآنند که باید از تاویل پرهیز کرد و آیات متشابه را حمل بر معناى ظاهرى کرد و در چون و چند آن ژرفکاوى نکرد. چـنانکه درباره یک عده از آیات قرآنى که مربوط به استواء خداوند بر عرش است ( از جمله یونس , 3 ) مـالـک بـن انـس گفته است : استوا معلوم است , و کیفیت آن مجهول است [ و ایمان به آن واجب است ] و سؤال از آن بدعت است . ( ـ تفسیر قرطبى , ذیل آیه 54 سوره اعراف ). حـال آنـکـه خود عرش الهى و استواء خداوند بر آن , و بودن عرش بر آب ( هود , 7 ) و حمل عرش توسط فرشتگان همه از متشابهات مهم قرآن است و متکلمان و مفسران در اطراف آن و معناى آن , بحث و تحقیق کرده اند. دیگر از متشابهات قرآنى , آیات مربوط به رؤیت الهى است و تعبیراتى که در آن از چشم و دست و آمـدن خداوند سخن گفته مى شود , معروفترین کتاب از آثار قدما در زمینه تشریح متشابهات , متشابه القرآن , اثر قاضى عبدالجبار همدانى ( م 415 ق ) متکلم بزرگ معتزلى است . بـعـضـى از آثـار قـدیـمـى شـیـعـه عبارتند از : حقائق التاویل اثر شریف رضى ( م 406 ق ) جامع نهج البلاغة که فقط مجلد پنجم آن محفوظ مانده و به طبع رسیده است . تفسیر نعمانى که منسوب به شریف مرتضى ( م 436 ق ) هم هست , هم جداگانه به نام المحکم و الـمـتـشـابه و هم تماما در مجلد 93 بحار الانوار به طبع رسیده است , متشابه القرآن و مختلفه , تالیف ابن شهرآشوب مازندرانى ( م 588 ق ). در عـصر جدید دو اثر از آثار قرآن پژوهان شیعه در این زمینه عبارت است از اضواء على متشابهات الـقـرآن , تـالـیف شیخ خلیل یاسین , و دیگر مجلد سوم از کتاب التمهید فى علوم القرآن , تالیف استاد محمد هادى معرفت .
تاریخ : 1384/12/03
بسم الله الرحمن الرحیم
تحدى و اعجاز قرآن .
کـفـار مـکه و قتى که با دعوت پیامبر (ص ) و کلام الهى روبه رو شدند , یا از استماع آن خوددارى مى کردند و دیگران را هم بازمى داشتند ( فصلت , 26 ) یا مى گفتند این جز سخن انسان نیست . ( مدثر , 25 ) یا مى گفتند اگر مى خواستیم همانند این مى گفتیم . این جز افسانه هاى پیشینیان [ اساطیرالاولین ] نیست . ( انفال , 31 ) در اینجاست که خداوند تحدى مى فرماید. یـعـنـى از منکران و معاندان مى خواهد که اگر قرآن را غیر و حیانى و غیر الهى مى دانند نظیرى بـراى آن بـیاورند ( طور , 33 ـ 34 ) همچنین : یا مى گویند این [ قرآن ] را برساخته است بگو اگـر راست مى گویید ده سوره برساخته همانند آن بیاورید , و هرکسى را که مى توانید , در برابر خـداونـد , بـه یارى بخوانید , آنگاه اگر از عهده پاسخ شما بر نیامدند , بدانید که آن به علم الهى نازل شده است .... ( هود , آیات 13 و 14 ) و سرانجام مى فرماید : و اگر از آنچه بر بنده خویش فرو فرستاده ایم , شک دارید , اگر راست مى گویید سوره اى همانند آن بیاورید , و از یاورانتان در برابر خداوند یارى بخواهید. ولـى اگـر چـنین نکردید - که هرگز نخواهید کرد - از آتشى که هیزم آن انسان و سنگ است , و براى کافران آماده شده است , بترسید. ( بقره , 23 ـ 24 ). ( نیز ـ اسراء , 88 ) و این تحدى عام است . یـعـنـى خـطـاب بـه همه انسانها اعم از همعصران پیامبر (ص ) و اعم از عربها و همه ادوار و همه سرزمینهاست . در عصر نزدیک به عصر رسالت و قرون بعدى , عده اى از جمله مسیلمه کذاب , در مقام معارضه با قـرآن برآمده اند و فقط کلماتى سست پیوند , بدون معناى بلند یا حتى معناى عادى , که نه نظیر قرآن است , و نه نظیر کلام متعارف , چیزهایى سر هم بندى کرده اند. و بدینسان معجزه بودن قرآن تحقق یافته است . زیـرا مـعـجـزه عبارت است از امرى خارق العاده که مقرون به تحدى و مصون از معارضه باشد و خداوند آن را به دست پیامبرانش ظاهر سازد که دلیل بر صدق رسالت آنان باشد. و مـشـرکـان عرب , براى ابراز مخالفت با پیامبر (ص ) دهها جنگ به راه انداختند و سالها خود و جـامعه را گرفتار بحران کردند که امرى بسیار شاق بود , ولى نتوانستند به راه ساده تر که آوردن نظیر قرآن و لذا ابطال دعوى حقانیت آن بود , نرفتند. ( التمهید , محمد هادى معرفت , 4/16 ). در مـعناى اعجاز قرآن چند وجه گفته اند : 1 ) فصاحت شگرف و بلاغت بیمانند که نظیر و بدیلى ندارد [ نظریه اعجاز زبانى ]. 2 ) موسیقى و آهنگ آن . 3 ) بیمانندى معارف و تعالیم قرآن . 4 ) تشریعات آن که موافق فطرت و عقل سلیم است و سعادت دو جهانى دربردارد. 5 ) براهین آن قاطع و داراى فصل الخطاب است . 6 ) مشتمل بر اخبار غیبى است , چه غیب مربوط به گذشته , چه آینده . 7 ) مشتمل بر اشارات علمى بر اسرار آفرینش است . 8 ) اسـتـقـامت بیان دارد و خالى از تناقض و اختلاف است , با آنکه در هنگامه حوادث بسیار و در طول بیست و سه سال نازل شده است . 9 ) قـول بـه اینکه خداوند دلها و همتهاى مخالفان را از آوردن نظیر قرآن , منصرف داشته است [ نظریه صرفه ]. مـعجزات پیامبران پیشین بیشتر حسى بوده است , ولى قرآن که معجزه الهى و معجزه جاودانه و مستمر اسلام و پیامبر اسلام (ص ) محسوب مى گردد , معجزه اى عقلى - علمى ( فرهنگى ) است . به گفته اى مشهور معجزه هر پیامبرى مناسب با پیشرفتهاى زمانه اش بوده است , و چون در عصر پـیـامبر ما (ص ) , شعر و ادب در میان قوم عرب , هنرى والا محسوب مى گردیده , خداوند براى پیامبر اسلام (ص ) , معجزه زبانى - ادبى انتخاب فرموده است . از میان وجوه مختلف اعجاز قرآن که برشمردیم , دو وجه برجسته تر است . الـف ) اعجاز زبانى - ادبى , که اکثریت قاطع علماى امامیه برآنند و نیز بسیارى از قرآن پژوهان و ادب شـنـاسـان اهل سنت از جمله جاحظ و قاضى عبدالجبار , و زمخشرى و عبدالقاهر جرجانى و سکاکى و قرآن پژوه و هنرمد بزرگى چون خواجه شمس الدین محمد حافظ. ب ) نظریه صرفه . طبق این نظریه اعجاز قرآن کریم در خود قرآن و از جمله در فصاحت بى نظیر و هنر ادبى - زبانى آن نیست , بلکه در این است که خداوند صرف همم فرموده است . یـعـنى اندیشه کسانى را که قصد برابرى و نظیره آورى با قرآن کریم داشته اند , منصرف گردانده است . از علماى امامیه , سید مرتضى علم الهدى و شیخ مفید طرفدار این نظریه اند. امـا ایـن نظریه , نظریه اى ضعیف و خدشه پذیر است , زیرا ارزش ذاتى و ادبى - زبانى و محتوایى و سبکى قرآن را براى معجزه بودن آن کافى نمى داند. شـاید علت گرایش این بزرگان و نیز نظام معتزلى ( که واضع این نظریه شمرده مى شود ) و ابن حـزم ظاهرى و برخى دیگر از اشاعره که از نظریه صرفه دفاع مى کنند , این باشد که نظریه اعجاز زبـانـى - ادبـى را نارسا مى دانند و برآنند که فى المثل آثار ادبى شامخ هر قوم و ملتى معجزه آسا و معارضه ناپذیر و بى همانند است . ( بـراى تـفـصـیـل دربـاره سایر وجوه اعجاز ـ مقاله اعجاز القرآن نوشته دکتر اصغر دادبه , در دایرة المعارف تشیع , 2/562 ـ 265. همچنین فصل اعجاز القرآن در البیان تالیف آیت اللّه خویى . هـمـچـنـیـن مجلد چهارم از کتاب التمهید , تالیف استاد محمد هادى معرفت که سراسر درباره تحدى و اعجاز قرآن است ).
تاریخ : 1384/12/02
بسم الله الرحمن الرحیم
باطن قرآن
یـکـى از مـبـاحثى که از قدیم مطرح بوده است , این است که چند درصد آیات قرآن کریم , آیات الاحکام است اولین عالمانى که تفسیر موضوعى نوشته اند کسانى هستند که در رابطه با آیات الاحکام رساله یا کتاب نوشته اند زیرا این بحث , نوعى تفسیر موضوعى است آنـچه اکنون مطرح است , این است که در حدود پانصد آیه , آیات الاحکام را تشکیل مى دهد یعنى حدود یک دوازدهم آیات قرآن کریم , زیرا قرآن داراى شش هزار و دویست و سى و شش آیه است لـکن این بیان از جنبه اى ممکن است درست باشد ولى با توجه به واقعیت امر, صحیح نیست زیرا آنـان کـه آیـات الاحـکـام را در ایـن حدود تصور کرده اند, تنها به آیاتى توجه داشته اند که صریحا متعرض احکام و تکالیف شده است مثل : (اقیموا الصلوه و آتوا الزکاه ), (احل اللّه البیع و حرم الربا) و امـثـال ایـنهادر حالى که به اعتقاد این جانب احکام شامل تمامى دستورات شرع , نسبت به روش زنـدگى انسان مى شود و اساسا قرآن , تمامى آیاتش , دستور العمل است و شیوه زندگى انسان را بـیان مى کند, حتى آنجا که قصه نقل مى کندلذا قصه ها را بریده بریده و تنها قطعه هایى از آنها را نقل مى کند که جنبه پند و موعظه و دستور زندگى دارد و مربوط به زندگى فعلى انسان است قـرآن کـتاب تاریخ نیست , زیرا تاریخ , حکایت مردگان است و قرآن حکایت زندگان است و تمام قـرآن دسـتـورالعمل و احکام الهى براى زندگى انسان است منتهى نحوه استفاده و نظر به آیات قـرآن فـرق مـى کـنداگر به نظر سطحى نگاه کنیم , به اینکه نقل تاریخ کرده و یا مربوط به یک حـادثـه اسـت و خـیال کنیم یک نسخه اى است براى درمان موقت و به همین قانع باشیم , در این صـورت آیات الاحکام محدود مى شود ولکن باید نگاه به آیات قرآن عوض شود و خصوصیات را الغا کـنـیـم و ببینیم هدف آیات قرآن چیست و دنبال آن هدف برویم که این بطن قرآن است و اساسا ظهر و بطن به این معناست ظهر یعنى آنچه به نظر سطحى و بر اساس تعبیر ظاهرى قرآن و ترجمه تحت اللفظى کلمات و با ملاحظه شان نزول ها از آیات فهمیده مى شودبـطـن یعنى معنایى و راى ظهر قرآن که یک معناى گسترده تر و قابل دوام و همیشگى و جاوید است لذا پیامبر اکرم (ص ) مى فرماید: (ما فى القرآن آیه الاولها ظهر و بطن مـعـنـاى این کلام پیامبر این است که تمامى آیات قرآن ظاهرى دارد و یک هدفى در پشت پرده ظاهر, و جاویدان بودن قرآن نیز به همان معناى باطنى قرآن است امـام بـاقر(ع ) مى فرماید: ... لو ان الایه اذا نزلت فى قوم ثم مات اولئک القوم ماتت الایه , لما بقى من القرآن شى و لکن القرآن یجرى اوله على آخره , مادامت السماوات والارض ... اگر آیه اى که در باره قومى نازل شده است با مردن آن قوم از بین برود, دیگر از قرآن چیزى باقى نمى ماند, در صورتى که قرآن همیشه زنده و جاویدان است و مانند ستاره و ماه و خورشید جریان دارد.آرىآن همیشه قابل تطبیق است و باید از محتواى آیات یک معناى کلى , همگانى , گسترده , بـه گـسـتـردگـى زمـان و به پهناى جهان استفاده کرد وبااین دید قرآن را مطالعه کرد و مورد بـهره بردارى قرار داداز این نقطه نظر تمامى آیات قرآن , آیات الاحکام است , زیرا همه اش دستور زندگى انسان است و بر صاحبان اندیشه است که با دقت نظر و با یک دیدى تازه به قرآن بنگرند و موشکافى کنند و ظرافت هاى باطنى قرآن را بدست آورندروش ائمه (ع ) در تفسیر آیات اسـاسـا ائمه (ع ) در تفسیر قرآن کریم , نقش کلیدى دارند و اگر آیه اى را تفسیر کردند, در صدد آمـوزش روش تـفـسـیـر بودند و مواردى را به عنوان نمونه تفسیر کردندزیرا امامان معصوم (ع ) نـیـامـدنـد از اول تـا آخـر قرآن را تفسیر کنند, بلکه با تفسیر بعضى آیات , روش تفسیر را آموزش داده انـد.و ایـنـکـه به اخباریها نسبت مى دهند که مى گویند هرآیه اى را که معصوم تفسیر نکرده بـاشـد مـا نمى فهمیم , این یک دروغ محض است زیرا ما نسبت به تمام آیات قرآن , تفسیر ماثور ازصومین (ع ) نداریم بلکه نسبت به برخى از آیات , آنهم نسبت به بعضى کلمات یا جمله ها و غالبا آیـه را بـه صورتکامل تفسیر نکرده اندو چون نقش کلیدى داشتند و در صدد بیان روش بوده اند, تمام آیات را تفسیر نکرده اندمـثلا امام صادق (ع ) از یک آیه با الغا خصوصیت یک معناى عام را استفاده مى کنداین یک روش است ,از باب نمونه آیه خمس , سال سوم هجرى در جنگ بدر نازل شد و در سوره انفال هم هست : (و اعلموا انما غنمتم من شى فان للّه خمسه و للرسول ولذى القربى ) (انفال8/41این آیه به مسلمانان دستور مى دهد که خمس غنایم جنگ بدر, مربوط به امام و ذى القربى است مفسرین آمده اند این را توسعه داده اند و گفتند اختصاص به جنگ بدر ندارد و غنایم همه جنگ ها را شامل مى شود ولى امام صادق (ع ) مى فرماید: این ان از حروف مشبهه بالفعل است و حرف تاکید است و ما موصوله است غنم هم در لغت عرب یعنى ربح و ربح یعنى کل سود و فایده , لذا حضرت از ایـن ایـه الغا خصوصیت کرده اند به اینکه : الخمس فى کل فائده یستفید الانسان و فى کل ربح یربحه الانسان مى بینیم حضرت بدون هیچ گونه تکلفى با الغا خصوصیت این را بیان کرده است و آیه تمامى ارباح مکاسب را شامل شده است مقصود ما از بطن قرآن هم , همین است و ما این روش را از امام صادق (ع ) یاد گرفتیم و در سایر آیات هم مانند آیه انفاق و... جارى کردیم در آیه انفاق مى فرماید: (و انفقوا فى سبیل اللّه ولا تلقوا بایدیکم الى التهلکه ) (بقره /2/195) از ایـن آیـه استفاده مى شود که بودجه جنگى را باید مسلمانان تهیه کنند و مفسران این آیه را در بـاره جـنگ و جهاد تفسیر کرده اند و انفقوا فى سبیل اللّه یعنى فى سبیل الجهاد ولا تلقوا بایدیکم الى التهلکه یعنى اگر چنانچه خوددارى بکنید و اسلام شکست بخورد خودتان را به هلاکت دچار کردیدحـالا ما آمدیم گفتیم این (سبیل اللّه ) که اطلاق بر جهاد شده است به این جهت است که جهاد در آن وقت مایه تثبیت پایه هاى حکومت اسلامى بوده است پس سبیل اللّه یعنى راه خداراه تثبیت پایه هاى حکومت اسلامى , آن زمان چه چیز تثبیت کننده پایه هاى حکومت بودجنگ , و مردم باید تـامـیـن کننده بودجه آن باشند و اکنون حکومت اسلامى در ابعاد گوناگون اعم از بعد نظامى , سـیاسى , صنعت , تجارت و فرهنگ باید نیرومند باشد زیرا در هریک از ابعاد یاد شده اگر حکومت اسلامى ضعیف باشد شکست مى خورد و این نیرومندى را تنها مال تامین مى کند زیرا مال خودش نـیـرویـى است که قابل تبدیل به هر نیرویى خواهد بود و به تعبیر عربى این گونه است که : المال طاقه یمکنک تبدیلها باى طاقه شئت در هـریک از ابعاد که حکومت اسلامى بخواهد قوى و نیرومند باشد باید بودجه کافى داشته باشد تا بتواند امکانات لازم را براى تقویت بنیه هاى گوناگون و لازم حکومت به دست آورداین بودجه را کى باید تامین کندمردم (وانفقوا فى سبیل اللّه ما در اینجا همان روشى را که امام صادق (ع ) در آیه خمس به کار گرفتند, بکار بردیم و روى این جهت و به عنوان حکم اولیه , وجوب پرداخت مالیات را اثبات کردیمیعنى بر مردم واجب است که بودجه مورد نیاز دولت را تامین کنند تا دولت بتواند در تمامى ابعاد نیرومند باشد و الا اگر دولت ضـعـیـف بـاشـد زیانش به خود مردم مى رسدلا تلقوا بایدیکم الى التهلکه زیرا اگر مردم در پـرداخـت مـالیات کوتاهى کنند به خودشان ضرر رساندند و تضعیف دولت در واقع تضعیف خود مردم است از آنـچـه به اختصار بیان شد نقش کلیدى ائمه در تفسیر قرآن تا حدودى روشن گردید البته ما بـایـد بسیار بااحتیاط این روش را بکار بگیریم زیرا کلام الهى است و خداى نخواسته نباید تحمیل نـظـریـه و راى بر قرآن باشدو با این دید اگر انسان به آیات قرآن توجه کند, همان طور که امیر مـومـنـان عـلـى (ع ) فرمودند: ان القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق لا تفنى عجائبه ولا تنقضى غرائبه ترجمه : ظاهر قرآن زیبا و دل انگیز است و باطن آن ژرف و عمیق , عجایب آن پایان ندارد و غرایب آن تمام نمى شودیـعـنـى هیچ یک از ظرایف و نکات قرآن پایان پذیر نیست هرچه در قرآن عنایت و دقت بیشترى شود, مطالب ظریف تر و دقیق تر از آن استفاده مى شودامید آنکه با توفیق الهى ما نیز بتوانیم این نکات و ظرایف را از قرآن کریم استفاده کنیم.