مجموعه جامع تمرینات یوگا مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات)
زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
1387/07/25


                                 آیات قدرت الهى

سپس براى توجّه نفوس به عظمت باهره‌ى خویش، قسمتى از عنایات خود را به‌مردم گوشزد مى‌فرماید:
«و هو الّذى أنشأَ لکم السّمعَ و الأَبصرَ و الأَفئِدَة‌...»(78)
آن خدایى که من، شما را به سوى او دعوت مى‌کنم، کسى است که براى شما چشم و گوش و دل، سه رکن درک دلایل را آفرید و به شما نیروى تفکّر و تدبّر داد که بر موجودات دیگر مزیّتى داشته باشید؛ ولى شما قدر این نعمت‌هاى پرارزش را ـ‌که فقدان هر یک، پدید آورنده‌ى مشقّت‌هاى زندگى است ـ نمى‌دانید:
«...‌‌قلیلاً ما تشکرونَ»(78)
سپاسگزاریتان کم و اندک و یا هیچ است.
«و هو الّذى ذرأکُم فِى الأرض و إلیه تُحشرونَ»(79)
او کسى است که شما را در زمین پدید آورد. مراحلى را که قبل از استقرار در رحم مادران خود پیمودید به اراده و قدرت او بود. ایجاد شما به قدرت بى‌حدّ او ممکن شد و بازگشت شما هم در سراى آخرت به سوى اوست و در سراى آخرت، در مقابل اعمال خویش مأجور یا معاقب خواهید بود.
«و هو الّذى یُحیى و یُمیتُ و له اختلفُ الّلیْلِ و النّهار أفلاتعقلونَ»(80)
او کسى است که حیات و ممات به قدرت اوست. او در ارحام مادران، شما را حیات بخشید و پس از انقضاى آجال[1]شما را مى‌میراند. رفت و برگشت شب و روز، زیادت و نقصان لیل و نهار به وضع منظّم و یکنواخت، از پرتو قدرت بى‌حدّ اوست. آیا نیروى تفکّر خود را به کار نمى‌اندازید تا درک کنید براى تمام این تغییرات، صانع و پدیدآورى است که پرستش و خدایى سزاوار اوست و عبادت، خاصّ ذات او مى‌باشد؟
* * *
بل قالوا مثلَ ما قال الأوّلونَ(81) قالوا أءِذا متنا و کنّا تراباً و عظماً أءِنَّا لَمَبعوثونَ(82) لقد وعدنا نحن و ءاباءُنا هـذا من قبلُ إنْ هـذا إلاّ اسطیر الأوّلینَ(83)قل لِمَن الأرض و من فیها إنْ کنتم تعلمون(84)سَیَقولون لِلّه قلْ أفلاتذکّرونَ(85)قل من ربّ السمـوت السّبع و ربّ العرشِ العظیم(86)سیقولون لِلّه قلْ أَفلاتتّقونَ(87) قل من بیده ملکوت کلّ شىء و هو یُجیر و لایُجار‌علیه إن کنتم تعلمون(88)سیقولون لِلّه قُلْ فَأَنّى تُسحرونَ(89) بل أتینهم بالحقّ و إنّهم لَکَـذبونَ(90)

ترجمه:

81‌. بلکه مانند آنچه پیشینیان ایشان گفته بودند، اینان گفتند.
82‌. گفتند: آیا وقتى که بمیریم و خاک و استخوان‌هایى شویم، آیا برانگیخته‌نشدگان خواهیم‌بود؟[انکار قیامت را به صورت استفهام بیان کردند.]
83‌. البته این زنده شدن را به ما و به پدرانمان از پیش وعده داده‌اند. این جز افسانه‌هاى مردم پیشین نیست!
84‌.[اى پیامبر، به منکران] بگو: این زمین و هر که در آن است از آنِ کیست؛ اگر دانا‌هستید؟
85‌. به زودى خواهند گفت: از آنِ خداست. بگو پس چرا پند نمى‌گیرید؟
86‌. بگو: پروردگار آسمان‌هاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ کیست؟
87‌. به زودى خواهند گفت: از آنِ خداست. بگو: پس چرا[از عذاب خدا]نمى‌ترسید؟
88‌. بگو: کیست که ملکوت هر چیزى به دست اوست و او پناه مى‌دهد و پناه داده نشود، اگر دانا‌هستید؟
89‌. خواهند گفت: از آنِ خداست. بگو: پس از کجا و چگونه افسون مى‌شوید[و‌فریب‌مى‌خورید؟]
90. بلکه حقّ را براى ایشان آوردیم و مسلّماً آنان[در این نسبت‌ها که به خدا مى‌دهند]دروغ‌مى‌گویند.

تفسیر:

معاندان و زندگى پس از مرگ

پرسش‌هاى بیدارى آفرین

ترجمه:

91. خداى متعال هیچ فرزندى نگرفت و با او هیچ خدایى نیست[اگر با خدایى او در عالم‌هستى شریکى بود] در آن هنگام آنچه را آفریده بود مى‌برد[و‌مخلوقش را به‌خود‌اختصاص مى‌داد] و برخى از خدایان بر برخى دیگر برترى مى‌جُستند؛ خداى بلند پایه، از آنچه ایشان او را به آن از فرزند و همتا و مانند مى‌ستایند و وصف مى‌کنند، منزّه است.
92.[آن خدایى که] به پنهان و آشکار داناست؛ پس خداوند از آنچه شریک او مى‌گیرند برتر است.
93. پروردگارا، بگو: اگر آن عذابى را که به ایشان وعده داده‌اند به من مى‌نمایانى،
94. پروردگارا، پس مرا قرین گروه ستمکاران قرار مده.
95. همانا ما تواناییم که عذابى را که به ایشان وعده داده‌ایم به تو بنمایانیم.
96.[خصلت] بد را به خصلتى که نیکوست برطرف کن و ما به آنچه وصف مى‌کنند داناتریم.
97. و بگو: پروردگارا، از وسوسه‌هاى شیاطین به تو پناه مى‌برم.
98. و پناه مى‌برم به تو اى پروردگار از این‌که شیاطین در اطراف من حاضر شوند.
99. تا آنگاه که مرگ، یکى از ایشان را فرا رسد[از روى تحسّر] گوید: پروردگارا! مرا بازگردانید.
100. شاید من در عوض آنچه باز گذاردم کردارى شایسته انجام دهم! هرگز بازگشتى نخواهند داشت. البته این کلمه[ فقط یک]سخنى است که آن شخص[از روى حسرت،]گوینده‌ى آن است و از پیش روى ایشان برزخى است[واسطه‌اى است میان دنیا و آخرت که آن قبر است و در آن جا خواهند بود] تا روزى که برانگیخته شوند.

تفسیر:

تنزیه ساحت کبریایى

در قرآن مجید ـ که کتاب هدایت و راهنماى بشر تا آخرین زمانى که روى زمین زندگى‌کند، مى‌باشد ـ به‌گونه‌هاى مختلف، اِثبات توحید ـ که اصل و بنیان خداشناسى است‌ـ به احسن وجوه با دلایلى وجدانى و عقلى، سخن به میان آمده است. هر جا به‌مناسبتى این حقیقت، ذکر شده تا جویندگان راه هدایت، طریق صحیح را بیابند و با‌پیروى از آن، نیکبخت گردند. در این جا هم پس از ذکر دلایلى که اثبات‌کننده‌ى توحید‌و یگانگى خداوند است، اصلى بیان مى‌فرماید که پاسخگوى آن وجدان سلیم است و آن این‌که:
«مَا اتّخذ اللّه مِن وَلَد و ما کانَ مَعَهُ مِن إلـه إذاً لَذَهبَ کلّ إلـه بما خلق و لعلا بعضُهم على بعض‌...»(91)
اول در ردّ گفتار گمراهانى که براى خداوند فرزند قایلند، بیان مى‌فرماید:
«ما اتّخذ اللّه من ولد‌...»(91)
خداوند فرزندى ندارد. این سخن را بیان فرمود تا اباطیل مسیحیان و یهود و آنان که براى ذات اقدس او قایل به فرزندند، موهوم بودنش آشکار گردد.
خداى متعال در این آیات شریفه، نفوس را به عظمت و کبریایى ذات بزرگوار خود متوجّه کرد که ایجاد سمع و بصر و نیروى تدبّر به قدرت بى‌حدّ او وابسته است. آفرینش‌آسمان‌ها و زمین و پدیدار ساختن افراد بشر به اراده‌ى او انجام شد. اوست که مرگ و میر موجودات را ایجاد کرد و رفت و برگشت شب و روز را به مصلحت خویش منظّم نمود.
در جواب آن توجّهات هدایت‌بخش و در پاسخ آن گفته‌هاى سعادت‌آفرین، افراد معاند و لجوج این‌گونه گفتند:
«بل قالوا مِثلَ ما قال الأوّلونَ»(81)
گفتار آنان هم به گفتار منکرانِ قبل از خود شباهت داشت و از آن جا که دلیلى بر نفى قیامت و زندگى پس از مرگ نداشتند، از روى استفهامى که مبیّن انکار درونى آنان بود گفتند:
«قالوا أءِذا مِتْنا و کُنّا تراباً و عِظماً أءِنَّا لَمَبعوثونَ»(82)
آیا وقتى که بمیریم و زیر خروارها خاک، استخوان‌هایمان پوسید و به صورت خاک درآمدیم و اعضاى ما ترکیب خود را از دست داد و تلفیق ظاهرى از هم متلاشى شد، ما مبعوث مى‌شویم و راه حیات را در عالَمى دیگر پیش مى‌گیریم؟
«لقد وُعدنا نحن و ءاباءُنا هذا من قبل إن هـذا إلاّ اسطیرُ الأوّلین»(83)
به ما و پدرانمان چنین وعده‌هایى دادند؛ افرادى آمدند و خود را فرستاده از طرف خدا به حساب آوردند؛ این‌ها نیست مگر داستان‌ها و افسانه‌هایى که مبدأ و منشأیى ندارد و دروغ‌هایى است که از خود مى‌بافند؛ ولى از آن جا که اعتقاد به مبدأ و معاد با فطرت بشر همراه است و فطرتش با آن در آمیخته است، قرآن با همان افرادى که جهت مطامع دنیوى خود، حقایق را منکر مى‌شوند، باب احتجاج را مى‌گشاید.
«قُلْ لِمَنِ الأرضُ و مَنْ فیها إن کنتم تعلمون»(84)
اوّل آنان را متوجّه خداشناسى مى‌فرماید که به آنان بگو: زمین و افرادى که در آنند براى کیست و آفریده‌ى چه کسى است اگر دانایید و وجودتان به بینش و دانش آراسته شده است؟!
«سیقولون لِلّه‌...»(85)
پاسخى که خواهند گفت، همان پاسخى است که فطرت آنان اقتضا مى‌کند که این آفریده شده‌ها از قدرت خداى یگانه ایجاد شده است.
ولى افسوس در این است که تذکّر و تنبّهى در آنان ایجاد نمى‌شود و متذکّر نمى‌گردند و تفکّر خود را به کار نمى‌اندازند تا بفهمند خدایى که قادر به ایجاد و آفرینش موجودات از نیستى به هستى باشد، این قدرت را نیز دارد که آنان را پس از مردن و خاک شدن دوباره حیات بخشد و به میزان حساب حاضر کند.
«قل مَن ربُّ السّمـوت السّبع و ربُّ العرشِ العظیم»(86)
پس از آن، افراد معاند را متوجّه مى‌فرماید به ملکوت آسمان‌ها و کُرات بهت‌آور و کهکشان‌هاى حیرت‌بار که نیروى تصوّر بشر و قدرت علمى او تا امروز نتوانسته است حدّى براى آن‌ها معیّن کند. باز هم از فطرت سلیم و عقل بیدار آنان مى‌پرسد که آسمان‌هاى هفتگانه و کُرات و منظومه‌هاى جهان بالا و عرش را که آفرید و مدبّر آن‌ها کیست؟ خواهند گفت: آفریدگار این دستگاه منظّم و مدبّر این نظم حیرت‌بار خداست. امّا در برابر این گفتار و این نداى وجدان، راه تقوا و ترس از عذاب الهى را پیش نمى‌گیرند و بر اسب مُراد خویش سوارند تا به هلاکت واقعى مبتلا شوند.
سپس در احتجاج مى‌فرماید:
«قُلْ مَن بیده ملکوتُ کلّ شىء و هو یُجیر و لایُجارعلیه إن کنتم تعلمون»(88)
از این افراد سؤال کن و بگو: ملکوت هر چیز و خزاین اشیا به قدرت کیست؟ و از آنِ چه کسى است که مستغیثین[2] را در پناه خود، پناه مى‌دهد، ولى براى او از کسى پناه خواسته نمى‌شود؟ همه چیز پناهنده‌ى اویند؛ امّا او بى‌نیاز از پناه خواستن است؛ اگر علم به این موضوع دارید پاسخ دهید؟
«سیقولون لِلّه‌...»(89)
خواهند گفت: آن موجودى که پناهگاه همه چیز و مَأمن همه‌کس مى‌باشد و از کسى و چیزى پناه نمى‌خواهد، خداست؛ امّا این کوردلان و بى‌خبران از حقیقت، افسون نادانى آنان را آن‌گونه مسحور ساخته که حقیقت را با نهایت وضوح و آشکارى‌اش انکار مى‌کنند و فریب مى‌خورند و بیچارگى دو جهان را براى خویش مى‌اندوزند.
«بَلْ أتَینهم بالحقّ و إنّهم لَکذبونَ»(90)
ما آنچه را که مبیّن حقیقت و مُظهر حقّ است براى این افراد آوردیم و حقیقت موضوع را براى آنان بیان کردیم، ولى آنان راه کذب و تکذیب را رها نکردند و اصرار در باطل نمودند و خویشتن را به اباطیلى سرگرم نمودند که شقاوت دو جهان در آن موجود بود.
* * *
ما اتّخذ اللّه مِن ولد و ما کان معه مِن إلـه إذاً لَذَهَبَ کلّ إلـه بما‌خلق و لعلا بعضُهم على بعض سبحن اللّه عمّا یَصِفونَ(91) علم الغیب و الشّهدةِ فتعلى عمّا یُشرکون(92) قُلْ ربّ إمّا تُرینّى ما‌یُوعدون(93)ربّ فلاتجعلنى فِى القوم الظَّـلمین(94) و إنّا على أنْ نُریک ما نعدُهم لَقَـدرونَ(95)إِدْفَعْ بالّتى هى أحسن السّیّئة نحن اعلم بما یَصفون(96) و قلْ ربّ أعوذُ بِکَ مِنْ هَمَزاتِ الشّیـطین(97)و أعوذُ بکَ ربّ أن یحضرون(98) حتّى إِذا جاء أحدهم الموتُ قال ربّ ارجعون(99)لعلّى أعمل صلحًا فیما ترکت کلاّ إنّها کلمة هو قائِلُها و مِنْ ورائِهم برزخٌ إلى یوم یُبعثونَ(100)
1387/07/23

اشرف کافی - دانشجوی پیش دکتری در رشته زبان شناسی در دانشگاه دهلی

چکیده:

از آنجایی که بنده به تازگی در مقطع کارشناسی ارشد در رشته "زبان شناسی" فارغ التحصیل شده و اصلی ترین بحث در این رشته "زبان و ساختار آن" می باشد، بر آن شدم تا در قرآن کمی دقیق تر شده و موارد استعمال کلمه "زبان" در قرآن و نحوه استفاده از آن را بیابم. 

در قرآن کلمه زبان در معانی گوناگونی بکار رفته است که به آن اشاره خواهم نمود.

در قسمتی از این نوشتار به گناهان مربوط به زبان اشاره مختصری خواهم داشت.

"زبان" چیزی که ما به راحتی از کنار آن می گذریم و مرتب از آن استفاده می کنیم، دنیایی بسیار پر رمز و راز دارد که هر چه بیشتر در مورد آن مطالعه می کنیم، بیشتر به حساسیت آن پی می بریم.

"زبان همچون دیگر اعضای بدن، هدیه الهی به بشر است که یکی از مهمترین راههای شکر گذاری برای این نعمت، استفاده درست کردن از آن است.

کاش به جایی برسیم که زبانمان باعث بدست آوردن دل دیگران شود نه اینکه با زخم زبان، باعث رنجش دیگران شویم.

 زبان وسیله بیان تفکر

زبان یکى از مهم ترین ابزارهاى ارتباطى میان ما و جهان پیرامون مان است که براى برداشتى اصولى و درست ازمناسباتمان به آن نیازمندیم. چنین ارتباطى ، خود، مى تواند یکى از مهم ترین کارکردهاى زبان قلمداد شود. ما به وسیله زبانمان است که مى توانیم فرهنگمان را به جهان عرضه کرده وحتى ازآن دفاع نماییم.

زبان وسیله بیان تفکر است و غالباً برای انتقال فکر کسی به دیگری به کار می رود. این انتقال ممکن است به وسیله گفتن، نوشتن، اشاره و یا لمس انجام شود. پس هر چه وسیله انتقال فکر، یعنی زبان، از طرفی ساده و از طرف دیگر دقیق تر باشد، عمل انتقال فکر دقیق تر و راحت تر صورت خواهد گرفت.

یکی از اختلافات بارز بین حیوان و انسان آن است که انسان حیوانی ناطق می باشد و قدرت تکلم انسان جزو پارامترهای مهمی است که باعث برتری انسان بر حیوان می شود. زبان وسیله برقرار کردن ارتباط انسان ها با یکدیگر است. در اشعار بسیاری از گذشتگان بر رعایت کم حرفی تاکید شده است چرا که صحبت کردن زیاد باعث فوت وقت و عدم تفکرلازم است. هر چند در مواقعی صحبت کردن یک وظیفه فردی، اجتماعی، شرعی و غیره است. زبان ارگانی گوشتی است که به هر سمتی آن را بچرخانیم به همان سمت می رود و بر ماست تا بر آن کنترل لازم را داشته باشیم.

اسلام هر گونه عملى را که لطمه به آبرو و شخصیت افراد جامعه باشد، تحریم کرده و آنرا از بزرگترین گناهان می شمارد.
در قرآن وسنت بر این امر بسیار تأ کید شده است تا آنجا که احترام مؤمن از خانه خدابیشتر قلمداد شده است .
به همین دلیل غیبت ، دروغ ، توهین ، تحقیر، سخن چینى ، افشاگرى ، استهزا،, سرزنش ، زخم زبان ، دشنام گوئى ، دهن کجى ، دست انداختن و مسخره کردن دیگران، شهادت کذب و غیره اکیدا حرام است .
حتى اگر کسى اجازه بدهد که از او غیبت کنند، باز غیبت از او روا نیست زیرا آثار مخرب خود راداراست

در مقابل معمولا زبان نرم و منطقی می تواند مشکلات فراوانی را از سر راه بردارد. چه بسا جوانی که با سخنی خردمندانه، دچار تحول روحی غیر قابل توصیف گردد. زبان نیکو می تواند باعث پیوند دو قلب رنجیده از هم شود.

در قرآن، بالغ بر ۲۰ مرتبه از کلمه "لسان" و مشتقات آن که در عربی به معنای" زبان" است، استفاده شده است.

البته کلمه "قال" که در عربی به معنای گفتن است و در گفتن معمولا از "زبان" استفاده می شود، بسیار زیاد در قرآن آمده است که در این مختصر، مجال پرداختن به آن نیست.

قرآن در بعضی جاها از زبان به عنوان عضو و ارگانی در بدن انسان یاد می کند و در جایی از آن به عنوان وسیله ای جهت هدایت انسان ها و یا از تنوع زبان به عنوان نشانه الهی که باعث شناخت است و در معانی دیگری، که به مناسبت به آن پرداخته می شود، یاد گردیده است.

در سوره قصص به تاثیر نفوذ کلام اشاره می کند، آن جا که آمده است:

واخی هارون هو افصح منی لسانا فارسله معی ردءا یصدقنی انی اخاف ان یکذبون (قصص ۳۴)

"و برادرم هارون از لحاظ بیان و فصاحت کلام بر من برتری دارد پس استدعا دارم او را برای تصدیق و تائید من همراه من بفرست چون که بیم دارم که مرا تکذیب کنند و من از عهده پاسخگویی بر نیایم"

در بعضی آیات به این اشاره شده که در واقع صحبت کردن به زبان مردم، باعث فهم بیشتر می شود و در قرآن آمده است که علت نزول قرآن به زبان عربی که زبان معمول مردم آن زمان بوده است، آن است تا آن را فهمیده و در جملات آن به تفکر بپردازند.

فانما یسرناه بلسانک لعلهم یتذکرون (دخان ۵۸)

"( ای پیامبر) ما قرآن را به زبان مادری تو (که زبان عربی است) بیان فرمودیم تا آسان باشد و مردمان معانی را درک کنند و پند بگیرند"

ومن قبله کتاب موسی اماما ورحمة وهذا کتاب مصدق لسانا عربیا لینذر الذین ظلموا وبشری للمحسنین (احقاف ۱۲)

"و پیش از آن، کتاب موسی که هدایت و رحمت بود و این قرآن مصدق تورات است و به زبان عربی ساده بیان فرموده شده و مقصد آنست که ستمکاران را هشدار و نیکوکرداران را بشارت دهد"

وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم فیضل الله من یشاء ویهدی من یشاء وهو العزیز الحکیم (ابراهیم ۴)

"ما هیچ پیامبری را جز اینکه به زبان قومش تکلو کند به پیامبری مبعوث نکردیم تا بتواند حقایق و مطالب دین را برای آنها به خوبی شرح دهد. پس خداوند هر کس را مصلحت بداند در گمراهی وا می نهد و هر کس را مصلحت بداند هدایت می فرماید و اوست آن بی همتا قدرتمند منشا حکمت"

ولقد نعلم انهم یقولون انما یعلمه بشرلسان الذی یلحدون الیه اعجمی وهذا لسان عربی مبین (نحل ۱۰۳)

"ما کاملا اطلاع داریم که آنها می گویند: بشری او را تعلیم می دهد. زبان مادری شخصی که چنین نسبتی به او می دهند، زبان بیگانه است و این قرآن ( به زبان خود پیامبر یعنی) به زبان عربی است که برای عرب زبانها واضح و روشن و قابل فهم است"

بلسان عربی مبین (شعرا ۱۹۵)

"و ( فرآن) به زبان عربی ساده و قابل فهم بیان شده است"

در سوره قیامت به پیامبر هشدار داده شده که از صحبت کردن با عجله و بدون فکرو قبل از این که کلمات وحی به اتمام رسد، بپرهیزند.

لا تحرک به لسانک لتعجل به (قیامت ۱۶)

"( ای پیامبر) وقتی که آیه دارد نازل می شود شتابزده آن را بر زبان جاری نکن ( بگذار مطمئن شوی که آیه را بطور کامل شنیده ای)"

در آیه ای از زبان به عنوان عضوی از بدن یاد شده است.

ولسانا وشفتین ( بلد ۹)

"( آیا ما برای انسان) یک زبان و دو لب نیافریدیم؟"

در آیه ای از زبان به عنوان وسیله ای برای بشارت دادن و همچنین انذار، یاد کرده شده است.

فانما یسرناه بلسانک لتبشر به المتقین وتنذر به قوما لدا (مریم ۹۷)

"پس ( ای پیامبر) ما این قرآن را به زبان قوم تو آسان بیان کردیم تا بدان پرهیزگاران را بشارت ببخشی و مردمان بی اعتقاد و مجادله گر را بیم دهی"

برای گشودن گره از زبان و تاثیر گذاری آن باید از خداوند طلب استعانت نماییم چرا که در قرآن آمده است:

واحلل عقدة من لسانی ( طه ۲۷)

"و گره زبانم را بگشای"

ویضیق صدری ولا ینطلق لسانی فارسل الی هارون (شعرا ۱۳)

"( از طرفی) قلبم فشرده و می شود و زبانم لکنت دارد، پس ( برادرم) هارون را نیز با من ارسال فرما که دستیارم باشد"

خداوند در جایی از قرآن تاکید می کند که همانگونه که آفرینش آسمان ها و زمین از جمله آیات و نشانه های قدرت الهی است، به همان اندازه هم آفریدن تعداد زیادی زبان و لهجه هم جزو آیات خداوندی محسوب می شود.

ومن آیاته خلق السماوات والارض واختلاف السنتکم والوانکم ان فی ذلک لآیات للعالمین( روم ۲۲)

"و از نشانه های قدرت خداوند، آفرینش آسمانها و زمین و نیز اختلاف زبانها و رنگهای شما انسانهاست و به تحقیق در همه اینها نشانه هایی از حکمت الهی برای دانشمندان نهفته است"

در جایی از این که گفتار ما بدون علم و از روی نادانی بوده و یا چیزی را به زبان بگوییم که به آن ایمان نداریم، شدیدا نهی شده ایم.

اذ تلقونه بالسنتکم وتقولون بافواهکم ما لیس لکم به علم وتحسبونه هینا وهو عند الله عظیم ( نور ۱۵)

"زیرا شما آن تهمت افواهی (زبانی) را پذیرفتید و نیز از دهانهایتان سخنانی خارج شد که کمترین علم و اطلاعی بدانها نداشتید و چنین کاری را امری سهل و بی اهمیت شمردید در حالی که نزد خداوند گناهی سنگین بود"

سیقول لک المخلفون من الاعراب شغلتنا اموالنا واهلونا فاستغفر لنا یقولون بالسنتهم ما لیس فی قلوبهم قل فمن یملک لکم من الله شیئا ان اراد بکم ضرا او اراد بکم نفعا بل کان الله بما تعملون خبیرا (فتح ۱۱)

"به زودی عربهای نا فرمان بادیه نشین، بهانه آورده به تو ( ای پیامبر) می گویند: نگهداری از مال و زن و فرزند ما را گرفتار کرده بود و نتوانستیم در خدمت تو باشیم برای ما طلب آمرزش کن، آنها به حرفی که می زنند قلبا اعتقاد ندارند تو در جواب به آنها بگو: در برابر مجازات الهی هیچکس نمی تواند از شما دفاع کند، اگر خداوند اراده به مجازات یا بخشش شما داشته باشد هیچکس را یارای جلوگیری از امر و اراده او نیست و او به اعمال شما آگاهی جامع دارد"

در قرآن در جایی از استفاده زبان برای حرفهای نیش دار و تلخ یاد شده است که یک علت آن، حسودی است.

اشحة علیکم فاذا جاء الخوف رایتهم ینظرون الیک تدور اعینهم کالذی یغشی علیه من الموت فاذا ذهب الخوف سلقوکم بالسنة حداد اشحة علی الخیر اولئک لم یومنوا فاحبط الله اعمالهم وکان ذلک علی الله یسیرا (احزاب ۱۹)

"آنها نسبت به شما حسودند، اما چون خطری نزدیک شود چشمانشان از ترس مانند کسی که مرگ به سراغش آمده در حدقه می چرخد و به تو ( ای پیامبر) برای کمک نگاه می کنند و چون خوف خطر دور شود با زخم زبان به شما مومنان حمله می کنند و آنها بر مال دنیا حریص هستند و آنان کسانی هستند که ایمان نیاورده اند و خدا اعمالشان را تباه گردانیده و این کار بر خداوند بسی آسان است"

ان یثقفوکم یکونوا لکم اعداء ویبسطوا الیکم ایدیهم و السنتهم بالسوء وودوا لو تکفرون (ممتحنه ۲)

"آنها اگر بر شما دست یابند خصمانه با شما رفتار می کنند و دست و زبان به دشمنی علیه شما می گشایند و خیلی مشتاقند که شما را به کفر و کافری بکشانند"

در آیه ذیل خداوند از احتمال این که رهبران دینی برای منافع خویش حرفایی زده و آنها را کلام وحی عنوان کنند، خبر داده است که این خود نوعی دروغ بستن بر خداوند و تحریف است.

وان منهم لفریقا یلوون السنتهم بالکتاب لتحسبوه من الکتاب وما هو من الکتاب ویقولون هو من عند الله وما هو من عند الله ویقولون علی الله الکذب وهم یعلمون ( آل عمران ۷۸)

"و از میان آنها ( یعنی علمای یهود) گروهی هستند که ( ضمن قرائت دست نوشته های خود) زبان خویش را به شیوه ای ماهرانه می پیچانند ( که شبیه تلاوت تورات باشد) تا گمان رود که آنچه تلاوت می کنند از جانب خداوند است و می گویند: اینها از جانب خداست.در حالی که چنین نیست، آگاهانه بر خداوند دروغ می بندند و خودشان هم از این دورغ گویی خویش مطلع هستند"

من الذین هادوا یحرفون الکلم عن مواضعه ویقولون سمعنا وعصینا واسمع غیر مسمع وراعنا لیا بالسنتهم وطعنا فی الدین ولو انهم قالوا سمعنا واطعنا واسمع وانظرنا لکان خیرا لهم واقوم ولکن لعنهم الله بکفرهم فلا یومنون الا قلیلا ( نسا ۴۶ )

"برخی از یهودیان کلمات را ( به قصد تغییر معنی) به عمد تحریف می کنند، (مثلا) می گویند: شنیدیم و نافرمانی کردیم. و نیز ( به پیامبر) می گویند: بشنو که کاش نشنوی. و از روی استهزاء می گویند: رعایت حال ما را بکن. ولی آنها به قصد طعنه زدن به اسلام ( با لهجه عبری) و با پیچاندن زبان می گویند: ما را تحمیق کن. ولی اگر می گفتند: شنیدیم و فرمان بردیم، و رعایت حال ما را بکن، تند نخوان تا معنی را بفهمیم، قطعا برای آنها بهتر و درست تر بود. خداوند آنان را به واسطه کفرشان، لعنت فرموده و در نتیجه جز تعداد کمی از ایشان ایمان نمی آورند"

ویجعلون لله ما یکرهون وتصف السنتهم الکذب ان لهم الحسنی لا جرم ان لهم النار وانهم مفرطون ( نحل ۶۲)

"آنها آنچه را برای خود نمی پسندند آن را خاص خداوند قرار می دهند و نیز زبانشان به دروغ می گوید: آن چیز خوب ( یعنی بهشت) از آن آنهاست. نه چنین نیست، سرانجام بدون شک آتش جهنم از آن آنهاست و مقدم بر دیگران به سوی آن روانه خواهند شد"

در آیه ذیل خداوند از این که کسانی هستند که به دروغ از بعضی چیز ها به عنوان حلال و از برخی به عنوان حرام با زبان خویش استفاده می کنند، خبر می دهد.

ولا تقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال وهذا حرام لتفتروا علی الله الکذب ان الذین یفترون علی الله الکذب لا یفلحون ( نحل ۱۱۶ )

"از گفتن حرفهایی بی اساس که زبانهایتان عامل شیوع آن هستند اجتناب کنید و نگویید این حلال است و آن حرام تا حکمی نادرست را به خداوند نسبت دهید، کسانی که بر خداوند دروغ می بندند روی رستگاری را نخواهند دید"

از آن جا که بنا به اعتقاد مسلمانان مردم در قیامت برای بازپرسی اعمال خویش در حضور الهی ظاهر می شوند، خداوند به ما هشدار می دهد مه مراقب اعمال خود باشیم در روزی که حتی زبان، دست و پا هم برای اعمال ما شهادت می دهند.

یوم تشهد علیهم السنتهم وایدیهم وارجلهم بما کانوا یعملون ( نور ۲۴ )

"در آن روز که زبانها و دستها و پاهایشان علیه آنان در باره اعمالی که مرتکب شده اند گواهی می دهند"

لعن الذین کفروا من بنی اسرائیل علی لسان داوود وعیسی ابن مریم ذلک بما عصوا وکانوا یعتدون(مائده ۷۸)

"آنهایی که از قوم بنی اسرائیل کافر شدند، ( به امر خداوند) به زبان داوود و عیسی پسر مریم لعنت شدند، این مجازات به سزای نافرمانی ( از امر خداوند و پیامبران) و تجاوز گری مصرانه آنها مقرر فرموده شد"

ووهبنا لهم من رحمتنا وجعلنا لهم لسان صدق علیا (مریم ۵۰)

"و از رحمت خاص خود به آنها بخشیدیم و برای آنها مقام عالی و نام نیکو مقرر فرمودیم"

واجعل لی لسان صدق فی الآخرین (شعرا ۸۴)

"و برای من در بین آیندگان نام نیکو و ذکر خیر نصیب فرما"

1387/07/18

Crystal Quran

1387/07/14

                                                 راز و نیاز با معبود

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم …
گفتی:
فانی قریب

    
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی:
و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
    
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی:
ألا تحبون ان یغفرالله لکم
    
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …
گفتی:
و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
    
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟     
گفتی:
الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

    
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی:
الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

    
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ 
گفتی:
ان الله یغفر الذنوب جمیعا
    
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی:
و من یغفر الذنوب الا الله
    
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌کنم
گفتی:
ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
    
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک     
گفتی:
الیس الله بکاف عبده

    
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>