یک شبه پولدار شوید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
آواى قرآن و کاهش اضطراب  چاپ
تاریخ : 1387/04/19

                                 
                                       آواى قرآن و کاهش اضطراب

مرتضى شیرودى

آدمى به عنوان پیچیده‏ترین و در هم تنیده‏ترین موجود، داراى نیازهاى متعدد و متنوعى است. او سر پا نیازمند آفریده شده و همه زندگى او را نیاز دربرگرفته، و «دین‏» به تعبیر آلپورت گل سر سبد نیازهاى اوست. ریشه احساس نیاز به دین، ژرف و عمیق است واین احساس یک وابستگى مطلق است. به دیگر سخن، انسان گرایش و کشش‏هاى دائمى به سوى آفریدگار خویش دارد و کوشش‏ها، زمزمه‏ها، طلب‏ها، راز و نیازهایش نیز برخاسته از آن کشش‏هاست. عبادت، تجلى خواست روحى بشر است و منظومه عبادات نیز شکل دادن و قالب ساختن براى آن حقیقت و تجلى فطرى است که در عمق فطرت انسان وجود دارد. آدمى قادر نیست از قلمرو راز و نیاز بگریزد و خود را نیازمند خداوند احساس نکند. اگر احساس کرد که در زندگى او خدایى نیست، مثل مگس‏هاى خشک پاییزى مى‏شود که به محض این که به شیشه مى‏خورد، بى‏صدا مى‏میرد. یکى از نیازهاى بشر، گوش دادن به کلام خداوند است. آواى دلنشین قرآن حتى دردهاى او را تسکین مى‏دهد و نیازش را برمى‏آورد.

مقاله حاضر، از چکیده سه تحقیق پزشکى سخن مى‏گوید که در هر یک از آنها، تاثیر آواى قرآن کریم در کاهش استرس و اضطراب بیماران، مورد مطالعه قرار گرفته است.

1. بررسى میزان تاثیر آواى قرآن کریم بر کاهش سطح اضطراب قبل و بعد از انجام اقدامات تشخیصى و درمانى.

در چکیده تحقیق فوق که در دانشگاه علوم پزشکى اصفهان، سال 1376 صورت گرفت، آمده است: «اضطراب پدیده شایع عصر ماست; اما پیشینه‏اى به طول تمامى تاریخ دارد، و از این رو، همواره مورد توجه بوده است. با این وصف، اضطراب کم، براى حیات و زندگى روزمره لازم است، ولى قطعا اضطراب زیاد، آثار و زیان‏هاى جدى بر جسم و روان و روابط اجتماعى مى‏گذارد، و در نتیجه، کنترل و مهار آن همیشه توصیه شده است. شاید به این علت در سال‏هاى اخیر، پژوهشگران تاکید و توجه زیادى بر روش‏هاى غیر دارویى کاهش اضطراب دارند، و در این راستا، در تحقیقات فراوان، تاثیر انواع موسیقى بر کاهش اضطراب، ارزیابى شده است. یکى از اقسام موسیقى، موسیقى ناشى از تلاوت آیات قرآن کریم است. این موسیقى عرفانى و دلپذیر، یکى از باشکوه‏ترین ابعاد اعجاز بیانى قرآن مجید است.»

هدف تحقیق، بررسى تاثیر آواى قرآن بر وضعیت استرس بیماران، قبل و بعد از اقدامات درمانى است. فرضیه تحقیق عبارت است از: آواى قرآن بر کاهش شدت اضطراب قبل و بعد از انجام اقدامات تشخیصى و درمانى، مؤثر است. این طرح تحقیقاتى، یک مطالعه نیمه‏تجربى به شمار مى‏رود که جامعه آمارى آن را، کلیه بیماران بخش‏هاى داخلى و جراحى بیمارستان امام حسین (ع) و امام خمینى (ره) اصفهان تشکیل مى‏داد. این بیماران قرار بود تحت‏یک نوع پروسیجر تهاجمى قرار گیرند. حجم نمونه در این مطالعه 80 نفر بوده‏اند که به طور تصادفى در دو گروه آزمون و شاهد قرار داده شدند. در این تحقیق، براى کاهش اضطراب گروه آزمون، از 20 دقیقه آواى قرآن کریم با صداى اساتید بزرگ مصرى و ایرانى که از بین آیات و سوره‏هاى مختلف انتخاب شده بود، استفاده گردید، و از طریق هدفون به استماع واحدهاى بیمارستانى رسانده شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم‏افزار EPL6 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، و نتایج زیر به دست آمد:

در مرحله اول، کاهش اضطراب در دو گروه شاهد و آزمون محسوس نبود; در حالى که در گروه آزمون در مراحل دوم و سوم - قبل و بعد از انجام پروسیجر میزان اضطراب کاهش یافته بود; اما این کاهش در گروه شاهد مشاهده نشد. و نیز، در بررسى علائم حیاتى در گروه آزمون، میزان فشار خون سیستول و تنفس تعدیل یافته، ولى تعداد نبض، و میزان فشار خون دیاستول در مقایسه با گروه شاهد، تغییر معنادارى نداشت. همچنین، عوامل دیگرى مثل سابقه انجام پروسیجر، نوع عمل، سن، جنبش، سابقه استماع به موسیقى یا تلاوت آیات قرآن، تشخیص پزشکى و... بررسى گردید، که هیچ کدام ارتباط معنادارى با کاهش سطح اضطراب نشان ندادند. بنابراین، نتایج تحقیق نشان داد که فرضیه تحقیق درست و قابل اثبات است; یعنى آواى قرآن کریم بر کاهش سطح اضطراب بیماران قبل و بعد از انجام تشخیصى و درمانى تاثیر دارد.

2. میزان تاثیر آواى قرآن کریم بر اضطراب بیماران، قبل از عمل جراحى در بیمارستان‏هاى منتخب تهران در سال 1376.

تحقیق مذکور نیز نیمه‏تجربى بود که به منظور بررسى میزان تاثیر آواى قرآن کریم بر اضطراب بیماران، قبل از عمل جراحى قلب صورت گرفت. این پژوهش، در بخش جراحى قلب بیمارستان امام خمینى (ره) تهران انجام یافت. هدف کلى پژوهش، تعیین میزان تاثیر آواى قرآن کریم بر اضطراب بیماران قبل از عمل جراحى بود. ابزار مورد استفاده در پژوهش را، سیاهه حالت فرم اضطراب اسپیل برگر، پرسش‏نامه اطلاعات فردى، چک‏لیست ثبت علائم حیاتى، برگه ثبت تعداد دفعات و مدت زمان گوش کردن به آواى قرآن تشکیل مى‏داد. تعداد 80 نفر از بیماران با توجه به مشخصات نمونه انتخاب شدند. از این تعداد، 50 نفر در گروه آزمون، از بعد از ظهر روز قبل، دو بار و هر بار 15 دقیقه به آواى قرآن کریم گوش کردند، و 30 نفر در گروه شاهد قرار گرفتند، که تحت تاثیر دخالت و مداخله پژوهشگر قرار نداشتند، و تنها از مراقبت‏هاى معمول بخش جراحى استفاده مى‏کردند. اضطراب بیماران در دو گروه با بعد از ظهر روز قبل از عمل و صبح عمل با پرسش‏نامه اضطراب اسپیل برگر و چک لیست ثبت علائم حیاتى سنجیده شد، و در پایان نمونه‏گیرى، میزان کاهش اضطراب گروه آزمون و شاهد مقایسه گردید. تجزیه و تحلیل یافته‏هاى آزمون آمارى نشان از آن داشت که میزان اضطراب بیماران قبل از عمل جراحى، به تاثیر از آواى قرآن، کاهش یافته است.

3. بررسى تاثیر آواى قرآن کریم بر میزان اضطراب بیماران بسترى در بخش‏هاى مراقبت ویژه قلبى یکى از بیمارستان‏هاى منتخب تهران در سال 1376.

پژوهش مذکور، یک مطالعه نیمه‏تجربى بود که با هدف مطالعه تاثیر آواى قرآن کریم بر میزان اضطراب بیماران بسترى در بخش‏هاى مراقبت ویژه قلبى یکى از بیمارستان‏هاى منتخب شهر تهران انجام شده است. تعداد نمونه‏هاى این پژوهش 60 نفر بودند که به صورتى تصادفى و با استفاده از قرعه‏کشى در دو گروه آزمایش کنترل قرار گرفتند. جهت گرد آورى داده‏ها، از پرسش‏نامه دو قسمتى استفاده شد. قسمت اول پرسش‏نامه مربوط به اطلاعات فردى و سؤالاتى در مورد موسیقى‏هاى مذهبى بود، و بخش دوم، شامل پرسش نامه استاندارد اسپیل برگر بود. در این پژوهش براى گروه آزمایش با صداى استاد عبدالباسط، آیات 10 تا 23 سوره یوسف با استفاده از ضبط صوت مجهز به هدفون به مدت 20 دقیقه پخش شد. قبل و بعد از پخش آواى قرآن کریم، در دو گروه آزمایش و کنترل فرم اضطراب اسپیل برگر توسط واحدها تکمیل و جهت تعیین میزان اثر بخش آواى قرآن کریم، اختلاف نمرات اضطراب قبل و بعد از مداخله، محاسبه گردید. براى تجزیه و تحلیل داده‏ها از آزمون‏هاى آمارى تى، فیشر، کاى اسکوئر و کوکران استفاده شد. نتایج‏حاصل از پژوهش نشان داد که استماع آواى قرآن کریم باعث کاهش اضطراب بیماران مى‏شود.

نتیجه

در سال‏هاى آغازین قرن بیست و یکم نیز توجه و گرایش به معنویت مهم‏ترین پدیده زمان ماست، و دیگر همانند گذشته، جدال با معنویت و خداوند، جدالى ترقى‏خواهانه به نظر نمى‏رسد. از یک طرف علم در پاسخ به سؤالات انسان اظهار عجز و ناتوانى مى‏کند و به قول سارتر (1971) علم مرده است، و از طرف دیگر احساس تنهایى، ناامنى، پوچى و وانهادگى او را سخت مى‏آزرد. راه نجات از این بحران در آمیختن معنویت و عقلانیت است که یک پاى آن وحى و پاى دیگرش عقل است.

هفته نامه پگاه حوزه - شماره 88

با قرآن آشنا شویم  چاپ
تاریخ : 1387/04/18

                                              
                                       با قرآن آشنا شویم

حجت الاسلام جواد محدثى

تاریخچه و چگونگى نگارش و تدوین قرآن

قرآن، که معجزه جاویدان پیامبر اسلام است، کتاب شناخت و معرفت است.

کتاب انسان ‏سازى و تربیت بشر است.

کتاب نور و روشنائى و حکمت است. کتاب اندیشه و تفکر و تدبر و خداشناسى است.

قرآن، کتاب ایمان و عمل صالح و جهاد و عدالت اجتماعى است.

کتاب بشارت و انذار، وعد و وعید است.

کتاب تاریخ سازنده است. کتاب سازنده تاریخ است.

کتاب حکومت و سیاست و قانون است.

کتاب همیشگى و همه ‏جائى و همه جانبه و جامع است.

کتاب هدایت و راهنمایى است... و سخن خداوند است و پیام آسمانى او.

این قرآن، بتدریج، در مدت 23 سال در شرایط گوناگون و طبق نیاز، نازل شد و احکام و مقررات و عقاید و معارف اسلام، از طریق  وحى‏  به پیامبر رسید و پیامبر هم آیات کتاب را به مردم ابلاغ کرد.

آیات قرآن که نازل مى‏گردید، پیامبر آنها را بازگو مى‏کرد، تا هم خودش آنها را حفظ کند و هم نویسندگان وحى، آنها را ثبت کرده و بنویسند. نویسندگان آیات قرآن به نام  کتاب وحى‏  معروف بودند که بارزترین این چهره ‏ها، على بن ابیطالب (ع) بود.

نویسندگان وحى، آیات نازل شده را، بر اساس امکانات آن دوران، روى پوسته درختان، برگ درخت، پارچه و حریر پوست ‏حیوانات، استخوان هاى پهن، سنگ و سفال، و احیانا کاغذ، مى‏ نوشتند.

اولین آیاتى که نازل شد، آیات اول سوره  علق‏  بود که در آغاز بعثت انجام گرفت. از آن پس براى مدتى طولانى، نزول آیات قطع شد ولى مجددا شروع گردید.

آنچه نازل مى ‏شد در خانه پیامبر نگهدارى مى ‏شد تا بعدا بصورت یک مجموعه در آید. حافظه قوى عرب‏ها، و نیز شوق فراوان مسلمین و همچنین مجذوب شدن افراد به زیبایى و فصاحت و بلاغت و گیرایى قرآن، باعث ‏شده بود که آیات را زود حفظ کنند.

تقسیمات قرآن

قرآن 114 سوره دارد و بیش از 6 هزار آیه. و مجموع قرآن را هم به 30 جزء تقسیم کرده‏اند و هر جزء هم از چهار قسمت - بنام حزب - تشکیل شده است. و هر سوره هم از چند جمله و فراز - که بنام  آیه‏  نامیده مى‏شود - تشکیل یافته است.

سوره‏ها (غیر از سوره نهم، توبه) با  بسم الله‏  شروع شده است.

طولانى ترین سوره‏ها  بقره‏  است، با 286 آیه، و کوتاهترین سوره ‏ها  کوثر  است با سه آیه.

آیات، به تدریج که نازل مى‏شد. بدنبال هم نوشته مى‏شد و تا وقتى که  بسم الله‏  نمى‏آمد، نویسندگان وحى، آیات را در دنباله آیات قبل بعنوان ادامه همان سوره مى ‏نوشتند. این جریان عادى و طبیعى قضیه بود.

غالبا ترتیب آیه ‏هاى یک سوره، بر حسب نزول بود. مگر در برخى از موارد، که شخص پیامبر(ص)، از طریق دریافت وحى، دستور مى ‏داد که این آیات، در فلان سوره، یا قبل و بعد از فلان آیه، نوشته شود، که این ترتیب غیر عادى بود. وگرنه آیاتى که پشت ‏سر هم - با فاصله زمانى یا بى‏فاصله - نازل مى ‏شد کتاب وحى، آنها را بدنبال هم ثبت مى‏ کردند تا شروع آیات دیگر، با بسم الله الرحمن الرحیم، که مى ‏فهمیدند سوره جدیدى است. این را امام صادق(ع) فرموده است. [1] قرآنى را که على(ع) بعدا تنظیم کرد، بر اساس تاریخ نزول بود.

بسیارى از علماء معتقدند که چون تا آخرین روزهاى حیات پیامبر، آیات به مناسبتهائى نازل مى‏شد، بنابراین، در حال وفات پیامبر، گرچه کل آیات قرآن، موجود و نوشته شده بود، ولى بصورت یک مجموعه مدون و بصورت یک صحیفه و میان دو جلد، گردآورى نشده بود و این کار بعد از آن حضرت انجام گرفت. خود پیامبر(ص) چنین مسئولیتى را به على(ع) واگذار کرده بود.

در زمان عثمان، چون اختلاف در نحوه قرائت قرآن پیش آمده بود، هیئتى به سرپرستى  زید بن ثابت‏  ماموریت‏یافتند که همه نسخه‏هاى رائج را جمع‏آورى کرده و بر اساس متواترترین و مشهورترین نوع قرائت، یک نسخه تدوین کنند. و چنین نیز شد. نسخه ‏هاى دیگر را از بین بردند و براى وحدت قرائت، از روى آن نسخه، عینا چند نسخه برداشته شد که به هر یک از شهرهاى: مکه، بصره، کوفه، مصر، یمن، شام، بحرین و... فرستاده شد و یکى هم که نسخه اصلى و مادر بود (معروف به  ام‏ ) در خود مدینه نگهدارى مى‏شد.

ترتیبى که در قرآن‏هاى موجود است، بر اساس تاریخ نزول آیات و سوره ‏ها نیست. در کتاب مفصلتر، تحقیقات فراوانى درباره تشخیص سیر نزول آیه ‏ها و سوره ‏هاى قرآن برحسب زمان، انجام گرفته و حتى فهرست سوره ‏ها بر اساس تاریخ نزول، ذکر شده است. ولى چون تفاوت‏هایى با هم دارند و در نتیجه تحقیقات، وحدت نظر نیست، از این جهت از نقل فهرست‏ سوره ‏ها بر آن اساس صرف نظر مى‏شود.

اسامى قرآن

از خود قرآن کریم، در آیات شریفه، با عناوین و اسامى گوناگونى یاد شده است. همچون: قرآن، فرقان، نور، کلام الله، ذکر، احسن الحدیث، مثانى، تنزیل، بیان، بلاغ مبین، مجید، کریم، کتاب، مبین و...

امام صادق(ع) فرموده است: قرآن، به کل این کتاب آسمانى گفته مى‏شود ولى فرقان، به آیات محکماتى که عمل کردن به آنها واجب است. [2] دقت در معنى و مفهوم هر یک از این اسامى، مطالب زیادى را براى ما روشن مى ‏سازد.

اسامى سوره‏هاى قرآن

هر یک از 114 سوره قرآن، اسمى دارد. بعضى سوره ‏ها هم چندین نام دارد. بعنوان مثال، سوره حمد، بیست و چند نام دارد.

نام بعضى از سوره ‏ها به اسم اشخاص است. مانند سوره هاى: یونس، هود، یوسف، ابراهیم، محمد، مریم، لقمان، نوح و... نام بعضى از سوره‏ها هم از حروف مقطعه اول سوره گرفته شده، مثل سوره ‏هاى: طه، یس، ص، ق و... و اکثر سوره ‏هاى دیگر، به نام پدیده‏هاى طبیعى، حیوانات، تیپ‏ها و گروه هاى اجتماعى، حوادث تاریخى و... مى ‏باشد.

نام سوره‏ها، یک چیز قطعى و اجتناب‏ناپذیر نیست. اغلب به تناسب موضوع و مسئله‏اى است که در سوره مطرح شده یا از موضوعات گوناگون یک سوره، چشمگیرتر بوده‏است.

روى همین جهت است که بعضى از سوره‏ها چند اسم دارند. و به همین جهت هم بوده‏است که در برخى از نسخه‏هاى قرآن، براى سوره‏ها نامى نمى ‏نوشتند، و یا اینکه مى ‏گفتند: سوره‏اى که در آن بقره یا آل عمران یا مریم ذکر شده است، نه اینکه اسم اینها مشخصا همین ها باشد. البته طبیعى است که با گذشت زمان آن مشخصه، بعنوان نام سوره، معروفیت پیدا کرده علم بشود.

در این نوشته، سعى شده است توضیحى مختصر هم درباره نام سوره ‏ها داده شود.

معناى  سوره‏

کلمه سوره، از ریشه لغوى  سور  گرفته شده است. سورة به معنى رفعت و منزلت است. باروى شهر را  سور  مى‏نامند.

سوره بخشى از قرآن است، همانند شهرى که حصار و دیواره‏اى، آنرا از قسمتهاى دیگر جدا مى‏کند.  [3]

شناخت مکى و مدنى

از جالب‏ترین مباحث ‏شناخت قرآن، شناخت آیات و سوره ‏هاى مکى و مدنى است. و نیز شناخت آیاتى که در مکه درباره اهل مدینه نازل شده و در مدینه، درباره اهل مکه. یا آیاتى که در جحفه، بیت المقدس، طائف، حدیبیه و... نازل شده، یا شناخت آیه ‏هاى مدنى در سوره ‏هاى مکى، یا آیات مکى و سوره ‏هاى مدنى.

سوره ‏ها و آیه ‏هاى مکى، به آنهایى گفته مى‏شود که قبل از هجرت، نازل شده باشد و سوره ‏هاى مدنى به سوره ‏هایى که بعد از هجرت، نازل شده، اگرچه در مکه باشد.

بعضى از علماء هم، ملاک مکى یا مدنى بودن آیات و سوره‏ ها را، نزول آنها در مکه یا مدینه (و اطراف هر یک) دانسته‏اند. نه قبل از هجرت و بعد از هجرت.

نزول اغلب سوره‏هاى کوتاه قرآن، دفعى و در یک نوبت و یکپارچه بوده است و همچنین بعضى از سوره‏هاى متوسط قرآن. حدود پنجاه و سه سوره از سوره‏هاى قرآن به اینصورت فرود آمده است.

ولى بیشتر سوره‏هاى بزرگ، در چند نوبت و به مناسبت‏هاى گوناگون نازل شده و بعدا مجموعه آنها بصورت یک سوره درآمده است، که گاهى فاصله زمانى آیات نازله که در یک سوره آمده، به چند سال هم مى‏رسد. در بعضى موارد، در وسط آیات مدنى، آیه‏هاى مکى گنجانده شده است.

در مورد ترتیب سوره ‏ها به شکل کنونى در کل قرآن بسیارى آن را به دستور پیامبر(ص) مى ‏دانند، و برخى این ترتیب را بر اساس نظر صحابه. هم چنان که گفته شد، در اعتبار مکى یا مدنى بودن، بعضى ‏ها  زمان‏  را ملاک قرار داده‏اند و بعضى ‏ها  مکان‏  را.

در هر صورت، به یکى از دو راه مى‏توان مکى یا مدنى بودن آیه و سوره را معلوم کرد:

1 - دلیل نقلى : استفاده از احادیث ائمه(ع).

2 - دلیل مضمونى: دقت در محتوا و مضمون آیات و سوره‏ها.

گفته‏اند [4] : آیات و سوره‏هاى  مکى‏  معمولا این ویژگى‏ها را دارد: (با توجه به مضمون آنها).

1 - دعوت به اصول عقائد، خدا، قیامت، بهشت، و جهنم و...

2 - دعوت به اخلاق متعالى (در قبال فساد اخلاق دوره جاهلى).

3 - کوتاه بودن آیات و سوره‏ ها (با توجه به بعد ادبى و فصاحت و بلاغت بیشترى که در سوره‏ هاى کوچک است).

4- کثرت سوگند، و سوره‏هائى که با سوگند شروع مى‏شود.

5- بحث و مجادله با مشرکین و ابطال نظریه آنان.

6 - کثرت (یا ایها الناس...) و ندرت و کم بودن (یا ایها الذین آمنوا...) در اول آیات.

7 - قصص انبیاء و امت‏ها و گروههاى اجتماعى موافق و مخالف.

در مقابل، آیات مدنى، معمولا این خصوصیات را دارد:

1 - طولانى بودن آیات و سوره‏ها.

2 - جدال با اهل کتاب (یهود و نصارى) و دعوت آنان به توحید اسلام.

3 - دعوت به جهاد و مسائل مربوطه.

4- بیان احکام و مقررات و قوانین اجتماعى مثل: نماز، روزه، زکات، خمس، حدود، قصاص، اهل ذمه، جزیه، احکام ارث و... قوانین دیگر.

مجددا یادآورى مى‏شود که این ملاکها، صورت غالب و اکثریت را بیان مى‏کند نه یک حکم کلى و غیر قابل استثناء را.

شان نزول

شان نزول، یعنى شناختن موقعیت و مناسبتى که در آن آیات، نازل شده است. این شناخت، به ما کمک مى ‏کند که آیات و معارف آنها را بهتر و دقیقتر درک کنیم، انگیزه و حکمت تشریع بعضى از احکام را بدانیم و آیاتى که مفاهیمش کلى است، مصداقهاى جزئى و خاص آنها را هم بشناسیم.

داناترین قرآن‏شناس، به این اسباب نزول، امام على(ع) است که خود فرموده است:  هیچ آیه ‏اى نازل نشده مگر اینکه مى ‏دانم که درباره چه کسى، و کجا و کى و به چه مناسبتى نازل شده. خداى من، به من قلبى با ادراک و زبانى گویا بخشیده است.  [5]

و نیز فرموده است:  قرآن در سه بخش نازل شده است. یک سوم آن درباره ما و دشمنان ما است. یک سوم دیگر، سنت‏ها و مثلهاست. و یک سوم هم، فریضه ‏ها و احکام و قوانین است.  [6]

این، یک تقسیم ‏بندى کلى نسبت به محتواى قرآن کریم است.

تفسیر قرآن

تفسیر بمعناى روشن ساختن و پرده‏برداشتن از روى یک چیز است.

علم تفسیر، یکى از علوم مهم اسلامى مربوط به قرآن است. علمى است که براى ما کشف نقاب و پرده از چهره الفاظ و آیات قرآن مى‏کند و ما را به فهم مفاهیم واقعى قرآن و مراد خداى تعالى نزدیک مى ‏سازد .

تفسیر، یا در مورد الفاظ مشکل و غیر مانوس است که موجب ابهام هائى در فهم معنى آیه یا آیاتى مى ‏شود، یا اینکه مواردى بصورت مجمل و مختصر بیان شده که احتیاج به توضیح و تفصیل و تشریح دارد.

بزرگترین مفسران قرآن، ائمه اهلبیت(ع) مى‏باشند که خانه ‏زاد قرآن و پرورش یافته مکتب وحى‏اند و از سرچشمه، آب نوشیده‏اند و علمشان خدائى است.

در تفسیر قرآن، شیوه ‏هاى گوناگونى وجود دارد که یکى از آنها، تفسیر متکى به احادیث است‏ یعنى در فهم مراد از آیه، به روایاتى که از ائمه نقل شده، اعتماد مى ‏شود. و شیوه دیگر، و تفسیر قرآن به قرآن است‏ یعنى از کنار هم گذاشتن آیات مشابه و جمع‏ بندى از آیات در زمینه خاصى، به روشن کردن معناى آیه مى ‏پردازند و با استناد به برخى آیات کلیدى در فهم معارف قرآن و شاخص قراردادن آنها مراد آیات دیگر را (حتى آیات متشابه را) بدست مى ‏آورند. و این دقیقتر و عمیقتر از صرف کنار هم گذاشتن آیات، و نتیجه ‏گیرى از جمع‏ بندى آنهاست، که مرحوم علامه طباطبایى در  المیزان‏  بر این اساس تفسیر کرده ‏است و به عنوان نمونه، تفسیر برهان و تفسیر نور الثقلین، از تفسیرهاى حدیثى است. و شیوه ‏هاى دیگرى هم در تفسیر قرآن وجود دارد.

تفسیر به راى

طبق روایات زیادى، از  تفسیر به راى‏  نهى شده و به کسى که تفسیر به راى کند وعده آتش دوزخ داده شده است.

تفسیر به راى آن است که انسان، قرآن را بر اساس نظریات شخصى خود، آنگونه که مى ‏پسندد، آنطور که دلش مى ‏خواهد و مورد نظرش است تفسیر و معنى کند و قرآن را بر آراء شخصى خود تطبیق دهد و عقیده شخصى خود را به قرآن تحمیل کند. یعنى بجاى آنکه شاگرد قرآن باشد و به پیام قرآن گوش دل بسپارد و هرچه از قرآن برمى ‏آید آن را بپذیرد (چه در زمینه عقائد، چه احکام و غیره...) بخواهد که به زور معنائى را به قرآن نسبت دهد و مایل باشد که از قرآن اینگونه مطلب بدست آید، به تعبیر علامه طباطبایى، رسوبات ذهنى و پیشداورى ‏هاى خود را در فهم معنى آیات، دخالت دهد و دنباله ‏روى و پیروى از قرآن را رها کند.

این گونه برخورد با قرآن، شیوه قلب‏هاى بیمار و اندیشه ‏هاى ناسالم است و سر از التقاط درخواهد آورد و حرام و ممنوع است.

محکم و متشابه

در خود قرآن، در یک تقسیم بندى، آیات را به  محکمات‏  و  متشابهات‏  تقسیم مى‏کند و بیماردلان را دنباله روایات متشابه معرفى مى‏ نماید. [7]

محکمات، آیاتى هستند که از نظر لفظ و معنى، محکم و استوار و بدون ابهام و شبهه هستند و مراد از آیه روشن است و آن را به معانى دیگر نمى ‏توان حمل کرد. ولى متشابهات، آیاتى هستند که یا از نظر لفظ، یا از نظر معنى، ابهام‏ها و چند پهلوئى ‏هائى دارند و قابل این هستند که به معانى گوناگون، تاویل و تفسیر شوند و براى فهم درست مقصود، باید از جائى دیگر دلیل و شاهد بیاوریم . البته براى محکم و متشابه، معانى دیگرى هم گفته ‏اند که بیان آنها چندان ضرورتى ندارد.

ائمه و اهلبیت عصمت (ع)، طبق بعضى از احادیث، به مقصود واقعى آیات متشابه واقفند چرا که آنان مصداق اکمل  راسخین در علم‏  هستند.

ناسخ و منسوخ

گاهى در آیات قرآن، بیان حکم و قانونى شده است. سپس آیه ‏اى نازل شده. حکم و دستور العمل سابق را لغو، باطل یا متوقف کرده و قانونى دیگر بیان مى ‏کند و در واقع سرآمدن مدت عمل به حکم سابق را اعلام مى ‏کند معناى نسخ همین است، یعنى برداشتن یک حکم و عوض کردن یک تشریع. آیه ‏اى را که حکمش عوض شده  منسوخ‏  مى ‏گویند و آیه ‏اى را که بعدا آمده  ناسخ‏  است. ممکن است در تنظیم قرآن به آیه ناسخى برخورد کنیم که در نوشتن، پیش از منسوخ آمده باشد.

پس مى ‏بینیم که شناخت آیات ناسخ و منسوخ، علاوه بر کمکى که به فهم درست معانى آیات مى ‏کند، ما را از اشتباه در تفسیر و برداشت غلط و انحرافى از این کتاب آسمانى بازمى ‏دارد. لذا دانستن آیات محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ و عام و خاص، براى کسى که تفسیر قرآن مى‏کند ضرورى است.

در نسخ، این تغییر حکم، طبق شرائط زمانى و مقتضیات خاص مکلفین است که بر اساس مصلحتى معین، از طرف خداوند انجام مى ‏گیرد.

مثال: فرضا آیاتى به مؤمنین دستور مى ‏دهد که در مقابل تعرض و آزار مشرکین عفو اغماض و گذشت کنند (آیات مخصوص به دوران مکه) و آیاتى هم فرمان مقابله و مبارزه و جهاد در برابر مشرکین مى ‏دهد (از آیات دوره مدینه) آیات نوع دوم، نسخ کننده حکم آیات اولى است.

پى ‏نوشتها:

1- کان یعرف انقضاء سورة بنزول بسم الله الرحمن الرحیم، ابتداء لاخرى (مصباح الفقیه کتاب الصلوة ص 276)

2- القرآن جملة الکتاب و الفرقان المحکم الواجب العمل به (تفسیر برهان ج 1 ص 269).

3- الاتقان سیوطى، ج 1 ص 52.

4- آشنایى با علوم قرآن، داود عطار.

5- ما نزلت آیة الا و انا علمت فیمن انزلت و این انزلت و على من نزلت ان ربى وهب لى قلبا عقولا و لسانا ناطقا (تفسیر برهان ج 1 ص 17).

6- نزل القرآن اثلاثا: ثلث فینا و فى عدونا، و ثلث‏سنن و امثال و ثلث فرائض و احکام (تفسیر برهان ج 1 ص 21)

7- هو الذى نزل علیک الکتاب، منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات ...(آل عمران 7).

منبع: برگرفته از کتاب آشنایى با سوره ‏ها
حقایق ثابت و خلل ‏ناپذیر در قرآن  چاپ
تاریخ : 1387/04/17
 


حقایق ثابت و خلل ‏ناپذیر در قرآن



 

          آیت الله العظمی ابوالقاسم خوئى (ره)

قرآن مجید به موضوعات زیادى متعرض گردیده، مطالب مختلفى را مورد گفت و گو قرار داده است. درباره خداشناسى و معارف عقلى سخن گفته، موضوع آفرینش و رستاخیز را پیش کشیده و از ماوراء الطبیعه، از روح و فرشته و جن و شیطان سخن به میان آورده، از کره زمین و کرات دیگر سخن رانده، بر تاریخ گذشتگان و انبیاى سلف و پیروانشان پرداخته، گاهى مثل زده و گاه اقامه حجت و برهان نموده، گاهى به مسائل اخلاقى وارد شده و گاهى حقوق خانواده را تشریح نموده، گاهى به آیین حکومت، زمامدارى و مردم دارى و نظم اجتماعى و به قوانین جنگى اشاره کرده و گاهى در عبادات و معاملات و مسائل سیاسى و اقتصادى در روابط اجتماعى و امور ازدواج، طرح عادلانه‏اى ریخته و در موضوع ارث و حدود و قصاص و در غیر این موارد قانون‏گذارى کرده است.

 

در همه این مسائل، بهترین و جالب‏ترین حقایق را به بشر ارائه نموده است؛ حقایقى که خلل، فساد و بطلان هرگز به آن راه ندارد و کوچک‏ترین اشکال و ایرادى بر آن متوجه نمى‏باشد.

 

این چیزى است که ذاتاً براى بشر امکان‏پذیر نیست و کسى نمى‏تواند در هر مورد جزئى و کلى قانون گذارى کند و این قانون براى همیشه و تا ابد زنده و بى‏نقص و عیب باشد، مخصوصاً اگر این افراد از میان ملتى وحشى و بى‏علم و دانش برخیزد که کوچک‏ترین آشنایى با این گونه معارف و حقایق نداشته باشد.

 

از این جاست که مى‏بینیم، افرادى که درباره یکى از علوم نظرى، کتابى نوشته‏اند از تألیف آن کتاب مدت زیادى نگذشته که بطلان اکثر نظریه‏هاى مؤلف آن کتاب روشن مى‏گردد؛ زیرا علوم نظرى این خصوصیت را دارند که هر چه بیش‏تر درباره آنها بحث شود، حقایق بیش‏ترى در مورد آنها به دست مى‏آید و خلاف نظریات گذشتگان ثابت مى‏شود و به طورى که گفته‏اند، حقیقت ثمره و نتیجه بحث و بررسى است.

 

چه مجهولات و ناروشنى‏هاى علم که گذشتگان حل آن را به آیندگان محول نموده‏اند و چه کتاب‏هاى فلسفى که گذشتگان آن را نوشته‏اند و مورد انتقاد و ایراد علماى بعدى قرار گرفته است؟

 

تا جایى که قسمتى از مباحثى که از راه دلیل براى علماى گذشته ثابت و مسلم شده بود، بعدها پس از بررسى به صورت یک مسئله بى‏اساس در آمده، از خیالات و موهومات محسوب گردیده است.

 

اما قرآن مجید با گذشت زمان و با کثرت جوانب و جهات مباحث و ارتفاع

 

سطح علمى آنها هنوز مورد کوچک‏ترین اشکال و انتقادى قرار نگرفته و در مسائل و قوانین آن کم‏ترین عیب و ایرادى دیده نشده است، مگر ایرادهاى بى‏جا و موهومى که از ناحیه بعضى کوته‏نظران انتشار یافته و ما به زودى آنها را مورد بحث و گفت و گو قرار داده، بطلان‏شان را بر ملا خواهیم نمود.

 

اخبار غیبى در قرآن

قرآن مجید در قسمتى از آیاتش از امور مهمى که مربوط به آینده بود، خبر داده، از حوادث و پیشامدهایى که بعداً واقع مى‏شود، پیشگویى نموده است و همه آنها نیز پس از مدتى به وقوع پیوسته، هیچ یک از آنها مخالف با واقع نگردیده است.

 

البته جاى تردید نیست که این همه اخبار از غیب و پیشگویى است که به جز طریق وحى، راهى بر آن نیست.

 

اینک نمونه‏اى از پیشگویى‏هاى قرآن مجید:

 

1ـ پیشگویى درباره جنگ بدر

«و اذ یعدکم اللَّه احدى الطائفتین أنها لکم و تودّون ان غیر ذات الشوکة تکون لکم و یرید اللَّه ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین. (1)

 

و به یاد آرید، هنگامى را که خداوند به شما وعده داده بود که یکى از دو گروه (کاروان قریش یا لشکر مسلح آنها) نصیب شما خواهد بود. شما دوست داشتید که کاروان براى شما باشد، ولى خداوند مى‏خواهد حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع کند.

 

خداوند به مؤمنین وعده غلبه و پیروزى بر دشمن و از بین رفتن کفار را داد با این که مسلمانان در آن روز از نظر تعداد لشکر و وسایل جنگ، ضعیف و در اقلیت بودند، تا جایى که در میان آنان تنها مقداد و زبیر بن عوام، سواره و بقیه همه پیاده بودند و در برابر آنان کفار در اکثریت و از نیروى بیش‏ترى برخوردار بودند و به طورى که قرآن بیان مى‏کند، کفار آن چنان داراى نیرو و قدرت بودند که مؤمنین از جنگ با آنان در ترس و وحشت به سر مى‏بردند. ولى خداوند در این آیه اراده خویش را به مسلمانان اطلاع داده است که او مى‏خواهد حق را بر باطل پیروز گرداند و به وعده‏اش وفا نمود و مسلمانان را بر دشمنان پیروز و کفار را ریشه کن ساخت.

 

2ـ پیشگویى در سرنوشت دشمنان پیامبر

«فاصدع بما تؤمر و اعرض عن المشرکین، انا کفیناک المستهزئین. الذین یجعلون مع اللَّه الهاً آخر فسوف یعلمون. (2)

 

آن چه را که مأمور هستى، آشکارا بیان کن و از مشرکان روى گردان! ما (خطر) استهزا کنندگان را از تو رفع خواهیم نمود، همانانى که به خدا شرک مى‏ورزند و آنان به زودى (از نتایج اعمال‏شان) اطلاع خواهند یافت.

 

این آیه شریفه در مکه، در اوایل دعوت اسلامى نازل گردید و بعضى از مفسرین مانند بزّاز و طبرانى در سبب نزول این آیه، از انس بن مالک چنین نقل نموده‏اند که روزى رسول خدا (ص) در مکه از کنار عده‏اى مى‏گذشت و آنان پیغمبر را مسخره و استهزا مى‏نمودند و چنین مى‏گفتند که: «این همان است که خیال مى‏کند پیامبر است و جبرئیل همراه او است». در این هنگام این آیه شریفه نازل گردید و پیروزى رسول خدا و کمک‏هاى غیبى را که شامل حال وى خواهد گردید، نوید داده، خذلان و شکست سرکشان را که پیامبر را استهزا و مسخره مى‏کردند اعلام نمود.

 

این آیه در هنگامى نازل گردید که کسى تصور نمى‏کرد روزى خواهد آمد که قریش شوکت و عزت خویش را از دست دهند و نفوذ و قدرت آنان با پیروزى رسول خدا (ص) از بین برود و این آیه شریفه چنین روز و سرنوشتى را براى قریش پیش‏بینى کرد و عیناً به وقوع پیوست.

 

3ـ پیشگویى درباره پیروزى اسلام بر تمام ادیان دیگر

«هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین کله و لو کره المشرکون. (3)

 

اوست که پیامبرش را با هدایت و آیین حق به سوى مردم فرستاد تا دین وى را بر تمام دین‏ها پیروز گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند».

 

این آیه شریفه هنگامى نازل گردید که اسلام هنوز در شبه جزیره عربستان رواج کامل پیدا نکرده بود که این آیه از پیروزى جهانى اسلام و از برترى و غلبه آن بر تمام ادیان و ملل دنیا خبر داد که بخش عظیمى از آن تحقق یافت و تحقق کامل آن با ظهور مهدى و مصلح جهان خواهد بود.

 

4ـ پیشگویى درباره جنگ ایران و روم

«غلبت الروم. فى ادنى الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون (4)

 

روم در نزدیک‏ترین سرزمین شکست خورد، ولى پس از مغلوب شدن به زودى پیروز و غالب خواهد گردید».

 

آن چه این آیه خبر داده بود، در مدت کم‏تر از ده سال واقع گردید و شاه روم بر پادشاه ایران غالب شد و سپاه روم وارد سرزمین فارس گردید.

 

5ـ پیشگویى در هزیمت دشمن نیرومند

«ام یقولون نحن جمیع منتصر. سیهزم الجمع و یولون الدبر. (5)

 

یا مى‏گویند: ما جماعتى متحد و نیرومند و پیروزیم، ولى بدانند به زودى جمع‏شان شکست مى‏خورد و پا به فرار خواهند گذشت».

 

این آیه از هزیمت و شکست مشرکین و از پاشیده شدن اجتماعاتشان خبر مى‏دهد، این جریان نیز در جنگ بدر واقع گردید . آن گاه که ابوجهل اسب خویش را جلو راند و در پیشاپیش لشکر خویش قرار گرفت و گفت: «ما امروز از محمد و یارانش انتقام خواهیم گرفت». ولى خداوند او را هلاک و جمعیتش را متفرق ساخت و حق را آشکار و کلمه حق را برتر گردانید. این جریان در موقعى به وقوع پیوست که مسلمانان در اقلیت بودند و کسى نمى‏توانست، باور کند که سیصد و سیزده مردى که هیچ گونه وسایل جنگ در اختیارشان نبود و به جز یک یا دو اسب و هفتاد شتر که به نوبت سوار آنها مى‏شدند، وسیله‏اى نداشتند، بر یک لشکر انبوه و نیرومندى که از نظر تعداد، وسایل و تجهیزات جنگى برترى کامل دارند، غالب شوند، نیرو و قدرت آنان را در هم بشکنند، شوکت و عزت‏شان را به باد فنا و نیستى بسپارند.

 

6ـ پیشگویى در سرنوشت ابولهب

«تبت یدا ابى لهب و تب. ما اغنى عنه ماله و ما کسب سیصلى ناراً ذات لهب. و امرأته حمالة الحطب ... (6)

 

بریده باد هر دو دست ابولهب و مرگ بر او باد همان طور هم خواهد بود. آن چه از ثروت و اولاد به دست آورده است، به حال وى سودى نخواهد بخشید، به زودى وارد آتش شعله‏ور دوزخ مى‏شود و نیز همسرش در حالى که هیزم‏کش دوزخ است و در گردنش طنابى است، از لیف خرما»!

 

این سوره که در حال حیات ابولهب نازل گردیده است، از داخل شدن او و همسرش به آتش دوزخ خبر مى‏دهد و از این آیه چنین استفاده مى‏شود که آنان تا زنده هستند، اسلام را نخواهند پذیرفت و در عناد و لجاجت خویش باقى خواهند ماند و یک سرنوشت شوم و ذلت بارى در انتظار آنهاست و همان طور که قرآن پیش‏بینى کرده بود، آن دو نفر در حال کفر و بى‏دینى از این جهان رخت بر بسته و مستوجب عذاب ابدى گردیدند. در دنیا به ذلت و نکبت و در آخرت به عذاب الهى مبتلإ؛ک‏ک شدند.

 

پى نوشت ها :

1 ) انفال/ 7.

 

2 ) حجر/ 94ـ 96.

 

3 ) صف/ 9.

 

4 ) روم، 2، 3.

 

5 ) قمر/ 44، 45.

 

6 ) لهب/ 1- 4.

 

ترجمه البیان، ص 106 - 111